ج : حصة دختركبيره كه اجبارش كرده است فروخته نشده است، اما حصة دختر صغيره اگر معامله به مصلحت او انجام گرفته باشد، به ولايت پدر فروخته شده است، و اگر معامله براى صغيره داراى مفسده بوده است حصة صغيره نيز فروخته نشده است.
س : 954- شخصى زمينش را گرو مي دهد (بيع الشرط ا و شرط مي كند اگر تا يك سال پول گرو را داد زمين را به راهن بر مي گردد، و اگر پرداخت نكرد زمين مال مرتهن خواهد بود، حال اگر بعد ازيك سال و درموعد مقررپول رهن را نداد زمين، ملك كسى مي باشد؟
ج : در صورتى كه قرارگذاشته باشد كه اگر تا يك سال پول شما را ندادم زمين مال شما باشد و مرتهن نيز قبول كرده باشد و پول را نيز تا يك سال نداده باشد، زمين ملك مرتهن وگرودار مي شود و راهن حق فسخ را ندارد.
س : 955 - دو نفر در ايران تومان ايرانى با پول افغانى معامله مي كنند، خريدار تومان سند مي دهد كه بعد از مدت معين در افغانستان پول افغانى به طرف بدهد، به دليل ورشكستكى تاجر چند سال از تاريخ پرداخت مي گذرد، آيا طرف حق مطالبة تومان ايرانى را دارد، يا اينكه طبق معامله و سند داده شده حق دارد پول افغانى بگيرد؟
ج : چون تأخير از طرف تاجر صورت گرفته است، و ارزش پول افغانى سقوط فاحشى كرده است، احوط اين است كه معامله را با توافق هم فسخ و اقاله نمايند، و همان تومان را به فروشنده بدهد تا خسارت وى قدرى جبران شود و يا مابه التفاوت ارزش پول افغانى را با جنس مصالحه كنند.
س : 956- شخصى50 هزارتومان را به صد هزار افغانى به صورت نسيه مي فروشد و چك يك ساله مي گيرد آيا اين شخص مي تواند بعد از يك سال همان چك صد هزار افغانى را به صدو سى هزار افغانى بفروشد؟
ج : فروش تومان به افغانى صحيح است، ولى فروش صد هزار تومان افغانى به صد و سى هزار چك افغانى صحيح نيست.
س : 957 - پدر بزرگ اينجانب زمينى را خريدارى كرده است و سندش هم به اسم خودش مي باشد، اما قيمت زمين از پول مشتركى داده شده است كه يك مقدارش مال خودش و يك مقدارش مال كس ديگرى بوده است، سندى در دست نيست كه نشان دهد پول كسى ديگر به عنوان قرض در اختيارش بوده است و يا امانت و يا عنوان ديگرى و مبلغ آن پول نيز معلوم نيست، آيا وارث صاحب پول مذكور در زمين خريدارى شده سهم دارد؟
ج : اگر شرعا كيفيت خريد زمين ثابت شودكه آيا پدربزرگ شما زمين را تنها براى خود خريده است يا براى خود و صاحب پول به همان كيفيت عملى شود، و اگر كيفيت خريد معلوم نباشد، بنابراحتياط، شما با وارث صاحب پول مصالحه كنيد.
س : 958 - شخصى صد هزار تومان را به ديگرى به پول افغانى مي فروشد،كه بعد از يك سال يك ميليون و پانصد هزار افغانى بگيرد، بعد ازگذ شتن موعد مقرر، آيا فروشنده مستحق صد هزار تومان است و يايك و نيم ميليون افغانى؟
ج : مستحق يك ميليون و پانصد هزار افغانى مي باشد.
س : 959 - فروش اوراق نقدى به جنس خودش با اضافه چه حكمي دارد، مانند فروش صد هزار اسكناس افغانى به صد و پنجاه هزار افغانى براى يك سال؟
ج : ربا وحرام است اما اگر به ضميمه بفروشد حلال است و اگر صد هزار افغانى هزارى يا پنج هزارى را به صدو پنجاه هزار افغانى پول خرده بفروشد اشكال ندارد.
س : 960- شخصى يك سير جورى (ذرت ) يا عدس را به ديگرى به عنوان قرض يا بيع مي دهد و قرارمي گذاردكه چند ماه بعد يك سيرگندم به او بدهد، اين قرض يا بيع چه حكمي دارد؟
ج : قرض يا بيع به گونة مذكور به دليل رباء قرضى اشكال دارد، ولى اگر يك سير جورى را قرض دهد به مدت شش ماه به يك سير جورى وبعد ازپايان مدت، شخص مديون با رضايت خود بگويد، به جاى يك سير جورى يك سير گندم به شما مي دهم اشكال ندارد، اما از اول چنين قرارى نبايد داشته باشند.
س : 961- اگر كسى مغازه اش را با تمام اجناسش بدون حساب و ازروى تخمين مثلأ به 5ميليون افغانى بفروشد صحيح است؟
ج : چنانچه در آن مغازه اجناس وكالاهاى است كه به وزن وكيل و شماره فروخته مي شود، از فروش آن به تخمين پرهيز كنند ولى به عنوان مصالحه مانعى ندارد.
س : 962 - اگر كسى زمين ديگرى را رهن كند آيا دوباره مي تواند به جاى پول خود زمين را به صاحب زمين اجاره دهد؟
ج : نمي تواند اجاره دهد.
س : 963- شخصى10 رأس گوسفند را به ديگرى فروخته است هرگوسفندى را به قيمت 50هزار تومان اما مشترى با زورگويي و بى اعتنايي از پرداخت قيمت خوددارى ورزيده است، و بعد از سالها اكنون قيمت گوسفند بالا رفته است، آيا فروشنده حق گرفتن همان قيمت تعيين شدة قبلى را دارد، يا قيمت گوسفند به نرخ روز را و يا فقط مي تواند در مقابل گوسفند خود گوسفند بگيرد؟
ج : فروشنده حق دارد قيمت گوسفند را به نرخ روز از مشترى بگيرد.
س : 964- اگر كسى مال خود را به صورت نقدى بفروشد ومشترى نيز قبول كند، اما بعد ازقرارداد مشترى بگويد نصف قيمت را نقدا و نصف قيمت را يك هفته بعد مي پردازم، چنانچه مشترى نصف قيمت را در تاريخ معين پرداخت نكند، بايع خيار فسخ دارد؟
ج : بايع مي تواند بعد از قرارداد، آن را بهم بزند و مي تواند بگؤيد اگر تا يك هفته پرداخت نكردى بهم مي زنم، و اگر قبول نمايد و شرط بهم زدن را نكند، بعد ازيك هفته حق بهم زدن را ندارد.
س : 965- اگر درمعامله اى قرار شودكه مشترى نصف قيمت را نقدا و نصف آن را 3 ماه بعد پرداخت نمايد بدون اينكه در اين قرار، شرط خيار فسخ براى بايع بعد از سه ماه (درصورت ندادن قيمت ) شده باشد، اگر مشترى نصف ديگر قيمت را بعد از 3 ماه پرداخت نكند، بايع حق فسخ دارد؟
ج : حق فسخ را ندارد.
س : 966- شخصى 11 قلم جنسى را به صورت نسيه مي فروشد كه دو ماه بعد مشترى بايد قيمت را پرداخت نمايد، اكنون 7 سال مي گذرد و پرداخت نكرده است، و در طى اين مدت ارزش پول افغانى نيز تنزل يافته است، آيا مشترى اين تنزلى قيمت را ضامن است؟
ج : اگر بايع با مشترى شرط خيار فسخ را (در صورت تأخير در پرداخت ثمن) نكرده باشد حق فسخ ندارد.اما مشترى شرعأ حق تأخير را نداشته است، و تنزل قيمت را بايد جبران كند، و احوط اين است كه كاهش قيمت را جنس بدهد و با هم مصالحه نمايند.
س : 967- شخصى زمين خود را با شرط خيار فسخ مي فروشد، بعد از چند سال فروشنده قيمت زمين را توسط وكيل خود براى مشترى مي فرستد، و زمين خود را مطالبه مي كند، اما مشترى نمي پذيرد و مي گويد قرار شفاهى ما اين بودكه خود فروشنده هر وقت خواست بيايد و معامله را فسخ كند.اكنون مشترى از دنيا رفته است و 8 سال از معامله مي گذرد، بايع ادعاى فسخ دارد، ورثه مشترى قيمت فعلى زمين را مي خواهد ولى بايع همان قيمت راكه قبلاگرفته است حاضر است پرداخت كند، حق با كيست؟
ج : اگر فروشنده پيش از پايان مدت خيار معامله را بهم بزند، و قيمت زمين را به مشترى برگرداند ولى او نپذيرد، معامله بهم مي خورد، چه خود بايع فسخ كرده باشد و چه وكيلش و فروشنده مالك زمين است.
س : 968- اگركسى صد هزار تومان را به دو ميليون افغانى به صورت نسيه بفروشد و چك يكساله بگيرد، مي تواند سال آينده همين چك را قبل از دريافت پول به قيمت بيشترى به كس ديگرى بفروشد؟
ج : پيش از قبض نمي تواند بفروشد.
س : 969- اگر صاحب كارگاهى بصورت قاچاقى و دزدى بدون اطلاع دولت برق بكشد، وكارگران با علم به دزدى بودن برق از آن استفاده كنند آيا چنين استفاده اى براى كارگران جايز است؟
ج : جايز نيست كسى از دولت جمهورى اسلامي دزدى كند و يا از دزدى استفا ده كند.
س : 970- كسى كه براى انجام كار و امور خيريه از قبيل فعال كردن مكاتب و مدارس، كارهاى جهاد سازندگى و...در يك قريه اى مي رود، خرج و مصرف مواد غذايي اش روى مردم قرار مي گيرد، براى اين شخص حلال است يا حرام؟
ج : در صورتيكه اهالى ده راضى باشند اشكال ندارد.
س : 971- شخصى50 هزارافغانى مثلا به ديگرى مي دهد تا در سال اينده 500كيلو بادام به اوبدهد ولى در سال آينده بادام ميوه نمي دهد.صاحب پول خواهان قيمت بادام به نرخ روزاست و قيمت هم بالا رفته است، آيا حق گرفتن اضافه بر آن پولى راكه داده است دارد؟
ج : حق گرفتن 500كيلو بادام را دارد و طرف موظف است بادام را به هر قيمت كه باشد تهيه كند.
س : 972 - شخصى جنسى را به ديگرى به صورت نسيه مي فروشد، و بعد از6 ماه مشترى بايد قيمت كالا را پرداخت كند، اما مشترى نمي تواند پول را در موعد مقرر بپردازد، فروشنده از بابت تأخير ماهانه خواهان 20% اضافه بر اصل پول است و بدهكار هم قبول مي كند، حكم شرعى چيست؟
ج : گرفتن اين زيادى ربا و حرام است.ولى اگر قيمت تنزل كرده باشد به عنوان مصالحه آنرا تدارك كند.
س : 973- براى ساختن مدرسه اى كه مورد نياز مردم است، مي شود بدون رضايت مردم از آنها پول بگيرند و مدرسه بسازند؟
ج : حق ندارند به اجبار پول ساختن مدرسه را از مردم بگيرند.
س : 974- خريدن آرد از نانوائيهايى كه دولت آرد را براى آنها توزيع مي كند و اجازه فروش آرد را به آنهانمي دهد، با علم به اينكه دولت اجازه نداده است جايز است؟
ج : جايز نيست.
س : 975 - يكى از دو برادريك قطعه زمين مشترك را درغياب ديگرى مي فروشد، برادر ديگرش بعد از حضور و آگاهى از معامله، اعتراض نمي كند.اين دو برادر و مشترى فوت مي كنند، اكنون ورثه برادر غايب ازكشت كردن ورثه مشترى جلوگيرى مي كند.و ادعا داردكه حق پدر من دراين زمين باقى است، زمين چه حكمي دارد؟
ج : در صورتيكه از قرائن دانسته شود كه برادر غايب معامله را امضاء نموده است، ورثه او حق جلوگيري ندارد، و اگر قرائن بر امضاء معامله وجود نداشته باشد، حق جلوگيري از زراعت را دارد.
س : 976 - جمعى مشتركا زمينى را بصورت مشاع خريدارى مي نمايند و سهم هر فردى از قيمت زمين مشخص مي شود، عده اى به اندازه سهم خود پول زمين را در زمان مقرر پرداخت مي كنند و عده اى نمي توانند پول تهيه نمايند اما بعد از يك سال كه قيمت زمين بالا مي رود با قيمت بيشترى سهم خود را مي خرند، خسارت افزايش قيمت بر عهدة همه شركاء است يا برعهدة كسانى كه سهم خود را از زمين پرداخت نكرده اند؟
ج : افزايش قيمت بر عهدة كسانى است كه در وقت مقرر سهم خود را از قيمت زمين نپرداخته اند.
س : 977- اينجانب زمين خود را با شخصى مبادله كردم، بدون تنظيم سند و بدون قرار دادن خيار فسخ و 7 سال از اين مبادله مي گذرد و قيمت هر دو زمين هم تفاوت فاحشى دارد.اولا: بنده مي توانم مبادلة مذكور را فسخ نمايم و ثانيا: در صورت عدم فسخ، با مرور زمان مي توانم از خيار غبن استفاده نموده و زمين خود را متصرف شوم؟ و ثالثا: در صورت مطلق بودن معامله و آزاد بودن آن از هرگونه شرط و خيار، مبادلة مذكور چه حكمي دارد؟
ج : در فرض سؤال اولا: حق فسخ نداريد.ثانيا: بعد از علم به غبن اگر كشت و زراعت نموده ايد خيار غبن ساقط است.و اگر تصرف نكرده ايد خيار باقي است.و ثالثا: در صورتيكه معامله مطلق باشد و بعد از علم به غبن تصرف كنيد خيار ساقط مي شود و اگر تصرف نكنيد خيار باقى است و حق فسخ داريد.
س : 978 - اگركسى مكره به فروش زمينى گرددكه مشترى بين او و برادرش است.اولا: اين بيع چه حكمي دارد؟ و ثانيا: برادر مي تواند زمين مشترك را بدون اجازه برادر بالغ خود بفروشد.و ثالثا:اگربدون اجازه فروخت چه حكمي دارد.و رابعا: منافع آن زمين بعد از فروش چه حكمي دارد؟
ج : اولا: اگر ظالمي كسى را اكراه بر فروش مالش نمايد معامله باطل است.و ثانيا: برادر بدون اذن برادر نمي تواند مالش را بفروشد.و ثالثا: اگر بدون رضايت اوفروخت وبرادربعدا آن بيع را امضاء نكند بيع باطل است.ورابعا: اگر كسى زمين غصبى را زراعت كند ضامن اجره المثل زمين به مالك آن است.
س : 979 - شخصى از ديگرى در ايران دلار خريدارى مي كند و متعهد مي گردد كه از طريق واسطه، پول افغانى براى فروشنده در افغانستان تحويل دهد، اما بخاطر گرفتارى صرافان، اين پول در موعد مقرر به صاحبش نمي رسد، و نامبرده بعد از چندين ماه از افغانستان به ايران آمده و اصل دلاررا از مشترى طلب مي كند و قيمت دلارهم بالا رفته است، اما مشترى مي گويد خرج ومصرف راه شما را مي دهم، آيا حق گرفتن دلار و فسخ معامله را دارد؟
ج : حق فسخ را ندارد.اما مشترى ضرر وارده بر او را جبران نموده و با هم مصالحه نمايند.
س : 980- شخصى زمين زراعتى ازفرد ديگرى خريده است، چند سالى ازاين معامله مي گذرد و طرفين معامله نيز فوت كرده اند، اكنون دو نفر شاهد كه در هنگام معامله حضور داشته اند شهادت مي دهند كه خريدار به فروشنده هنگام معامله گفته است هر وقت پول پيدا كردى و برگرداندى من هم زمين را به تو برمي گردانم، اما وارثين خريدار، شهادت اين دو نفر را قبول ندارند و حاضر نيستند با دريافت پول خود زمين را به صاحب اولش بازگردانند آيا وارثين با پرداخت پول حق استرداد زمين را دارند و اصلا اين معامله چه حكمي دارد؟