back page Index Page next page

ج : اگر شرط مذكور در ضن عقد ذكر شده باشد مثلا بايع گفته باشدكه زمين را به فلان مبلغ به شما فروختم مشروط به اينكه هر وقت پول پيداكردم حق فسخ داشته باشم و مشترى قبول كرده باشد، اين بيع غررى و باطل است، ولى اگر در ضمن عقد شرط نشده باشد و بعد از عقد بايع گفته باشد، هر وقت پول پيدا كردم زمين را فسخ مي كنم و مشترى قبول كرده باشد، اين شرط باطل است ولى بطلانش به بيع سرايت نمي كند وبيع محكوم به صحت مي باشد.
س : 1003- در پاكستان دولت ورقه هايى شبيه اسكناس هاى رايج كشور به شكل هزاركلدارى، پانصد كلدارى و صد كلدارى چاپ مي كند كه قابل معامله در بانكها و بين مردم است، اين اوراق داراى شماره هاى مسلسل است و دولت بعد از هر چند ماه يك سرى شماره ها را به قيد قرعه بيرون مي كند كساني كه شماره هايشان بيرون مي شود، دولت در برابر ورقة هزار روپيه گى20 هزاركلدار و در برابر ورقة پانصد روپيه گى10هزاركلدار و در برابر صد روپيه گى چهار هزاركلدار جايزه مي دهد.خريد و فروش اين اوراق چه حكمي دارد؟ و پولى را كه دولت به عنوان جايزه يا عنوان ديگر به مردم مي دهد چه حكمي دارد؟
ج : خريد و فروش اين اوراق جايز است و پولى را كه دولت به عنوان جايزه به مردم مي دهد به اذن حاكم شرع تصرف درآن مانعى ندارد.
س : 1004- يك نفر درآب مشترك بين چندين نفر يك سهم شريك است، و در نوبت يك روز حق استفاده از اين آب را دارد.وى اين سهم خود را به فرد ديگربراى هميشه مي فروشد و دير زمانى است كه از اين بيع مي گذرد و مشترى در اين مدت از اين آب در هر نوبت يك روز استفاده كرده است.اما پسران بايع خواهان فسخ اند و ادعا دارند كه قبل از فروختن آب و در زمانيكه ماصغير بوده ايم پدرما زمين را براى ما هبه كرده است و حق استفاده از آب نيز به ما تعلق داشته است و پدر ما حق ما را فروخته است و حالاكه بالغ شده ايم مي خواهيم فسخ كنيم، حال با توجه به اينكه بايع در سند معامله اظهار داشته است كه اگر روزى هر يك از بستگانم ادعا داشته باشد خودم جواب گو مي باشم، فرزندان او حق فسخ دارند؟
ج : پسران حق فسخ را ندارند چون پدر، ولى آنها بوده است و تصرفات ولى در زمان ولايت نافذ است.
س : 1005- شخصى زمينى را مي خرد و چند سال نيز آن را درتصرف خود دارد وبعد به پسران هبه مي كند و فوت مي كند50 سال از اين قضيه مي گذرد اما اكنون نوه هاى برادرش ادعا دارند كه نصف قيمت زمين مذكور را مادر بزرگ ما پرداخته است، پس نصف زمين از ما است، البته مادر بزرگ آنها در زمان حيات خود چنين ادعايي نداشته است.دعواى اينها پذيرنته است؟
ج : در صورتيكه دو نفر عادل شهادت دهندكه نصف قيمت آن زمين را مادربزرگ اينها داده است، دعواى نوه ها پذيرفته است، در غير اين صورت پذيرفته نيست.

احكام شركت


س : 1006- كسى نهال درمحدودة زمين خود غرس مي كند اما سايه نهال ها به زمين و زراعت كس ديگرى ضرر و زيان مي رساند آيا صاحب زمين متضرر و زيان ديده، حق داردكه صاحب نهال ها را مجبور به قطع آنها بكند؟
ج : بله، اگر شاخه هاى نهال ها فضاى زمين غير را اشغال كرده باشد مي تواند صاحب نهال ها را مجبوركندكه شاخة نهال ها را قطع كند.
س : 1007- كسى مال مشترى خود و شريكش را فضولتا مي فروشد و شريكش راضى نمي شود و بايع فضولى را وكيل مي گيرد كه اموال فروخته شده را از مشترى باز پس بگيرد آيا اين وكالت صحيح است؟
ج : وكالت صحيح است و بايع وكيل مي تواند سهميه شريكش را از مشترى پس بگيرد.
س : 1008 - كسى فوت مي كند و از او اموالى باقى نمي ماند.پسر بزرگ او قطعه زمينى را با پول قرضى مي خرد و قرض را هم خودش اداء مي كند بدون اين كه از اموال مشترى پرداخت كند.اكنون برادركوچك ادعا دارد كه در زمين خريده شده من هم شريك هستم آيا اين ادعا درست است؟
ج : ادعاى برادركوچك درست نيست.
س : 1009 - تقسيم اموال مشترى در چه صورتى لازم العمل است كه شركاء حق تقسيم كردن مجدد را نداشته باشد؟
ج : شركا بعد از علم پيدا كردن و مساوي بودن سهام و موافقت با تقسيم با قرعه يا بدون قرع در صورتي كه غبني در ميان نباشد نمي توانند تقسيم را باطل اعلام كنند.
س : 1010 - چند برادري كه اموال مشترك و دخل و خرج مشترك دارند اگر برخي از اين برادران در آمد بيشتر، برخي كمتر داشته باشند آيا پيش از تقسيم اموال مشترك مي تواند هر كسي درآمد خود را براي خود نگهدارد يا اين كه بايد بالسويه در ميان برادران تقسيم شود.
ج : اگر درآمد از سرمايه مشترك باشد همه برادران در آن شريك هستند اما اگر درآمد بدون سرمايه باشد مانند اين كه يكي از برادران كارگري مي كند.و درآمدش از اين طريق است مي تواند براي خودش جمع كند.
س : 1011 - كسي در غياب شريكش زمين مشترك را معامله يا مبادله مي كند و به طرف معامله مي گويد كه شريكش را راضي مي كند.در صورت عدم رضايت شريك غايب،آيا او مي تواند اين معامله را به هم بزند؟
ج : شريك غايب بعد از حضور مي تواند معامله را به هم بزند چون ((خيار تبعيض صفقه)) دارد اما بايع نمي تواند معامله را به هم بزند.
س : 1012 - يكي از شركا زمين مشتركي را مي فروشد و به مشتري مي گويد ساير شركا را از زمين شخصي خود مي دهد و راضي مي كند آيا اين معامله صحيح است؟ آيا ساير شركا مي تواند معامله را بهم بزنند؟
ج : اگر به شركاي ديگر بعد از اطلاع پيدا كردن از معامله ,آن را امضا كنند و در بدل زمين هايشان زمين هاي شخصي بايع را بگيرند معامله صحيح است اما اگرامضاه نكنند بلكه رد كنند مي توانند زمينهايشان را از مشترى پس بگيرند.
س : 1013 - كسى در نزديكى چشمه يا آب قليل كس ديگرى نهال غرس مي كند، وقتى اين نهال، درخت مي شود آب چشمه كم يا خشك شود آيا صاحب چشمه از نظر شرعى حق جلوگيرى از غرس نهال دارد؟
ج : بله، حق جلوگيري از غرس نهال را دارد.
س : 1014 - دو برادرى كه اموال منقول آنان مشترك است اگر يكى از اين دو تا براى پسرش از اموال منقول مشترك عروسى كند يا براى دخترش جهيزيه فراهم كند، در وقت تقسيم اموال منقول برادر ديگر مي تواند مصارف ياد شده را از برا درش بگيرد؟
ج : اگركار مشترك و مصرف مشترك بوده باشد در هنگام تقسيم بايد تخمين و مصالحه كنند زيرا حساب واقعى را تنها خداوند متعال مي داند.
س : 1015- اگر جوى آب زمين هاى زراعتى چند نفر بر اثر سيل و...خراب شود به گونه اى كه تعمير آن امكان نداشته باشد و زراعت نابود شود اگركشيدن جوى از روى زمين شخص ديگرى امكان داشته باشد اما صاحب زمين حتى در برابر قيمت اجازه كشيدن جوى ندهد آيا شركاى جوى خراب شده مي توانند صاحب زمين را مجبوركنند زيرا در غير اين صورت ضرر و زيان به صاحبان زمين هاى زراعتى مي رسد؟
ج : كشيدن جوى آب بدون رضايت صاحب زمين جايز نيست.
س : 1016- دو برادرى كه ازهنگام كودكى زندگى و اموال مشترك داشته و همين روند ادامه داشته است تا اين كه ازدواج مي كنند.برادر بزرگ قطعه زمينى را مي خرد و سند زمين را به نام خود مي كند بعد از آن برادران جدا مي شوند و اموال منقول وغير منقول مشترك را تقسيم مي كنند اما بعد ازچهل سال وبعد از فوت برادر بزرگ كه سند به نامش است، فرزندان برادركوچك ادعا مي كند كه زمين خريده شده تنها مال برادر بزرگ نبوده است و بايد به آنان هم داده شود آيا اين ادعا صحيح است؟
ج : اگر فرزندان برادركوچك شاهد بياورند بر اين كه زمين با اموال مشترك خريده شده است حق دارند سهميه خود رابگيرند البته اقامه بينه و شاهد در محضر قاضى باشد.
س : 1017- پدرى در حال حياتش دو فرزندش را از خود جدا نموده است، و اين دو فرزند مشتركا كاركرده اند و از درآمد مشترك كارشان زمينى را خريدارى كرده اند، اما قولنامة زمين به نام برادر بزرگ است.الان كه چندين سال سپرى مي شود برادر بزرگ ادعاى مالكيت اختصاصى بر زمين مذكور را دارد.اين زمين مشترك است؟
ج : در صورتيكه پول قيمت زمين مشترى بوده است، زمين نيز ميان هر دو برادرمشترك است، بودن سند به اسم يكى موجب اختصاص زمين به او نمي شود.
س : 1018- دو نفر شريك، زمين هاى زراعتى شان را بين خود تقسيم مي كنند و پس ازمدتى با توافق همديگر از نو تقسيم مي كنندكه اين بار حصه اى قبلى هركدام به ديگرى تعلق مي گيرد، يكى از دو شريك از خانة قبلى اش (كه در تقسيم دوم دربين حصة شريكش قرارگرفته است )كوچ مي كند و درحصة متعلق به خودش (طبق تقسيم جديد)براى خود خانه مي سازد.آيا اين كوچ كردن به معناى اعراض ازخانة قبلى است و شريكش مي تواند از جاى خانه او استفاده كند.يا جاى خانه متعلق به صاحب اولى است و آيا وارثين صاحب خانه كه خودش از آنجاكوچ نموده است و خانه را متروك گذاشته است.مي تواند به دليل اينكه خانه در گذشته متعلق به مورث بوده است مانع از استفادة وارثين شريك ديگر شوند؟
ج : در صورتيكه در حصه اى شريك ديگر قرار دارد كوچ كردن ظهور در اعراض دارد، ولى احوط مصالحه نمودن با وارثين صاحب خانه است، چون ساختمان ملك وى بوده است.
س : 1019- دو نفر شريك مقدارى بادام به بيع سلف مي فروشند و قيمت را مشتركا دريافت مي كنند و هر دو متعهد مي شوندكه مشتركا بادام را به مشترى در موعد مقرر بپردازند، اما بعداً شركت آنها بهم مي خورد، يكى از اين دو شريك سهم خود را كه نصف بادام باشد پرداخت مي كند.اما شريك ديگر سهم خود را پرداخت نمي كند و ادعا داردكه قيمت بادام را شريكش مصرف كرده است.و او به سهم خود ازقيمت نرسيده است، اما شريكش منكر است.حال اگر شريك دوم با ادله و شواهد اثبات كند كه پولها را فقط شريك اول مصرف كرده است.مشترى بادام را از چه كسى مطالبه مي كند؟
ج : اگر مشترى پول را به هر دو شريك داده است بايد بادام را هر دو شريك بدهند و شريكى كه به سهم خود از پول نرسيده است بايد از شريك خود بگيرد و اگر پول را به يك شريك داده است، حق مطالبة بادام از شريك ديگر ندارد.

احكام اجاره


س :1020- اگر در قرارداد اجاره، مبلغ اجاره را در هر ماه معين نمايند.اما مدت اجاره معلوم نباشد.چنين اجاره اى صحيح است؟
ج : اگر مدت اجاره اصلا معلوم نباشد اين اجاره باطل است.بجز ماه اول كه صحيح است.
س : 1021- شخصى خانه اى را به مدت يك سال اجاره مي كند.بعد از پايان مدت صاحب خانه حاضر به تمديد اجاره نيست، مستأجر هم نمي تواند خانه اى ديگر پيدا كند.باتوجه به عدم رضايت مالك تصرف در آن خانه چه حكم دارد؟
ج : تصرف در خانه بدون رضايت مالك حرام است.و تصرف كننده ضامن اجره المثل مي باشد.ولى در حد متعارف بايد صاحب منزل تا پيدا كردن خانه اى جديد، سكونت در منزل را با اجرت يا بدون اجرت اجازه بدهد.
س : 1022- كسى خانه اى را به صورت قرارداد مطلق وكلى اجاره مي كند.نه شرط شده است كه بايد شخص مستأجر از آن استفاده كند و نه تصريح به اين شده است كه مستأجر مي تواند به كسى ديگر اجاره دهد.آيا مستاجر حق دارد خانه را به كس ديگرى اجاره دهد؟
ج : اگر شرط مباشرت نشده باشد حق دارد اما به همان مبلغى كه اجاره كرده است نه بيشتر از آن، مگر اينكه كارهايي مانند تعمير و سفيد كارى روى خانه انجام داده باشد و يا در صورتيكه خانه را به غير جنسى كه اجاره گرفته است اجاره دهد.
س : 1023- خانه يا باغى است مشترك ميان چند نفر، يكى از شركاء بدون رضايت ديگران مي تواند حصه اى خود را اجاره بدهد يا نه؟
ج : مي تواند اجاره دهد و مستأجر با ساير شركاء در انتفاع از آن خانه يا باغ شريك مي شود.
س : 1024- خانه يا زمينى براى مدت دو سال اجاره داده مي شود.در اين مدت اگر مالك و يا مستأجر فوت كند اجاره باطل مي شود؟
ج : تا زمانى كه مدت اجاره سر نرسيده باشد، اجاره به صحت خود باقى است.
س : 1025- اگر حيوانى براى حمل و باركشى و يا براى استفاده از شيرش اجاره شود آيا مانند بيع خيار حيوان و مجلس دارد؟
ج : در قرارداد اجاره خيار حيوان و مجلس نيست.
س : 1026- معمول است كه خانه اى را به مبلغ زيادى رهن مي كنند ومبلغ كمي اجاره تعيين مي كنند.چنين رهن و اجاره اى چه حكمي دارد و صورت صحيح و مشروع اين قراردادهاى رهن و اجاره چگونه است؟
ج : اين قراردادها ممكن است به دو صورت واقع شوند كه در يك صورت صحيح و در صورت ديگر باطل است كه براى هركدام مثالى ذكر مي شود.اما صورت صحيح : اگر صاحب خانه به مستاجر بگويد، اين خانه را (كه اجارة آن مثلا درماه سى هزارتومان است ) براى شما تا مدت يك سال ماهى سه هزار تومان اجاره مي دهم، مشروط به اينكه هفقصد هزار تومان مثلا قرض الحسنه بدهى، اين اجاره و قرض الحسنه صحيح است و خانه هم عرفا در رهن قرار دارد.اما صورت غير صحيح : عكس صورت قبلى است يعنى قرض دهنده بگويد كه هفقصد هزار تومان براى صاحب خانه قرض مي دهد، اما مشروط به اينكه قرض گيرنده خانه اش را ماهانه مبلغ سه هزار تومان مثلا به وى اجاره بدهد، اين رباء قرضى وحرام است.

back page Index Page next page