ج : طريقيت دارد، بيان ثمره ضرورتى ندارد.
س : 52 - در صورت اختلاف دو مجتهد در اعلميت و اورعيت كدام يكى مقدم است؟
ج : اعلم مقدم است.
س : 53 - آيا مقلد ملزم است كه و جوه شرعيه را به مرجع تقليد خودش بدهد يا آزاد است و مى تواند به مرجع تقليد ديگر ى نيز پرداخت نمايد در صورت اختلاف موارد مصرف وجوه شرعى از سوى دو مرجع وظيفه مكلف چيست؟
ج : در صورت اتحاد موارد مصرف وجوه شرعيه از سوى دو مرجع تقليد پرداخت وجوه شرعى به غير مرجع تقليد خودش اشكال ندارد، اما در صورت اختلاف، موارد اهم مصرف در نظر گرفته شود، اگر موارد اهم تشخيص داده نشود به مرجع تقليد خودش پرداخت كند.
س : 54 - آيا تقليد مجتهد از مجتهد ديگر در غير احكام شرعى فرعى جائز است؟
ج : سيره قطعيه فقها بر اين است كه در علوم و موضوعاتى مانند طب و هندسه از افراد اهل نظر و خبره گان در اين رشته ها بيروى نموده و به گفته هاى ايشان اعتماد مى نمايند.
س : 55 - اگر زنى به مقام اجتهاد برسد تقليد زنان از او جائز است؟
ج : تقليد در احكام مانعى ندارد، اما زعامت زن در راستاى امامت جائز نيست.
س : 56 - اگر زنى به مقام اجتهاد برسد آيا مى تواند طبق نظر خودش عمل كند يا از مجتهد مرد تقليد كند؟
ج : مى تواند مطابق اجتهاد و نظر خودش عمل نمايد.
س : 57 - شهادت زنان اهل خبره اعلميت مجتهدى را ثابت مى تواند؟
ج : شهادت چهار زن عادل و اهل خبره اعلميت را ثابت مى كند.
س : 58 - كسى مى تواند اكثر مسائل شرعى را از مجتهدى و بقيه را از مجتهد ديگرى تقليد كند؟
ج : در صورت عدم احراز اعلميت جائز است.
س : 59 - مصلحت هم مانند اعلميت شرط است درتقليد؟
ج : مصلحت شرط نيست.
س : 60 - آيا آگاهى به زمان در مرجعيت شرط است؟
ج : اگر منظور آگاهى به اوقات باشد مانند سالها، ماهها، روزها، شبها، ساعات، اين آگاهى نه تنها بر مرجع تقليد بلكه بر هر مكلفى واجب است، وگرنه اوقات نماز، روزه، حج، و ديگر تكاليف دينى تشخيص داده نخواهد شد، و اگر منظور آگاهى به مسائل سياسى زمان است فقها اين را شرط ندانسته اند اما معتبر بودن آن مطابق احتياط است.
س : 61 - هل العلم با الزّمان شرط فى المرجعية؟
ج : آن كان المراد منه العلم باالاوقات من السنين والاشهر والايام والليالى و ساعاتها، فيجب على كل مكلف،العلم بها فضلاً عن المرجع الدينى، والا لا يعرف اوقات الصلات، و الصوم و الحج و غيرها، و آن كان المراد منه علمه با الاوضاع السياسية الموجودة فى عصره، فلم يذكره الفقهاء شرطا للمرجعيه، الا آن اعتباره موافق للاحتياط.
س : 62 - بعد از رحلت امام خمينى (ره ) بيشتر مقلدين ايشان طبق نظر مرحوم آية الله اراكى (ره ) بر تقليدامام خمينى باقى ماندند، بعد از فوت آية الله اراكى آيا مقلدين امام خمينى (ره ) اجازه دارند كه بر تقليد خود از ايشان باقى بمانند؟
ج : مقلدين حضرت امام خمينى و آية الله خوئى (رحمهما الله ) كه به حسب نظر آية الله اراكى باقى مانده اند مى توانند به نظر اين جانب همچنان باقى باشند.
س : 63 - با توچه به مسئله 8 توضيح المسائل حضرت عالى كه بقاء بر تقليد مجتهد اعلم را احتياطاً واجب مى دانيد، آيا كسى كه مقلد مرحوم اية الله خوئى (ره )بوده است، با توچه به شيوع اعلميت ايشان مى تواند به شما رجوع كند؟
ج : اگر اعلميت اية الله خوئى (ره ) براى كسى ثابت است، تنها در بقاء بر تقليد مى تواند به اينجانب رجوع نمايند.
س : 64 - باتوچه به مسئله 7 توضيح المسائل حضرت عالى كه عمل كردن به دستورات و فتاواى مجتهد را درتحتق تقليد شرط مى دانيد اگر كسى به حكمى عمل كند كه فتواى دو مجتهد درآن حكم مساوى است درعمل اين شخص تقليد تحقق يافته است؟ اگر تحتق يافته تقليد از كدام يكى ازاين دومجتهد به حساب مي آيد؟
ج : عمل مستند به فتواى هركدام باشد تقليد از همان مجتهد تحقق يافته است.
س : 65 - مقلدين امام خمينى و آية الله خوئى(رحمهماالله )كه با اجازه حضرت عالى باقى بر تقليد شان مانده اند تكليف فرزندان اين مقلدين كه بعد از فوت آن دو مرجع مكلف شده اند چيست؟
ج : به رساله عمليه اينجانب عمل كنند.
س : 66 - كسى كه بعد ازرحلت امام خمينى(ره ) با اجازه آية الله اراكى(ره ) بر تقليد از امام خمينى باقى مانده است و با توچه به اينكه امام تهران را از جمله( بلاد كبيره ) مى دانست و در داخل تهران پيش از چهار فرسخ نماز و روزه را قصر مى دانست حالا بعد از مرحوم آية الله اراكى تكليفش چيست؟
ج : مى تواند بر تقليد از امام خمينى (ره ) باقى بماند.
س : 67 - كسى كه بر تقليد از امام خمينى(ره )باقي مانده است مى تواند مسائل مستحدثة امام خمينى را براى مقلدين حضرت عالى بيان كند؟
ج : بيان كردن فتاواى امام خمينى (ره ) را درمسائل مستحدثه، براى مقلدين اينجانب اشكال و مانعى ندارد، اما آنها نمى توانند به فتاواى ايشان عمل نمايند.
س : 68- كسى كه مقلد امام خمينى بوده است و به فتاواى ايشان عمل كرده است آيا مى تواند به حضرت عالى رجوع كند، مثلا در روئيت هلال رمضان و شوال و معامله نقدى؟
ج : در روئيت هلال و معامله نقدى درصورتى كه مستلزم ربا نباشد مى تواند رجوج كند.
س : 69 - مقلد مرجع زنده مى تواند به مرجع تقليد ديگر رجوع كند؟
ج : در صورتى كه مجتهد دومى اعلم باشد بايد رجوع كند، در غير اين صورت نمى تواند.
احكام طهارت
س : 70 - دررساله هاى عملى آمده است : اگر كسى استبراء نكند اما مدتى طولانى از بولش بگذرد..." اين مدت چند ساعت است؟
ج : اگر اطمينان پيدا شود كه آنچه خارج شده از اجزاى باقيمانده بول سابق نيست محكوم به طهارت است.
س : 71 - اگر آفتاب ازپشت شيشه بر زمين نجس بتابد، زمين پاك مى شود؟
ج : پاك نمى شود.
س : 72 - كسى كه دندان مصنوعى يا دندان پرشده دارد اگر دهانش نجس شود، تطهير ان ها نيز واجب است؟
ج : اگر نجاست خارجى وارد دهان شود تطهير دندان مصنوعى و...بنابر احتياط واجب است.
س : 73 - كاغذى كه بر آن نام خداوند، پيامبران و ائمه (ع ) نوشته شده باشد اگر با قيچى به گونه اى ريز شود كه هر قطعه آن دلالت بر معنا نكند مس آن بدون وضو جايز است يا نه؟
ج : مس آنها بدون وضو جايز است.
س : 74 - اگر اسماى جلاله يا صفات مخصوص خداوند با حذف يا اضافه كردن يك حرف تغيير داده شود مس آن بدون وضو جايز است يا نه؟
ج : جايز است.
س : 75 - اگر اسماى جلاله با سياهى يا رنگ محو شود مس آن بدون وضو جايز است؟
ج : اگر كاملا محو شود جايز است.
س : 76 - وظيفه مكلف در برابر قرآن پاره هاى كه قابل استفاده نيست چيست؟
ج : مكلف در حالى كه طهارت دارد بايد آنها را بشويد تا حروف قرآن محو شود و يا اين كه درجا يك دفن كند تا موجب هتك حرمت قرآن نشود.
س : 77 - مس نام هاى "عبدالرحمان ! و "عبدالرحيم " و...بدون وضو چه حكمى دارد؟
ج : بدون وضو جايز نيست و درحكم اسماى جلاله است.
س : 78 - اگر نام كسى "خداداد"، "خدابخش "، يا لقب كسى "آقاخداى" باشد مس اين اسامى بدون وضو چه حكمى دارد؟
ج : حتى مس اين گونه اسامى و القاب بدون وضو جايز نيست.
س : 79 - كفش ها و لباس هاى دسته دوم (ليلامى) كه از خارج وارد مى شود چه حكمى دارد؟
ج : لباس هاى ليلامى در صورت عدم علم به نجاست آن پاك است اما كفش وكت جرمى محكوم به نجاست است.
س : 80 - برخى از كشورهاى غير اسلامى از كشورهاى اسلامى چرم مى خرند و آن را با چرم توليدى خودشان مخلوط مى كنند و كفش توليد مى كنند و معلوم نيست كه كفش هاى خارجى كه به كشورهاى اسلامى وارد مى شود از كدام نوع چرمهاى ياد شده است.پوشيدن اين نوع كفش ها چه حكمى دارد؟
ج : اجتناب از همه آنها واجب است.
احكام تخلي
س : 81 - اگر كسى محل بول را به جاى اين كه دو مرتبه بشويد به خاطر ندانستن مساله يك بار بشويد و همين شيوه هم مدتى طول بكشد نمازهايي كه خوانده است قضا يا اعاده دارد؟
ج : اگر در ياد گرفتن مساله كوتاهى نكرده باشد اعاده و قضا لازم ندارد.
س : 82 - آيا بر ولى كودك واجب است كه او را رو به قبله يا پشت به قبله بول كردن نگذارد؟
ج : واجب نيست.
س : 83 - اگر كسى فقط درحال استبراء يا استنجاء روبه قبله شود حرام است؟
ج : بهتر است كه در حال اختيار از رو و پشت كردن به قبله اجتناب كند.
س : 84 - اگر در حال اضطرار امر داير باشد بين اين كه پشت به قبله يا رو به قبله بول شود كدام مقدم است؟
ج : احوط اين است كه پشت به قبله باشد
س : 85 - اگر تشخيص قبله براى كسى ممكن نباشد و صبر هم حرج يا ضرر داشته باشد وظيفه اش چيست؟
ج : به هر سمتى كه رو كند اشكالى ندارد.
س : 86 - بول كردن بر زمين كس ديگرى بدون اجازه اش چه حكمى دارد؟
ج : اگر مى داند صاحب زمين راضى نيست، جايز نيست.
س : 87 - استفاده از توالت مدارس براى غير طلبه يا طلبه اى كه ساكن در آن نيست چه حكمى دارد؟
ج : اگر علم به وقف عام بودن مدرسه ندارد جايز نيست.
س : 88 - آيا محل بول با آب جارى نيز دو بار شسته شود؟
ج : محل بول با آب قليل بايد دوبار شسته شود اما با آب جارى يك بار كفايت مى كند.
س : 89 - آب استنجا اگر از بول باشد بر بدن يا لباس بپاشد و دفعه اول باشد مستقيما بريزد يا اول روى زمين بريزد بعد روى بدن و لباس بريزد پاك است يا نجس؟
ج : اگر زمينى كه بر آن آب استنجا ريخته است پاك باشد در جميع فروض پاك است.
احكام نجاسات
س : 90 - پوشيدن كفش هاى چرمى كه در كشورهاى غير اسلامى توليد مى شود چه حكمى دارد؟
ج : اگر با چرم صنعتى توليد شده باشد محكوم به طهارت و اگر با چرم حيوانى توليد شده باشد بايد از آن اجتناب شود.
س : 91- اگر الكل طبى مسكرباشد پاك است يا نجس؟
ج : الكل طبى پاك است اما اگر مست كننده و قابل شرب باشد حرام است سة 92 - آيا لازم است كه ميزبان، مهمان را از نجس بودن فرش خانه اش آگاه كند؟
ج : نه خير،
س : 93 - اگر چيزى با بعضى از اطراف شبهه محصوره با رطوبت مسرى ملاقات كند نجس مى شود؟
ج : نجس نمى شود.
س : 94 - اگر نخ و دانه هاى تسبيح نجس شده باشد چگونه تطهير مى شود؟
ج : اگر تسبيح درآب فرورود و فشار داده شود و شستن عرفى صدق كند پاك مي شود البته در آب كر و جارى حتى فشار دادن تسبيح هم لازم نيست.
س 95 - اگر چاه آشپزخانه با توالت يكى باشد جايز است؟
ج : مانعى ندارد اما احتياطاً ذرات نان نبايد در چاه توالت ريخته شود.
س : 96 - اگر دست يا لباس كسى نجس باشد و با لباس و دست كس ديگرى تماس پيدا كند لازم است كه او را از نجس بودن دست و لباس خود آگاه كند؟
ج : اگر علم يا اطمينان دارد كه موضع نجس لباس با اعضاى وضو ملاقات و آن را نجس مى كند و در صورتى كه خودش باعث نجاست شده باشد بنابر احتياط بايد اعلام كند.
س : 97 - لباس ترك كه براى خشك شدن بر روى چوبى پهن شده بود و لباس خشك نجسى با آن ملاقات كرد و شك شد كه لباس تر وپاك درهنگام ملاقات خشك شده بود يا نه چه حكمى دارد؟
ج : لباس پاك محكوم به نجاست نيست.
س : 98 - دربرخى از اشياء مانند جلد قرآن وكتب ديگر و لايه درونى كفش پارچه به كار برده شده است كه در هنگام شستن و تطهير فشار دادن آن امكان ندارد، تطهير و شستن آنها چگونه است؟
ج : در اشياى ياد شده فشار دادن پارچه لازم نيست اما كوشش شود كه با آب كثير شسته شود.
س : 99 - خريد و فروش كفش، كلاه، لباس و بند ساعت چرمى و مانند آنها كه ازخارج وارد مى شود جايز است يا نه؟
ج : اگر علم به ذبح شرعى حيواناتى كه از چرم آنها كفش، كلاه،لباس و بند ساعت ساخته مى شود نداشته باشيم، خريد و فروش آن جايز نيست چون حكم ميته را دارد.
س : 100 - اگر غذاى پاك و حلالى را كافر پخته كند و شك شود كه دست و بدن آشپز كافر با غذا تماس پيدا كرده است يا نه، غذاى ياد شده پاك است يا نجس؟
ج : اگر علم به تماس نباشد پاك است اما اين فرض بعيد است كه در طول آشپزى دست و بدن كافر با غذا تماس پيدا نكند.
س : 101 - پنيرهايي كه دركشورهاى غير اسلامى توليد مى شود، با آن كه علم داريم كه از پنير مايه گوساله، بره يا بزغاله تهيه شده است خوردن اين پنيرها چه حكمى دارد؟
ج : اين نوع پنيرها محكوم به نجاست نيست مگر اينكه علم به نجاست ان باشد.
س : 102 - لباس هاى نجسى كه به خشكشويي ها داده مى شود و معلوم نيست كه با آب مطلق شسته مى شود يا با آب مضاف وكارگر خشكشويي مراعات طهارت و نجاست را مى كند يا نه بعد از شستن، آيا اين لباس ها پاك است يا نجس؟