استفتائات جديد حضرت آيه الله العظمى محقق كابلى (مدظله العلى)
مقدمه
عنوان: استفتائات جديد حضرت آيه الله العظمى محقق كابلي (مدظله العلى)
مولف: حضرت آيه الله العظمى محقق كابلى ( مدظله العلى)
ناشر: دفتر معظم له
نوبت چاپ: اول 1381
تيراژ : 10000 نسخه
ليتوگرافى : واصف
چاپ : شريعت
احكام تقليد
س : 1 - تقليد آبتدائى ازمجتهد ميت اعلم جايز است يا نه؟
ج : چنين تقليدى درغير امور زعامتى مانعى ندارد.
س : 2- اگر چند نفر مجتهد از نظر علمى مساوى باشند واعلميت برخى ازآنهااحراز نشود اما فتواى يكى از آنان به احتياط نزديك ترباشد، تقليد از جنين مجتهدى تعيّن پيدا مى كند؟
ج : احوط تقليد ازمجتهدى است كه فتوايش مطابق با احتياط است
س : 3- شخصى بدون اينكه اعلم بودن مجتهدى برايش احراز شود از او تقليد مى كند وچندين سال به فتواى اوعمل مى كند اما بعد از آن كشف مى شودكه آن مجتهد اعلم نبوده است؟ آيا اعمال كذشته اش قضاء دارد؟
ج : اگر احرازشود كه اعمال گذشته اش مطابق با واقع يامطابق با فتواى مجتهدى كه وظيفه او تقليد از آن بوده صحيح است.
س : 4 - آيا تقليد در بعض آبواب فقهى از مجتهد متجزّى كه در آبواب فقهى مورد اجتهادش، اعلم از مجتهد مطلق باشد جايز است؟
ج : تقليد از چنين مجتهدى در آن آبواب لازم است.
س : 5 - اذادارالامربين من كان اجود استننباطا واكثره فايهما يقدم فى التقليد؟
ج : يجب التقليد ممن كان اجوداستنباطامع وجود سا ئرالشّرائط.(1)
س : 6 - اگرمجتهدى كه مقلد از او تقليد داشته است از دنيا برود، رجوع به مجتهدى كه ازنظر علمى مساوى با مجتهد ميت است جايز است؟
ج : اگردربين مجتهدان زنده اعلم از اين وجود نداشته باشد، رجوع به او واجب است.
س : 7- شخصى ازمجتهدى تقليد داشته است كه چندين سال است از دنيا رفته است اما براى باقي ماندن به تقليدش به مجتهد زنده رجوع نكرده است،اعمال گذشته او چه حكمى دارد؟
ج : اگراعمال گذشته او مطابق بافتواى مجتهد اعلم انجام گرفته باشد صحيح است اعاده و قضا لازم ندارد.
س : 8 - اگرمجتهدى در باب عبادات اعلم و مجتهد ديگرى در باب معاملات اعلم باشد تبعيض درتقليد واجب است يا نه؟
ج : در فرض مذكور تبعيض در تقليد لازم است، بايد از مجتهد اعلم در ان باب تقليد شود.
س : 9 - كسى از مجتهدى تقليد نكرده است اما ميداند كه آن چه را انجام مى دهد مطابق با فتواى يكى از مجتهدين جامع الشرائط است، آيا اعمال او صحيح است يا نه؟
ج : اعمالى چنين كسى محكوم به صحت است.1 -
س : هرگاه امر دائر شود يين دو مجتهد كه يكى استنباط خوب دارد و ديگرى استنباط زياد دارد كدام يكى درتقليد كردن مقدم است؟
ج : تقليد كردن از مجتهدى كه خوب استنباط مى كند واجب است به شرط كه سائر شرائط را دارا باشد.
س : 10 - كسى براى انجام اعمال عبادى ويا غير عبادى وكيل مى شود،اگر وكيل و موكل ازدو مجتهد تقليد داشته باشند وكيل اعمال ياد شده را مطابق فتواى مرجع تقليد موكل انجام دهد يا مطابق فتواى مرجع تقليد خودش؟
ج : در عمل غير عبادى مانند عقد نكاح مثلا اگر وكيل اختلاف فتوى را بداند بايد مطابق با فتواى مرجع تقليد موكل انجام دهد و اگرنداند مي تواند مطابق با فتواى مرجع تقليد خودش انجام بدهد، ولى عمل به احتياط احوط است.
س : 11 - كسى اجير يا نائب مى شود كه نماز، روزه، حج كسى ديگرى را انجام بدهد، اعمال ياد شده را مطابق فتواى مرجع تقليد خود انجام دهد يا مرجع تقليد موجر و منوب عنه؟
ج : عبادات را طبق نظر و فتواى مرجع تقليد خود انجام بدهد.
س : 12 - در رساله هاى عمليه آمده است كه اعمال، بدون تقليد باطل است مگراينكه اين اعمال مطابق با واقع يا مطابق با فتواى مجتهد جامع الشرائط كه وظيفه او تقليد از اين مجتهد بوده انجام گرفته باشد، مطابقت عمل با واقع چگونه تشخيص داده مى شود؟
ج : مطابقت با واقع با رجوع به رساله هاى عمليه موجود كه همه حكم به صحت آن كرده باشند و يا موافق با احتياط باشد، تشخيص داده مى شود.
س : 13 - اگر كسى مدتى طبق فتواى مجتهدى عمل كند بعد از آن رجوع به مجتهد ديگر بكند اگر اعمال گذشته او طبق فتواى مجتهد دوم باطل باشد آيا اعمال او اعاده و قضا دارد؟
ج : اگر تقليد از مجتهد اول موافق موازين شرعى بوده باشد اعاده و قضا ندارد.
س : 13 - اگر كسى از طريق غير موازين شرعى به اعلميت مجتهدى يقين پيدا كند، آيا اعلميت مجتهد براى اين شخص ثابت مى شود؟
ج : اعلميت ثابت مى شود، چون حجّت يقين، ذاتى است.
س : 15 - با وجود مجتهد اعلم تقليد از مجتهد كه فتواى او مطابق با احتياط است جايز است؟
ج : بلى جايز است.
س : 16 - اگر كسى ازطريق غير موازين كه دررساله هاى عمليه براى اثبات اعلميت مجتهد آمده است يقين به اعلميت مجتهدى پيدا كند آيا مى تواند از او تقليد كند؟ ويا اين كه به اهل خبره رجوع كند؟
ج : مى تواند تقليد كند،در صورت كشف خلاف و عدم مطابقت عمل او با فتواى مجتهد جامع شرايط كه وظيفه اش تقليد از او بوده باز اين اعمالى صحيح است مگر خللى به اركان وارد شده باشد.
س : 17 - كسى از آيت الله حكيم (ره ) تقليد داشته است بعد از درگذشت ايشان با اجازه ايت الله خونى (ره ) بر تقليد خود باقى مى ماند،آيا بعد از درگذشت آيت الله خوئى با اجازه مجتهد زنده مى تواند بر تقليد پيشين خود باقى بماند؟
ج : در صورلى كه در بعضى مسائل از آيت الله خوئى تقليد كرده باشد، بقاء بر تقليد از آن دو مرحوم با اجازه مجتهد جامع الشرايط جايز است.
س : 18 - من تقليد از مجتهدى داشتم كه فوت كرده است بعد از فوت ايشان رجوع به مجتهد زنده كردم حالا برايم ثابت شده است كه مرجع تقليد فوت شده ام اعلم از مرجع تقليد زنده ام بوده است، آيا دوباره رجوع به مرجع تقليد فوت شده ام مي توانم؟
ج : با اجازه مجتهد زنده اعلم مى توانيد رجوع كنيد،رجوع قبلى شما از مرجع تقليد فوت شده به مجتهد زنده برخلاف موازين بوده است.
س : 19 - آيا تقليد از مجتهد جامع الشرايط زن، براى مردان و زنان يا زنان تنها، جايز است؟
ج : جايز نيست مگر اين كه مجتهدى مرد وجود نداشته باشد.
س : 20 - در مساثل كه از نظر شما احتياط واجب است آيا در آن مسائل تقليد از مجتهد ديگر جايز است؟
ج : در مسائل ياد شده تقليد از مجتهد زنده جايز است البته با رعايت ا لاعلم فالاعلم.
س : 21- در فاصله زمانى فوت مرجع تقليد اعلم و عدم احراز مرجع تقليد اعلم زنده مكلفين وظائف شرعى را چگونه انجام دهند؟
ج : در صورت امكان عمل به احتياط كنند، وگرنه عمل به فتواى مجتهد فوت شده بكنند.
س : 22 - در بقاى بر تقليد از مجتهد فوت شده در ميان مراجع محترم تقليد اختلاف نظر وجود دارد: برخى مطلقاً جايز مى دانند.بعضى مطلقاً جايز نمى دانند.دسته اى در صورتى عمل به فتوا، جايز مى دانند.گروهى در صورتى علم به فتوا، جايز مى دانند.آيا در اين مسئله هم تقليد از اعلم واجب است؟
ج : بلى تقليد از اعلم واجب است.
س : 23 - آيا در غير احكام عبادى و معاملاتى هم تقليد از مجتهد لازم است؟
ج : تقليد در احكام شرعى فرعى واجب است نه در ضروريات و يقينيات.
س : 24 - كسى كه تازه به بلوغ مى رسد مى تواند به پيشنهاد پدر و برادر و...خود از مجتهدى تقليد كند يا خودش موظف به جستجو و تحقيق است؟
ج : اگر مى داندازميان چند نفر مجتهد يكى از آنان اعلم است درصورت امكان احوط است كه تحقيق كند و اعلم را پيدا كند و اگر ازگفتار پدر و برادر و...اطمينان به اعلميت يك مجتهد پيدا مى كند تحقيق لازم نيست.
س : 25 - اگر اهل خبره در تشخيص اعلميت مراجع محترم تقليد اختلاف نظر داشته باشند وظيفه مكلف چيست؟
ج : مكلف در تقليد از يكى از آنان مخير است.
س : 26 - آيا درصحت عمل مكلف، انتساب آن عمل به فتواى مرجع تقليدش لازم است؟
ج : لازم نيست اما بدون استناد عمل به فتواى مجتهد، تقليد تحقق پيدا نمى كند.
س : 27 - كسى كه از مجتهدى تقليد كرده است بعداًز مدتى قصد رجوع به مجتهد ديكركرده است درحال كه هر دو مجتهد از نظر علمى در نظر اين شخص مساوى هستند آيا رجوع جايز است؟
ج : درمسائلى كه عمل به فتواى مجتهد اول نكرده است رجوع جائز است.
س : 28 - درشهادت دادن به اعلميت مجتهدى عدالت شرط است يا وثاقت كفايت مي كند؟
ج : اگر از شهادت ثقات اطمينان حاصل شود كفايت مى كند.
س : 39 - شهادت يك نفرثقه عادل اعلميت مجتهدى را ثابت مى كند يا نه؟
ج : در صورت حصول وثوق ثابت مى كند.
س : 30 - حكم حاكم مطلقاً الزام آور است يا اينكه اعلميت حاكم نيز شرط است؟
ج : مطلقاً نافذ است.
س : 31 - نفوذ حكم فقها در طول هم است يا در عرض هم؟
ج : در عرض هم است لكن حكمى كه مقدم الصدوراست نافذ است.
س : 32 - درصورت صدور دو حكم مختلف در يك زمان از سوى دو نفر مجتهد جامع الشرائط وظيفه مكلف چيست؟
ج : حكم فقيه اعدل، افقه، ا صدق، و اورع مقدم است.
س : 33 - درگرفتن و مصرف كردن وجوه شرعى در مواردش، اعلميت مجتهد شرط است؟
ج : شرط نيست.
س : 34 - حدود اختيارات ولى فقيه را به طور خلاصه بيان كنيد:
ج : همان نيازهاى را كه مردم به امام (ع ) در هنگام حضور دارند، به ولى فقيه جامع الشرائط در زمان غيبت نيز دارند، برخى از وظائف ولى فقيه در زمان غيبت : عبارت است از: 1 - در صورت فراهم شدن شرائط وظيفه ولى فقيه ايجاد حكومت اسلامى و گسترش عدالت اجتماعى و اجراء احكام اسلامى است.2 - فتوا دادن.3 - قضاوت با واسطه يا بى واسطه.2 - تصدى امور حسبيه مانند تصرف در اموال صغار،مجانين، غائبين، نصب متولى براى اوقات، نصب قيّم در صورت نياز، اخذ وجوهات شرعيه و مصرف آن.5- ايجاد مراكز آموزش و برورش وگسترش فرهنگ اسلامى.6 - تقويت بنيه اقتصاد جامعه از طريق استخراج معادن و حفركاريزها، براى رفاه و آسايش عمومى.
س : 35 - كسى كه پيش از اين مقلد امام خمينى (ره ) بوده است،آيا مى تواند به اتفاق خانواده اش ازحضرت عالى تقليد كنند ويا با اجازه شما باقى بر تقليدش باشد؟
ج : اگر با اجازه اين جانب باقى بر تقليدش بمانند برايش سهل تر و آسان تر است.
س : 36 - ايا تبعيض در تقليد جائز است و در صورت جواز آيايك نفر دريك باب( مثلا خمس ) مى تواند از دومجتهد تقليد كند؟
ج : درصورت كه اعلميت يكى بر ديگرى معلوم نباشد تبعيض در تقليد جائزاست.
س : 37 - تقليد ازمجتهد چگونه تحقق پيدا مى كند؟
ج : با استناد عمل به فتواى آن مجتهد، تقليد محقق مى شود.
س : 38- آيا بقاء برتقليد مجتهد فوت شده مطلقاًجائز است؟
ج : مطلقاًجائز است.
س : 39 - عمل بدون تقليد و احتياط چه حكمى دارد؟
ج : اگر مطابق با فتواى مجتهد جامع الشرائط نباشد باطل است.
س : 40 - آيا اجتهاد قابل تجزّى است؟
ج : بلى قابل تجزّى است.
س : 41 - آيا تقليد ازمجتهد متجزى در مسائل مورد تجزّى جائز است؟
ج : اگر مخالف با فتواى مجتهد مطلق نباشد جائز است.
س : 42 - تقليد متجزى ازمجتهد مطلق، مطلقاً واجب است؟
ج : در مسائل كه اجتهاد نكرده است،احتياط و يا تقليد از مجتهد مطلق كند.
س : 43 - با اجازه مجتهد اعلم، باقى ماندن بر فتواى مجتهد غيراعلم فوت شده جائز است؟
ج : اگر مخالف با فتواى مجتهد اعلم نباشد جائز است.
س : 44 - اگر مجتهد فوت شده تقليد ازمجتهد مرده را جائز نداند بقاء بر تقليد او با اجازه مجتهد زنده جائز است يا نه؟
ج : درغير اين مسأله (عدم جوازبقاء بر فتواى مجتهد مرده ) بقاء جائز است.
س : 45 - براى چه كسانى تقليد جائز نيست؟
ج : كسانى كه استنباط احكام كرده اند جائز نيست تقليد نمايند، اما درصورت داشتن ملكه اجتهاد احوط عمل به احتياط است.
س : 46 - در تقليد نيت و قصد شرط است يا عمل تنها كفايت مى كند؟
ج : استناد عمل به فتواى مجتهدى بدون قصد ممكن نيست.
س : 47 - عدالت درمرجع تقليد حدوثأ و بقاءً شرط است و يا حدوثاً كفايت مى كند؟
ج : حدوثاً وبقاءً شرط است.
س : 48 - آيا اولاد و همسر در تقليد تابع پدر و شوهر هستند؟
ج : استقلال دارند.
س : 49 - آيا علم ويقين غير اهل خبره به اعلميت مجتهدى ازهر طريقى كه پيدا شده باشد در جواز تقليد از آن مجتهد برايش حجت است؟
ج : حجت است.
س : 50 - انكارمرجعيت و حجيت فتواى فقيه در اسلام سبب ارتداد مى شود؟
ج : نمى شود.
س : 51 - حجيت فتواى فقيه طريقيت دارد يا سببيت و موضوعيت، و ثمره آن چيست؟