back page Index Page next page

ج : بله، حق دارد هزينه حج بلدى را از ورثه بگيرد.
س : 904- كسى از افغانستان همراه با مادر پيرش براى زيارت كربلاي معلا حركت مي كند در مسير راه تجارت مي كند و وقتى به كربلا مي رسد استطاعت حج پيدا مي كند و موسم حج هم فرا مي رسد اما به خاطر تنهايي مادر و پيرى او نمي تواند او را تنها بگذارد و به حج برود.وقتى به افغانستان بر مي گردد ديگر توان مالى ندارد كه به حج برود آيا حج بر او واجب شده است؟
ج : اين مسأله دو صورت دارد: 1- اگر امكان داشته است كه مادرش را دركربلا يا نجف در خانه يكى از دوستان، خويشا وندان يا هموطنان بگذارد و خودش به حج برود، ترك حج واجب به خاطر مادر جايز نيست.2- اگر حج رفتن اين شخص باعث فوت مادرش مي شده است حج به ذمة او تعلق نگرفته است.
س : 905- اگر زن مستطيع شود اما شوهر اجازه رفتن به حج ندهد، وظيفه اش چيست؟
ج : كسب اجازه شوهر لازم نيست.مي تواند بدون اجازه به حج برود.
س : 906- كسى درمرض موت برادرش را براى حج نايب مي گيرد وشرط مي كندكه در سال آينده بايد به حج برود قطعه اى زمين به اومي دهدكه هزينه سفر حج كند نايب (برادرش ) تا هفت سال بعد از مرگ منوب عنه (برادرش ) زنده بود اما به حج نرفت.او هم در فرض موت پسر بزرگش را نايب مي گيردكه حج براى برادرش انجام دهد پسر بزرگ او هم تا هفت سال به حج نمي رود سرانجام پسر خود منوب عنه تصميم مي گيردكه براى پدرش حج انجام دهد اما پسر عمويش (نايب دوم) چون دستى در حكومت وقت داشته است او را از راه بر مي گرداند و مانع رفتن او مي شود و به جاى او برادركوچك خود را براى انجام حج ياد شده نايب مي گيرد.اين نايب هم بعد از پانزده سال حج را انجام مي دهد.حالا سؤال اين است : اولا: اين حج كه بعد از پانزده سال تاخير، انجام شده است منوب عنه اصلى را برى الذمه مي كند؟ ثانيا: محصول زمين كه به عنوان هزينة حج به نايب داده شده بود مال ورثه منوب عنه است يا نايب؟ ثالثا: اصل زمين مال ورثه منوب عنه است يا نايب؟
ج : اولا: حج از منوب عنه ساقط شده است.ثانيا: محصول زمين مال كسى است كه بذر و تخم از او بوده است اما اجره المثل زمين به ميت بر مي گردد.(براى ميت مصرف كند) ثالثا: زمين مال منوب عنه است و توليت آن به حاكم شرع است او مي تواند هزينة حج ميقاتى به نايب سوم بدهد و بقيه آن را در راه هاى نيك به نيابت از ميت مصرف كند.
س : 907- مادرى وصيت مي كند كه فرزند بزرگش برايش حج انجام دهد اما هزينة آن را همه فرزندانش پرداخت كند پسر بزرگ در افغانستان بوده است و قادر به انجام حج نبوده است او به برادركوچكش كه در ايران است سفارش مي كند كه حج براى مادرش انجام دهد برادركوچك از طرف مادر حج مي كند آيا مادر برى الذمه مي شود؟
ج : فرزند كوچك اگر حج را به نيابت از مادرش انجام دهد، مادر برى الذمه مي شود.
س : 908- مستطيع اگر پيش از موسم حج مالش را به كسى هبه كند يا از دنيا برود حجش ساقط مي شود؟
ج : در سال استطاعت و قبل از موسم اگر فوت كند حج از او ساقط مي شود اما حق هبه مالش را ندارد زيرا حج بر عهده اش واجب شده است.
س : 909- كسى كه مستطيع بوده است عمدا به حج نرفته است ويا نتوانسته است برود بعد از آن كه از دنيا مي رود ((ماترك)) او براى حج بلدى كفايت مي كند آيا حج ميقاتى او را برى الذمه مي كند؟
ج : حج ميقالى كفايت مي كند.
س : 910- كسى كه مستطيع بوده است وصيت مي كند كه فلان قطعه زمين فروخته شود و براى او نايب گرفته شود براى حج.با توجه به اين كه قيمت زمين هزينه حج بلدى را هم كفايت مي كند آيا حج ميقاتى او را برى الذمه مي كند؟
ج : بايد طبق وصيت عمل شود.اگر وصيت به حج بلدى كرده است، حج بلدى انجام شود.
س : 911 - اگر كسى درحال احتضار وصيت كند كه ازثلث مالش برايش حج انجام داده شود اگرثلث مال ازهزينه حج بلدى بيشتر باشد زيادى مال، مال نايب است يا ورثه يا براى خود موصى ميت مصرف شود؟
ج : اگر ثلث مال حج بلدى راكفايت مي كند بايد حج بلدى براى ميت انجام داده شود و باقيماندة مال براى خود ميت مصرف شود.
س : 912- كسى فوت مي كند و از او چند فرزند دختر و پسر و چند قطعه زمين باقي مي ماند.دختران سهم خود را از زمين به برادرشان مي بخشند به شرط اين كه برادرشان براى پدرشان حجى انجام دهد وقت حج را هم معين نمي كنند.حالا دختران آن مرحوم از دنيا رفته اند اما پسرش زنده است و هنوز حج ياد شده را انجام نداده است آيا ورثه دختران مي توانند ادعاكنند كه چون به شرط مادر شان عمل نشده است، ارث مادر شان را از ماماى (دايى) شان بگيرند؟
ج : خواهرزادگان حق مطالبه ارث را ندارند زيرا وقت و سال معين براى انجام حج در نظرگرفته نشده است.البته تاخير حج تا پايان عمر جايز نيست زيرا ظاهر حال نشان مي دهد كه خواهران انجام حج را در طول دو سه سال بعد از فوت پدر در نظر داشته اند.
س : 913- با توجه به سؤال پيشين اگر برادر پيش از آن كه حج را انجام دهد فوت كند و به ورثه اش وصيت كند كه حج را انجام دهند آيا ورثه خواهران حق مطالبه ارث را دارند؟
ج : ورثه خواهران حق فسخ هبه را دارند زيرا ماماى (دايى) شان به شرط هبه عمل نكرده است بنابراين حج نيابتى براى پدر بزرگ مادرى شان انجام دهند.
س : 914 - مستطيعى بدون اين كه حج انجام دهد از دنيا مي رود، اموالى كه از او مانده است كفايت مخارج سفر را نمي كند اما اگر زمينش را بفروشند مي توانند حج انجام دهند آيا بر ورثه واجب است كه زمين او را بفروشند يا قرض كنند و حج انجام دهند؟
ج : اگر ميت وصيت بر حج بلدى كرده باشد بر ورثه واجب است كه حج بلدى براى ميت انجام دهند خواه زمين را بفروشند و خواه قرض كنند.اما اگر وصيت بر حج بلدى نكرده است مي توانند حج ميقاتى انجام دهند.
س : 915 - كسى وصيت كرده است كه ورثه برايش نايب بگيرد و حج انجام دهد، در آن زمان ورثه مبلغ پنجاه هزارتومان به كسى مي دهدكه نيابتا ازطرف ميت حج انجام دهد.نايب دوبار اقدام به انجام حج مي كند اما با مانع روبه رو مي شود و نمي تواند به مكه مشرف شود بعد از آن نايب از دنيا مي رود و به ورثه اش وصيت مي كند كه مبلغ ياد شده را به بازماندگان منوب عنه برگرداند اما ورثة منوب عنه ازگرفتن پول خوددارى مي كنند.در اين صورت وظيفه ورثه نايب و منوب عنه چيست؟
ج : اين مسأله دو صورت دارد: 1- اگر نايب متعهد شده باشد كه در برابر مبلغ پنجاه هزار تومان حج را انجام مي دهد بدون اين كه زمانش را قيدكند حج بر عهدة او واجب شده است و بايد ورثه نايب از ماتركش مصارف حج ياد شده راكنار بگذارند.2- اگر نايب شرط كرده باشد كه اقدام مي كند اما اگركدام مانعى پيدا شد پول را به ورثه منوب عنه بر مي گرداند در اين صورت حج بر نايب واجب نيست و ورثة منوب عنه تنها حق گرفتن مبلغ پنجاه هزارتومان ياد شده را از ورثه نايب دارد.
س : 916- اگركسى پيش ازموسم حج استطاعت پيداكرد حفظ آن واجب است؟
ج : حفظ استطاعت واجب است.
س : 917 - زنى كه از نظر مالى استطاعت پيدا كرده است اما نمي تواند به تنهايي به حج برود و توانائى نداردكه يكى از محارم را با خود ببرد،وظيفه اش چيست؟
ج : اگر يكى ازمحارم اش مستطيع وعازم حج شد بايد با او به حج بر ود و الا حج بر او واجب نيست.
س : 918 - اگر شوهر پيش ازموسم حج ((مهريه)) همسرش را به او بدهد آيا اين زن با گرفتن مهريه اش كه استطاعت براى حج پيدا كرده است مي تواند آن را به پدرش تمليك كند و يا اين كه حفظ آن مبلغ براى رفتن به حج واجب است؟
ج : اگر بداندكه با مهريه اش مي تواند حج انجام دهد وپولى غير ازمهريه ندارد حفظ آن پول براى انجام حج واجب است.
س : 919 - كسى كه هم بدهكار است و هم حج واجب بر عهده اش است از دنيا برود و ماترك او براى پرداخت بدهكارى و انجام حج كفايت نكند وظيفه ورثه اش چيست؟
ج : در اين صورت پرداخت بدهكارى مقدم است.اگر ورثه تبرعا از طرف ميت حجى انجام دهند ميت برى الذمه مي شود، اگرچه حج ميقاتى باشد.
س : 920- چند قطعه زمين به كسى ارث ميرسد اما مردم منطقه شهادت مي دهندكه زمين هاى ياد شده را پدرش (مورث ) از مردم گرفته است با اين فرض آيا كسى كه اكنون ذواليد است مالك زمين و مستطيع براى حج به حساب مي آيد؟
ج : اگر دو نفر مؤمن ظاهر الصلاح شهادت مي دهندكه زمين ها را پدر اين شخص غصب كرده است اين شخص مالك زمين و مستطيع براى حج نيست.
س : 921 - كسى كه پنج سال پيش مستطيع شده وبه حج نرفته است واكنون كه مخارج سفر حج زياد شده است و توانايى انجام حج را ندارد وظيفه اش چيست؟
ج : چون حج بر او واجب شده است بايد انجام دهد حتى با پول قرض.
س : 922 - زنانى كه مسايل شرعى را نمي دانند و زمين هاى موروثى خود را به ذوى الارحام شان هبه مي كنند و حال اين كه از نظر شرعى با داشتن زمين موروثى مستطيع به حساب مي آيند آيا هبه چنين زمينى از نظر شرعى صحيح است؟
ج : هبه صحيح است اما حج واجب بر عهده زنان ياد شده مي ماند و احوط اين است كه موهوب له، از طرف آنها نايب ميقاتى براى حج بگيرد.
س : 923 - با توجه به سؤالى پيشين اگر زنان ياد شده مستطيع به حساب آيند چه كسى براى آنان حج انجام دهد ورثه يا موهوب له؟
ج : اگر ميراثى به پسران آنان رسيده است، پسران آنان بايد حج انجام دهند و اگر ميراثى به پسران نرسيده است اولي و احوط آن است كه موهوب له نايب ميقاتى براى حج ازطرف آنان بگيرد.
س : 924- كسى كه از سال 1360 تا 1371 در ايران كاركرده است و مبلغ پانصد هزار تومان جمع كرده و اكنون مبلغ سيصد هزاران را براى رهن خانه داده است مستطيع به حساب مي آيد؟
ج : فعلا مستطيع نيست اما اگر در سال هاى1363 و1364كه هزينه حج كم بود توانايى رفتن به مكه و مخارج خانواده اش را داشته است حج بر عهده اش واجب شده است.
س : 925- كسى وصيت مي كند كه زمين هايش چهارتقسيم شود، سه قسمت مال ورثه و يك قسمت مال وارثى كه براى مورث حج انجام مي دهد.يكى از فرزندان او حج براى او انجام مي دهد اما بقيه ورثه مي گويند تو تنها مخارجى را كه در سفر حج كرده اى حق دارى اما زمين مشترك است در بين همه ورثه؟
ج : سهمي راكه موصى براى حج تعيين كرده است مال كسى است كه به حج رفته است ديگران حق ندارند.
س :926 - كسى كه به تاييد چهل نفر از اهالى قريه مبتلا به جنون بوده است و در همان حال براى خواهرزاده اش وصيت مي كند كه از طرف او حجى به جا آورد.خواهرزاده اش پس از فوت ماماى (دايى) خود زمين مرهونه دايي خود را با پرداخت رهن از مرتهن مي گيرد حالا سؤال اين است : 1- با توجه به جنون موصى آيا وصيت او براى انجام حج نافذ و قابل قبول است؟ 2- آيا خواهرزاده اش مي تواند مصارف سفر حج را از زمين ياد شده بگيرد؟
ج : اگر ماماى (دايى) اين شخص در زمان استطاعت عقل داشته است ورثه براى انجام حج از طرف او نايب بگيرند اما اگر از اول جنون داشته و تا زمان مرگ برطرف نشده است، حج بر ذمه او مستقر نشده است.
س : 927 - زنى كه شوهر دارد مقدارى زمين از طريق ارث به او مي رسد و او زمين هاى موروثى خود را به فرزندانش هبه مي كند با توجه به اين كه نفقه زن ياد شده بر عهدة شوهرش بوده است و زمين هاى موروثى هزينه حج او و حتى همراهش را در صورت لزوم كفايت مي كرده است : 1- آيا اين زن مستطيع به حساب مي آيد؟ 2- آيا نايب گرفتن زن براى حج در صورتى كه خودش در قيد حيات است صحيح است؟ 3- در صورت صحت نيابت، نايب بلدى بگيرد يا ميقاتى؟
ج : 1- مستطيع به حساب مي آيد.2- اگر مي تواند به تنهايي يا همراه كسى به مكه برود بايد برود و اگر نمي تواند بايد نايب بگيرد.3- گرفتن نايب بلدى احوط است.

احكام امر به معروف و نهي از منكر


س : 928 - علماء فرموده اند كه تصدى ولايت يا قضاوت از سوى حاكم جور جايز نيست مگر اين كه مكره شود يا بتواند امر به معروف و نهى از منكركند آيا منظور از امر به معروف و نهى ازمنكر، نسبت به خود حاكم جور است يا حاكم و غير حاكم و امر به معروف و نهى از منكر اگر چه اندك و ناچيز باشد مجوز تصدى ولايت و قضاوت مي شود؟
ج : منظور اين است كه قاضى يا والى احكام خدا را اجرا و با امر به معروف و نهى ازمنكر ازمنكرات جلوگيرى كند اما اگر با تصدى قضاوت تمكن اندك و ناچيزى براى امر به معروف و نهى ازمنكر پيدا كند موجب جواز تصدى قضاوت و ولايت نمي شود.

back page Index Page next page