back page Index Page next page

س : 1027- با موت موجر و مستاجر اجاره باطل مي شود؟
ج : باطل نمي شود.اما اگر در اجاره شرط مباشرت شده باشد كه فقط مستأجر حق استفاده را دارد، در اين صورت موجر خيار فسخ دارد.
س : 1028- آيا زن مي توان بدون اجازه شوهر اجير شود؟
ج : اگر منافات با حقوق شوهر نداشته باشد مي تواند اجير شود.اما در كارهاى كه با حقوق شوهر منافات داشته باشد، در صحت اجاره اذن شوهر لازم است.
س : 1029 - شخصى خانه اى سه اطاقه را اجاره مي كند.اما بعداً معلوم مي شود كه يكى از اين اطاق ها قابل استفاده نيست.آيا مستأجر حق فسخ دارد؟
ج : اگر مستأجر قبلا علم نداشته باشد كه اطاق قابل استفاده نيست، خيار فسخ دارد و اگر راضى شد و فسخ نكرد، اجاره اطاق را نسبت به مجموع اجارة خانه، مي تواند از مالك مطالبه نمايد و يا از اجارة خانه كسر نمايد.
س : 1030- اگر كسى حيوانى را براى مدتى اجاره نمايد و بعد از چند روز اين حيوان تلف شود و يا پايش بشكند و نتواند راه برود آيا اجاره باطل مي شود؟
ج : مستأجر خيار فسخ دارد، چه اجاره را فسخ كند يا راضى شود در هر دو صورت مالك مستحق اجرت چند روز (كه حيوان بعد از اجاره سالم بوده است ) مي باشد.و اگر مالك اجارة تمام مدت را قبلاگرفته باشد بايد اجارة بعد از تلف شدن و يا معيوب شدن حيوان را به مستأجر برگرداند.
س : 1031 - آياگرفتن اجرت درتغسيل، تكفين وتدفين اموات جايز است؟
ج : در مقابل انجام دادن اصل اين كارها جايز نيست.اما در برابر انجام دادن اين اعمال باكيفيت خاصى اشكال ندارد.مثل اينكه بگويد با آب گرم غسل داده شود.
س : 1032- اگر كسى ماشين شخص ديگر و يا خود او را اجاره كند كه وسايل او را تا فلان مقصد حمل نمايد ولى در بين راه به مانع برخورد كرد و نتوانست بار را به مقصد برساند، آيا اجير استحقاق اجرت را دارد؟
ج : اگر غرض رساندن بار به مقصد بوده است و اجير آن را نرسانده باشد مستحق اجرت نيست.،و اگر غرض برداشتن بار بوده است تا هر مقدار راه كه بتواند ببرد، در اين صورت تا هركجا كه حمل كرده است به همان اندازه مستحق اجرت است.به عبارت ديگر: اگر اجاره به نحو وحدت مطلوب بوده باشد مستحق اجرت نيست و اگر به نحو تعدد مطلوب بوده باشد مستحق اجرت به مقدار عملش است.
س : 1033 - اگر كسى كارگرى را براى كار در خانه و يا محل كارش بياورد.ولى مصالح ساختمانى و بنا حاضر نباشد و اين كارگر يك روز را بيكار بماند، آياكارگر حق اجرت دارد؟
ج : اگر قبلا تعيين شده باشد مستحق همان است واگر معين نشده باشد مستحق اجره المثل است.
س : 1034 - كسى پارچه اى را به خياط مي دهدكه براى او قبا بدوزد و ساير مايحتاج قبا را هم در اختيار خياط قرار مي دهد ولى خياط در اثر بى توجهى و سهل انگارى اشتباهاً آن پارچه رابعد از دوختن به كس ديگر مي دهد.آيا خياط ضامن پارچه است يا ضامن قبا؟
ج : ضامن قبا است، ولى اگر متمكن و قادر بر استرداد قبا نباشد، بايد قيمت قبا را براى مالك پارچه بدهد.ولى حق گرفتن اجره المثلى كه از قبل تعيين شده است دارد.
س : 1035 - اگر كسى حيوانى را براى حمل بار از قريه اى به قريه اى ديگرى در روز معينى اجاره نمايد و در اثر برف و بارندگى شديد نتوانست بار را برساند.مالك حيوان حق مطالبة اجرت را دارد؟
ج : حق مطالبة اجرت را ندارد.
س : 1036 - شخصى پارچه اى را براى دوختن پيراهن به خياط مي دهد اما خياط بعداً ادعا مي كند كه پيراهن را دوختم، اما پيراهن با ساير اجناس در دكان مورد سرقت قرارگرفت، آيا مستاجر حق مطالبة پارچه را از اجير، اجير حق مطالبة اجرت را ازمستأجر دارد؟
ج : اگر بدون افراط و تفريط دكان مورد سرقت قرارگرفته باشد مالك پارچه حق مطالبة پارچه و يا قيمت آن راندارد و اجير حق مطالبة اجرت را از مستأجر دارد.
س : 1037- اگر كسى خانه اى را اجاره كند و به صاحب خانه بگويد كه تعداد اعضاء خانواده 5 نفرند اما در واقع 6 نفر باشند يا بعداً يك نفر اضانه گردد، اشكال دارد؟
ج : در فرض سؤال براى بيش از 5 نفر بدون اجازه صاحب خانه حق استفاده را ندارد، اما اگر بعداً يك فرزند نو در خانه متولد شود اشكال ندارد.
س : 1038 - در برخى مناطق متداول است كه قالى بافان به طور نصفه قالى مي بافند، به اين صورت كه نخ را از دكاندار مي آورند و قرارداد مي بندند كه بعد از بافتن، قالى به فروش برسد ونصف قيمت سهم بافنده ونصف ديگر سهم صاحب نخ و دكاندار باشد، اين قرارداد صحيح است؟ و در صورت صحت از مصاديق كدام يكى از معاملات جايز است و با توجه به اينكه طرفين قيمت قالى را در زمان قرارداد نمي دانند؟
ج : اين قرارداد شبيه اجاره است و عامل حق اجره المثل متعارف را دارد كه نصف قيمت قالى باشد و اشكال ندارد.
س : 1039- اگر مستاجرى درزمين مورد اجاره و با اذن موجر ديوارى بكشد و بعد از پايان مدت اجاره مي تواند ديوار را خراب كند؟
ج : چنانچه وسايل و آلات و مصالح بكار رفته از مستأجر باشد حق دارد خراب كند، اما بايد زمين را به حالت اول برگردانده و تسليم موجركند.
س : 1040- كسى كه اجير شده است كه روزه ميتى را بگيرد، مي تواند به اتفاق و هماهنگى اعضاء خانواده اش همه در يك روز، روزه ميت را بگيرند؟
ج : مانعى ندارد مگر اينكه شرط كرده باشد كه خود اجير روزه را بگيرد.
س : 1041 - مستأجرى بدون اذن موجر و مالك، در زمين مورد اجاره، خانه اى مي سازد.صاحب زمين مي گويد چوپ و ديگر مصالح ساختمانى خود را بگيرد و زمين را آزادكن، اما مستأجر قبول نمي كند و مي گويد بايد خانه را خريدارى كنى و قيمت آن را به من پرداخت كنى، حكم چيست؟
ج : مستاجر بايد چوپ و لوازمات را بردارد و زمين را مثل اولش هموار نموده وبه صاحبش تسليم نمايد.
س : 1042- اگر كسى ماده گاوى را براى استفاده ازشيرش به مدت 6 ماه مثلا به يك سير روغن اجاره بدهد صحيح است؟
ج : يك سير روغن اگر مقيد به روغن خود آن حيوان نباشد اجاره صحيح است.
س : 1043 - اگر اهالى قريه اى چند نفر را براى انجام كارى در برابر مبلغ معينى اجيرنمايند و اين چند نفر همه آن پول را مصرف نكنند وباقيماندة آن را بين خود تقسيم نمايند، آيا برگرداندن آن مبلغ باقيمانده به صاحبانش لازم است؟
ج : چنانچه آن چند نفر اجرت گرفته اند كه كارى انجام دهند و آن كار را انجام داده اند، برى الذمه شده اند.و اگركارگران آن پول راگرفته اند كه در جهت انجام كار مورد اجاره مصرف كنند هر مقدار اضانه شود به صاحبش برگردانند.

احكام هبه


س : 1044- كسى كه چند فرزند دارد از دنيا مي رود بعد از مرگ او برخى از ورثه هبه نامه اى را مي آورندكه مورث زمين، مايملك خود را پيشتر به آنها هبه كرده است و شاهدان هم شهادت مي دهندكه هبه نامه دو ساعت پيش ازمرگ او و در مرض موت نوشته شده است آيا اين هبه نامه اعتبار دارد؟
ج : اگر هبه ثابت شود اگر چه در هنگام بيمارى مرگ باشد و قبض و اقباض در زمان حيات واهب صورت گرفته باشد نافذ است.
س : 1045 - كسى يك قطعه زمين زراعتى خود را به عنوان شيربها به پدر زنش داده بوده است.پدرزن ياد شده چند سال بعد همان زمين را به نواسه خود هبه مي كند اما نواسه اش دركودكى مي ميرد اكنون كودك ياد شده يك خواهر و پدر و مادر دارد زمين مال كدام اين سه نفر است؟
ج : زمين ياد شده مال پدر و مادركودك از دنيا رفته است خواهر او حقى ندارد.
س : 1046- كسى زمين هاى خود را براى پسرانش تقسيم كرده است و تقسيم خط هم نوشته اند آيا فرزندان او با همين تقسيم نامه صاحب زمين مي شوند يا علاوه بر تقسيم هبه هم لازم است؟
ج : اگر زمين هاى تقسيم شده در زمان حيات پدر به قبض پسران رسيده باشد هبه معاطاتى تحقق يافته است و پسران او مالك شده اند اما اگر قبض و اقباض صورت نگبرفته باشد، زمين هاى ياد شده بايد طبق موازين ارث در بين ورثه تقسيم شود.
س : 1047- در برخي از مناطق هزاره جات رسم است كه كسى كه از دنيا مي رود در هفتم يا چهلم دخترانش را جمع مي كنند و درباره ارث و ميراث گفتگو مي كنند.دختران شخص فوت شده ارث زمين خود را يا مي گيرند و يا به برادران خود هبه مي كنند اما مواردى پيش مي آيدكه بر اثر اختلاف بعد از بيست وگاهى شصت يا هفتاد سال فرزندان دختر يا نواسة او سهم ارث مادر يا مادر بزرگ خود را مي خواهند حكم مسأله چيست؟
ج : اگر برادران يا اولاد آنان نتوانستند هبه و يا اعراض خواهر را ثابت كنند بايد طبق موازين ارث از نو تقسيم شود.
س : 1048- دخترى درضمن عقد نكاح با شوهرش شرط مي كند كه به شرطى راضى به ازدواج مي شوم كه طلاهاى كه براى من خريده اى برايم هبه كنى.داماد هم قبول مي كنداما بعد ازيك سال اختلاف پيدا مي شود و از همديگر جدا مي شوند.آيا طلاهاى كه به دختر هبه شده است مال اوست؟
ج : هبه يكى از زوجين به ديگرى بنابر احتياط هبه لازمي است و شوهر نمي توا ند برگرداند.
س : 1049 - مردى كه چهار دختر و چهار پسر دارد از دنيا مي رود.دختران به خانه شوهر مي روند و پسران زمين هاى پدرشان را به چهار قسمت تقسيم مي كنند.يكى از برادران قسمت و سهميه خود را مي فروشد اما بعد از چند سال كه ارزش پول كاهش پيدا مي كند و زمين گران مي شود يكى از خواهران خود را تحريك مي كند كه زمين را از مشترى پس بگيرد زيرا در آن زمين دختران مورث هم حق دارند در حالى كه خواهر بايع داراى عروس و داماد شده است و تاكنون هيچ ادعايى را نداشته است.حكم اين مسأله چيست؟
ج : اگر دختران زمين ها را به برادران خود نه بخشيده باشند و فروش آن را امضاء نكرده باشند نمى توانند نسبت به سهم خود زمين فروخته شده را فسخ كنند نه همه زمين فروخته شده را.
س : 1050- كسى زمين خود را درحضور علماء و مو سفيدان با ميل و رغبت خود مي فروشد و در قولنامه قيد مي كند كه زمين مال شخصى خودش است اما بعد از چند سالى كه قيمت گران مي شود ادعا مي كند كه زمين در واقع مال او نبوده است بلكه زمين را پدرش به مادرش هبه كرده و او به نواسه (فرزند بالغ ) اش هبه كرده است بنابراين زمين مال بايع نبوده است بلكه مال فرزند بايع است حكم اين مسأله چيست؟
ج : اگر دو نفر عادل شهادت بدهندكه پدربايع زمين را به مادر بايع هبه و او به فرزند بايع هبه كرده است، هبه ثابت مي شود اما اگر پسر بايع صغير بوده باشد و پدرش ازباب ولايت او را فروخته باشد معامله صحيح است و به محض ادعا فسخ نمي شود.
س : 1051- كسى در بيمارى مرگ زمين خود را وقف حسينيه و يا هبة باعوض مي كند و مي گويد بعد از مرگ او براى قضاى نماز، روزه و زيارت و...مصرف شود اين نوع هبه و وقف چه حكمي دارد؟
ج : وقف بعد ازموت نمي شود اما هبه كردن به كسى كه عوض را بعد از مرگ واهب انجام بدهد و قبض كرده باشد صحيح است.
س : 1052- كسى كه چهار پسر و دو دختر دارد از دنيا مي رود.پسرها زمين هاى پدرى را تقسيم مي كنند و دختران چيزى نمي گويند اما وقتي برادران از دنيا مي روند خواهران از ورثه برادران سهميه ميراث خود را از زمين هاى ياد شده مي خواهند آيا اين ادعا درست است؟
ج : اگر دختران سهمية خود را نبخشيده باشند مي توانند از فرزندان برادران خود بگيرند.
س : 1053- شخصى زمين هاى خود را به نواسه هاى دختر خود هبه مي كند و به دامادش (پدر نواسه ها) به خاطر همين زمين ها نيابت زيارت مي دهد.داماد به زيارت مي رود اما از طرف كس ديگرى نايب مي شود و براى پدر زنش زيارت نمي كند و از دنيا مي رود نواسه هاى صاحب زمين هم نمي توانند زيارت كنند آيا نواسه حق تصرف زمين ها را دارد؟
ج : اگر نوه كبير شده باشد ازطرف جد خود به زيارت برود و اگر صغير باشد و فوريت در زيارت قيد نشده باشد بعد ازكبير شدن برود اما اگر فوريت قيد شده باشد وصى متوفى از مال او نايب بگيرد و اگر وصى ندارد حاكم شرع از مال متوفى نايب بگيرد.
س : 1054- اگر كسى قربه الى الله و به قصد ثواب، مالى را به فقيرى كه ازارحام او نيست هبة غير معوضه كند، درصورت بقاء عين هبه شده، مي تواند رجوع كند و هبه را بهم بزند؟
ج : هبه كننده حق رجوع ندارد.
س : 1055- كسى كه مالى به اوبخشيده شده است، بعد از دريافت، آن مال را بفروشد و يا به ديگرى ببخشد.يا نوعى تصرفى را در آن انجام دهد مانند اينكه پارجة بخشيده شده را لباس بدوزد.آيا با انجام اين نوع تصرفات بقاءعين موهوبه صدق مي كند تا بخشنده حق رجوع داشته باشد يا درحكم تلف است؟

back page Index Page next page