حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي) در مدت قريب به يكسال كه در كابل حضور دارند و نماز با شكوه جمعه را در نيز در كابل اقامه مي نمايند و در راه بر پائي اين فريضه عبادي سياسي اسلام ، از هر خطري استقبال مي كنند ، حتي در وقتي كه دشمن منطقه ومسير هاي عبور و مرور را موشك باران مي كند ، ايشان اين فريضه الهي را برپا مي دارند.
مسجدي كه در آن نماز جمعه را اقامه مي نمايند ، دقيقا زير نظر دشمن بوده و مرتب مورد حملات موشكي قرار مي گرفت اما به لطف خداوند اين گلوله ها به خود مسجد اصابت نمي كند و بعضي تركشها و پارچه ها ، به مسجد اصابت مي كند و بعضي افراد مؤمن و نمازگزار نيز مجروح مي گردد.
منزل محل اقامت ايشان هدف گلوله هاي دشمن قرار مي گيرد ، قسمتي از منزل ايشان خراب ميگردد، موشك هاي زيادي در منازل اطراف و همسايگي ايشان اصابت مي كند و عده اي از مردان و زنان مسلمان و شيعه بي گناه و بي دفاع به شهادت مي رسند.
در يك كلام در طول قريب به يكسال اقامت در كابل ايشان ، مورد خشم دشمن قرار مي گيرد و گلوله هاي كينه توزانه دشمن در هر شرايطي وجود معظم له را نشانه مي رود ، در مسجد ، در حسينه ، در منزل شخصي ، در مسير. اما اين لطف الهي و عنايات خاصه ائمه اطهار (سلام عليهم اجمعين) است كه در قلب خطرات وجود مبارك ايشان را از گزند هر آفتي براي ملت محروم و مظلوم تشيع حفظ مي نمايد.
و بالاخره بايد گفت اين حضور قريب به يك سال حضوري سرنوشت ساز بود ، حضوري بود كه به بيمه شدن و احياء دوباره تشيع انجاميد.
قريب بعد از يك سال اقامت در كابل و ايفاي نقش تاريخي خويش در پروسه مقاومت و دفاع مقدس ، معظم له در بهار (1372 ) از كابل به جمهوري اسلامي ايران مراجعت مي نمايند ، همانگونه كه برگشت ايشان از ايران به كابل به ملت محروم تشيع در افغانستان جان تازه بخشيد و موجب دلگرمي هرچه بيشتر آنان گرديد. با بر گشت ايشان از كابل به ايران نيز مهاجرين مظلوم تشيع جان مي گيرند و موج تازه اي براه مي افتد ، اقشار مختلف جامعه تشيع افغانستان شامل علما ، روحانيون ، رهبران سياسي ، روشنفكران، دانشجويان ، دانش آموزان ، مهاجرين ، كارگران و بالاخره پير و جوان و زن و مرد ، از ايشان استقبال و پذيرايي بي سابقه اي مي نمايند ، مراسم و محافل متعددي در سطوح مختلف و در شهر هاي مختلف جمهوري اسلامي ايران براي استقبال از ايشان تشكيل مي گردد.
ايشان بحيث يك فقيه مجاهد و مجتهد جامع الشرايطي كه مردم به او معتقدند او را خوب مي شناسند و در طول چهارده سال امتحان خود را داده است ، مهاجرين و اقشار جامعه را در جريان حوادث و تحولات ، بخصوص جنگ هايي كه در كابل عليه شيعيان راه افتاده ، قرار مي دهند و در برابر موج تبليغاتي دشمن كه بر اساس يك استراتژي گسترده و در سطح بين المللي جريان دارد ، بسيار معقول و منطقي مقابله مي نمايند.
با توجه به اينكه مردم ما اعتقاد و اطمينان به ايشان دارند ، بر اساس اخلاص و صداقت اسلامي كه در گفتار و كردار ايشان متجلي است و با توجه به اينكه معظم له يكي از مجتهدين و فقهاء جامع الشرايط عصر خود مي باشند، اولا- مردم و مهاجرين ما در حد توان خود كمك هاي مالي و مادي زيادي را از طريق ايشان به مجاهدين نمودند و وجوهات خود را به بيت معظم له فرستادند، ارقام و اقلام كمكي پيرمردان ، پير زنان ، كودكان دختر و پسر و جوانان و نوجوانان مردم ما با توجه به شرايط سخت اقتصادي و فقر و تنگدستي ، موارد و نمونه هاي تمثيلي است كه بايد در تاريخ ثبت شود و ثبت خواهد شد. اين كمك ها در اين شرايط سخت حاكم بر مردم ما ، نشانگر اوج ايثار و بالاترين مرحله فداكاري است ، تجلي عواطف انساني و اسلامي است كه تاريخ ملت ما هرگز فراموش نخواهد كرد ، به جرئت مي توان گفت كه با در نظر داشتن شرايط اقتصادي و اجتماعي ، اين چنين ايثاري در تاريخ ملتها بي نظير و يا كم نظير است!
و ثانيا : از سوي كليه اقشار جامعه تشيع افغانستان كه دو ركن مهم آن روحانيت و مردم هستند، بطور جدي از حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي تقاضا گرديد كه در شرايط فعلي و بخاطر ضرورت هاي شرعي و ملي كه ايجاب مي كند و بدليل جامع الشرايط بودن ، رسالت سنگين و مسئوليت عظماي مرجعيت شيعيان افغانستان را بپذيرند و دست شيعيان افغانستان را بگيرند (چنانچه در گذشته هم گرفته اند) و در برابر دشمنان و عاملان طرح نابودي و حذف شيعيان را از عرصه هاي حياتي سياسي ، اجتماعي افغانستان، ملت تشيع را ياري دهند ، با توجه به اين شرايط حساس و با توجه به اين تقاضاي سراسري و جدي مردم ما، معظم له نيز احساس تكليف و وظيفه اي شرعي نموده و اين رسالت سنگين الهي را پذيرفتند. از خداوند متعال براي معظم له و كليه مراجع عظام تقليد آرزوي موفقيت هرچه بيشتر را داريم .
فصل چهارم
تعهد و تقواي سياسي حضرت آيه الله العظمي محقق كابلي (دام ظله العالي)
اين موضوع را بدليل اهميت قابل توجه آن به عنوان چهارمين فصل از فصول زندگاني معظم له گشوديم ، اگر چه در هر مرحله از مراحل چهارگانه پر بار ايشان اين موضوع قابل تذكر و يادآوري بود ، سه مرحله و فصل پيشين را كه ارائه داديم ، يك تقسيم بندي زماني از زندگاني ايشان بود ، اما اين فصل به كلية مراحل حيات ايشان بر مي گردد ، از دوران تحصيل تا كنون و بعد از اين . در دنياي پر ماجرايي كه از يك سو شاهد گرايشهاي گوناگون فكري ، سياسي ، اجتماعي و ... هستيم و از سوي ديگر در محاصرة شديد و در معرض هجوم گرايشها ، كششها و اميال نفساني و دروني هستيم ، ماديات ، قدرت ، رياست و ... در اين دار فاني با همة جلوه ها و جذبه هاي خود ، در برابر انسان خودنمائي مي كنند و انسان را به سوي خود فرا مي خوانند.
آري در چنين شرايطي ، راست قامت و جاودانه ايستادن ، حفظ كرامت انساني و عزت نفس ، به كژراهه نرفتن و به چپ و راست تغلتيدن و در يك كلام پاك و خالص زيستن و تحت تأثير هيچ موج باطل و سرابي قرار نگرفتن ، هنر هر كسي نيست . امروزه تشنگان قدرت و رياست چهار روزة دنيا ديوانه وار ، چهار نعل بسوي كسب اقتدار و رياست و موقعيت هاي كاذب در رقابت و در حال تنش هستند ، بخصوص در جامعة ما كه اوج بيشتر دارد. در متن جامعه رفتن و با مردم زيستن (نه در عزلت و انزوا) اما پاك زيستن ، در راه انجام مسئوليت هاي سياسي ، اجتماعي و براي خدمت به مردم حركت كردن اما خالصانه و بريده از گرايشات نفساني انسان خود ساخته و وارسته و مهذبي مي خواهد ، هر چند تاريخ ، چهره هاي زيادي از افراد را كه بر هيولاي نفس پيروز گرديده اند بما نشان مي دهد.
اما چنين افرادي اولا- اغلب پاك زيستن را در كنج عزلت و انزوا كمائي كرده اند و ثانيا- با توجه به كل جمعيت جوامع انساني بسيار معدود و اندكند، هنر پاك زيستن وقتي سخت تر و ظريف تر مي گرددكه كلية زمينه هاي غلطيدن به جهت هاي باطل ، با جلوه ها و جذبه هاي ظاهري خود آماده باشد . در اين مرحله، مبارزه و مقاومت بسيار سخت تر و شديد تر مي گردد كه باطن انسان عرصة اوج رقابت ، كشمكش و تنش دو گرايش متخاصم باشد(گرايش به حق و باطل) ،بهمان ميزان درصد و ضريب انسان هاي موفق در اين جدال سخت دروني، پائين خواهد بود.عالمان دين ،پيشوايان و مراجع مذهبي ، رهبران سياسي ، حكام و امراء جامعه، پيشقراولان حركت هاي انقلابي و اصلاح طلبانه ، در تمامي اديان ، مذهب و ملتها درگير اين جدال سخت در مرحلة اوج آن هستند، و بسيارند افرادينكه لغزيده اند، و بسيار كم اند عناصريكه از اين عرصة جدال باطني پيروز و سربلند بيرون آمده باشند!
با اين توضيح زندگاني حضرت آيه الله العظمي محقق را از اين زاويه بررسي مي كنيم : از روزيكه ايشان پا به عرصة اجتماع گذاشته اند در همه مراحل و فصول حيات خويش ، در حاليكه همراه و در ارتباط با مردم و در حال خدمت و انجام مسئوليت هاي اجتماعي بوده است اما زلال انديشيده اند و پاك زيسته اند .با سير و بررسي در زندگاني بيش از 70 سالة ايشان ، كمترين نقطة ضعف و لكه اي را در شخصيت اجتماعي و سياسي ايشان نمي توانيم بيابيم . هميشه به خواسته هاي پليد نفساني جذبه هاي مادي فريبنده پشت پا زده است. در صورتيكه زمينه هاي هر نوع سوء استفاده هاي شخصي از بيت المال براي تكاثر و ثروت اندوزي و زندگاني مرفه مادي و نيز زمينه هاي ارتباط با دستگاههاي حاكم جور براي كسب امتيازات ، اعتبار و موقعيت هاي برتر اجتماعي و زمينه هاي ارتباط با جريان هاي سياسي خلاف مصالح ملت و وابسته به بيگانگان با امتيازات بالا ئي از كابل تا نجف و از نجف تا كابل و پاكستان و تا ايران براي ايشان فراهم بوده است اما با تكيه و توكل به خداوند متعال و ارتباط و توسل دائم به ائمه اطهار عليهم السلام فريب هيچ يك از اين جلوه ها را نخورد و تحت تأثير امواج باطل و هواهاي نفساني قرار نمي گيرند و همچنان امانت ، صداقت ، متانت ، و اخلاص خويش را حفظ مي كنند و در جهت كسب رضاي الهي و مصالح ملت گام بر مي دارد.
در دوران نوجواني و اوائل جواني كه در كابل زادگاه اصلي خود مشغول به تحصيلات علوم حوزوي بوده است كوچكترين رد پا و نشانه اي از ارتباط و گرايش ايشان به دستگاه حاكم و خطوط انحرافي وجود ندارد و هرگز به ستايش و تأييد از سياست هاي دولت هاي جائر و حكام ظالم نپرداخته است، به خاطر كسب موقعيت و تقريب در دستگاه حكومت ، همچنين در طول 20 سال اقامت خود در حوزه علمية نجف اشرف ، كوچكترين لغزش و گرايشي كه موجب سوء استفاده و بهره برداري دشمنان اسلام و تشيع بشود نداشته است ، رژيم بعث تلاش زيادي مي كند كه بتواند با ايشان رابطه بر قرار نمايد اما هيچگونه موفقيتي به دست نمي آوردو كاملا نا اميد مي شود ، در حاليكه عده اي افراد به دام رژيم بعث سقوط مي كند عزت و عظمت شان شكسته و به پستي تن مي دهند.
همچنين وقتي از حوزه علمية نجف اشرف به كابل بر مي گردند رژيم حاكم وقت ، نمي تواند از وجود ايشان به عنوان مؤيد و حامي سياست هاي خود بهره برداري نمايد ، هرچند با تطميع و نويد ها : براي يك بار هم لب به تأييد از سياست هاي ظالمانه رژيم نگشوده است . با توجه به شخصيت اجتماعي ، پايگاه مردمي و وزنة علمي كه ايشان ، داشت رژيم، بيش از هر شخصيت مذهبي و ديني ديگر ، به جلب رضايت ايشان و بر قراري ارتباط نياز داشت تا توجيه گر سياست هايش در جامعة مذهبي افغانستان از زبان يك مجتهد و عالم ديني باشد ولي كمترين موفقيتي در اين زمينه نتوانست كسب كند ، نه تنها هيچ رابطه اي با رژيم نداشته بلكه با رژيم مبارزة منفي داشته است و قوت قلبي بوده است. براي نيروهاي انقلابي و روشنفكران مسلمان اعم از حلقه هاي مبارزاتي حوزوي و دانشگاهي كه با رژيم حاكم مبارزات مخفي يا علني داشته اند.
و همچنين در طول اقامت اخير ايشان در كابل در حساس ترين و خطرناك ترين شرايط ، همچنان راست قامت و استوار بر موضع و ديدگاه هاي مكتبي خويش پاي مي فشارد و براي خدمت به ملت محروم تشيع و مستضعفين از هر خطري استقبال مي نمايد و انگيزه هاي مادي و هواهاي نفساني ، حتي يك وجب ايشان را نمي تواند از صراط مستقيم منحرف سازد. در صورتي كه زمينة هر نوع ارتباط و معامله با جريانها و جناح هايي كه بر خلاف مصالح اسلام و ملت تشيع گام بر مي داشتند فراهم بود ولي ايشان آن نوع ارتباطات را غرض آلود و منافي ايده و منافع ملت خويش مي داند و تحت تأثير هيچ زدوبند سياسي و تطميع هاي مادي قرار نمي گيرد و نهايت درجه از آن پرهيز مي كند و لذا هيچ گونه اتهامي در اين زمينه ها چه از سوي دوست و چه دشمن ، داده نشده است چه اينكه چنين اتهامي واقعا احمقانه است، زيرا كسانيكه در فن شايعه سازي مهارت دارند و به دنبال لكه دار ساختن چهرة افراد و شخصيت ها هستند ، آنها نخست احتمال ميزان تأثير شايعات و قبولي مردم را خوب ارزيابي مي كنند ، سپس سوژه هايي را انتخاب مي نمايند كه بيشترين احتمال قبولي توسط مردم را داشته باشد و اگر روي سوژه هايي انگشت بگذارند كه براي مردم غير قابل قبول است و ميزان موفقيت در حد صفر باشد ، چنين كاري احمقانه است و ضربه به اعتبار و حيثيت خودشان وارد خواهد شد.
استقامت و استواري ايشان در برابر گرايشات مادي و خطوط فكري ، انحرافي و از صراط مستقيم الهي نلغزيدند و با عزت و افتخار زيستن ،آنهم با حضور در متن جامعه و در حال اجراي مسئوليت هاي اجتماعي ، نشانگر روح بلند و عزت نفس ايشان است كه ناشي از تعبد و توكل ايشان به خداوند تعالي و توسل و ارتباط دائم با ائمة اطهار عليهم السلام است . انصافا همين پاك زيستن و بي آلايش ، زندگي كردن توأم با تفوق علمي ، زمينه ساز مرجعيت و رهبري جهان تشيع مي باشد.