ج : تصرفاتى مانند: بخشيدن و فروختن و نيز مانند تبديل پارچه به لباس يا حتى رنگ كردن پارچه يا مانند آردكردن گندم و پختن نان از آرد و امثال اين تغييرات حكم تلف را دارد.اما اگر تصرف مانند پوشيدن لباس و يا سوار شدن مركب و امثال آن باشد كه عرفا مي گويند مال بخشيده شده عينا باقى است.در اين گونه تصرفات واهب حق رجوع دارد.
س : 1056- اگر موهوب له (كسي كه مالى به او بخشيده شده است ) عوض را به واهب (بخشنده ) بدهد.آيا قبول عوض لازم است.
ج : قبول عوض بر بخشنده واجب نيست.اما اگر قبول كرد هبه لازم مي شود.
س : 1057 - كسى كه ديگرى مالى به او بخشيده است (موهوب له) اگر مالى را به عنوان عوض به واهب و بخشنده بدهد، مي تواند رجوع كند و آن را پس بگيرد؟
ج : رجوع اشكال دارد و بلكه ممنوع است.
س : 1058- اگر مال بخشيده شده منافع منفصله داشته باشدمانند ميوه، حمل، بچه، شير در پستان و...و بخشنده بخواهد رجوع كند آيا اين منافع منفصله مال واهب است يا موهوب له؟
ج : اين نمائات مال موهوب له است و واهب فقط عين را مي تواند پس بگيرد.
س : 1059- اگر شخصى ملك خود را به كسى هبه كند اما شرط كند كه تا زنده است خود واهب از آن استفاده كند صحيح است؟
ج : اگر به ذوى الارحام با اين شرط هبه كند صحيح است و اگر تخلف كند مي تواند رجوع كند، اما اگر هبه به غير ذوى الارحام باشد، چون هبه لازم نيست بدون شرط هم مي تواند رجوع كند.
س : 1060- اگركسى براى خانمش لباسى خريدارى مي كند وبعد فوت كند ومعلوم نيست كه آيا او درزمان حيات خود اين لباس رابه زوجه اش تمليك كرده است يا نه، لباس مذكورجزء تركه است يا جزء اموال زوجه؟
ج : اگر معلوم نباشدكه به زن هبه كرده است يا نه جزء تركه ميت و مال ورثه است.
س : 1061- آيا هبة دين و هبة منافع درست است؟
ج : هبة منافع صحيح نيست زيرا شرط صحت هبه آن است كه موهوب عين باشد، اما در هبة دين اگر به خود مديون هبه شودكه فايده اش ابراء ذمه اى او است صحيح است و احوط اين است كه مديون قبول كند.
س : 1062 - هبه اى معوضه چه نوع هبه اى است؟
ج : هبة معوضه آن است كه درآن يا شرط عوض شده باشد ويا اينكه موهوب له عوض آن را به واهب بدهد اگر چه شرط عوض نشده باشد.
س : 1063- آيا در هبة معوضه، پرداختن عوض از سوى موهوب له به واهب شرط است؟
ج : منظوراشتراط عوض است اگر چه اين عوض صلح مال يا حقى باشد.بنابراين اگر واهب شرط كند كه موهوب له مال يا حقى را به او صلح نمايد صحيح است و اگر طبق آن شرط عمل نمود و او هم قبول نمايد هبه معوضه مي شود و واهب حق رجوع ندارد.
س : 1064- رجوع درهبه چگونه محقق مي شود؟
ج : رجوع به دوگونه محقق مي شود، يا به قول مانند اينكه بگويد من رجوع كردم و يا به عمل و فعل، مانند اينكه مال را ازموهوب له بگيرد، يا آن رابه ديگرى ببخشد و يا بفروشد و يا اجاره و رهن د هد ومانند اينها, درصورتيكه اين كارهابه قصد رجوع باشد.
س : 1065- اطلاع دادن موهوب له ازرجوع لازم است؟
ج : لازم نيست.انشاء رجوع كافى است.
س : 1066- زيد زمين خود را به عمرو بخشيده است وچون قابل كشت نبوده است عمرو آن راتصرف نمي كند بعد از مدتى عمرو فوت مي كند، پسر عمرو نيز آن را تصرف نمي كند، اكنون نوبت به نوه اش رسيده است و مدعى ملكيت زمين مذكور را دارد به اين دليل كه زيد آن را به پدر بزرگش بخشيده است و در حال حاضر زمين درتصرف ورثه زيد است، حق باكيست؟
ج : مال بخشيده شده قبل از قبض ملك واهب است.بعد از اينكه موهوب له آن را قبض كرد و متصرف شد، باز اگر هبه به ذى رحم و يا معوضه نباشد تا عين باقي است مي تواند رجوع كند و عين را برگرداند،ولى اگر موهوب له وفات كند، هبه لازم مي شود.
س : 1067- شخصى خانه اى را به ديگرى مي بخشد و سالها هر دو درآن خانه زندگى مي كنند و سند هبه نيز به قلم يكى ازعلماء محلى نزد موهوب له موجود است.ولى واهب اين مدرك را قبول ندارد و مي گويدكه موهوب له درعمارت تصرت نكرده است، آيا سكونت او تصرف حساب مي شود؟
ج : اگر هبة مذكور معوضه باشد يا به ذى رحم و يا به گونه اى صلح شرعى باشد، و واهب اذن صريح تصرف در خانه را به موهوب له داده باشد(كه از طريق سكونت هر دو در خانه تصرف انجام گرفته است ) رجوع واهب جايز نيست.و در غير اين موارد و شرايط مي تواند رجوع كند.
س : 1068- پدرى ملكى را به پسرخود هبه مي كند و شرط مي كند تا من زنده هستم منافع آن متعلق به خودم باشد.بعداً ادعا مي كند كه من هنگام هبه كردن به ارزش واقعى زمين آگاه نبودم و فكر مي كردم كه ارزش آن خيلى كمتر از آن است.البته درموقع هبه كردن كسى او را از قيمت واقعى زمين آگاه نكرده بود.ازطرف ديگر پسر نيز به پدر وعده داده بوده است كه مخارج سفر حج پدر را پرداخت خواهد كرد, تكليف ورثه پسر چيست؟ واجب است كه به وعده اى كه پدرشان به پدر بزرگ شان (موهوب له به واهب ) داده است عمل نمايند؟
ج : اگر تا هنگام مرگ، موهوب له آن مال را قبض وتصرف نكرده باشد با فوت او هبه باطل شده است و اگر قبض كرده باشد(اگر چه بعداً براى استفاده آن, را در اختيار واهب قرار داده باشد) هبه لازم شده است و واهب حق رجوع ندارد.اما عمل كردن به وعدة پدر ازمال صغارجايز نيست.ولى ورثه كبار بهتر است به وعدة پدر عمل نمايند.اگر چه عمل به وعدة زبانى پدر واجب نيست.اما اينكه پدر بعد از هبه ادعا كرده كه از قيمت و ارزش واقعى زمين آگاه نبوده است، مانع ازصحت هبه نيست.
س : 1069- در هبة معوضه اگر تنها از يكي طرف اقباض صورت گيرد، هبه لازم مي شود؟
ج : در هبة مشروط به عوض قبض و اقباض (گرفتن و پرداختن ) هر دو لازم است.و با قبض يك طرف هبه لازم تحقق نمي يابد.
س : 1070- اگرمالى به يتيمي هبه شود، با قبض قيّم يتيم، هبه حاصل مي شود؟
ج : با قبض يا اذن ولى، هبه حاصل مي شود.
س : 1071 - اگر مال بخشيده شده از قبل در اختيار موهوب له باشد،قبض جديد لازم است؟
ج : قبض جديد لازم نيست.
س : 1072- اگر ولى صغير از مال خودش كه دردستش هست به صغير ببخشد، نياز به قبض جديد دارد؟
ج : قبض جديد لازم نيست، ولى بهتر وموافق با احتياط اين است كه ولى بعد ازهبه ازطرف صغير قبض كند.
س : 1073 - هبة مال مشاع صحيح است؟
ج : صحيح است.چونكه قبض مشاع هم با اجازه شريك امكان دارد.
س : 1074 - اگر كسى تمام املاك خود را به يكى از فرزندان خود هبه نمايد، ولى فرزند از آن بى اطلاع باشد.وپدر بعد ازچند سال همين اندك املاك خود را به كسى بفروشد و بعد از فروش، فرزندش متوجه و آگاه شودكه پدرش چند سال قبل اين املاك را به او بخشيده است و تاريخ هبه نيز چند سال قبل ازتاريخ قبالة فروش است حكم مسأله چيست؟
ج : اگر هبه ثابت شود و در حال هبه فرزند صغير بوده است و پدر ولايتاً از طرف او قبض و قبول كرده باشد.هبه صحيح و فروش بعدى پدر باطل است.اما اگر فرزند كبير بوده است و قبض و اقباض صورت نگرفته باشد.هبه باطل و معامله بعدى پدر صحيع است.
س : 1075- درقبض هبه فوريت شرط است؟
ج : شرط نيست.هر وقت بخواهد مي تواند قبض كند.در صورتيكه واهب قبل از قبض از هبة خود رجوع نكرده باشد.
س : 1076- منافعى كه ازمال بخشيده شده در فاصله زمانى بين هبه و قبول ازجانب موهوب له، بد ست مي آيد مال واهب است يا موهوب له؟
ج : مال واهب است، چون موهوب له عين را بعد از قبول و قبض عين موهوبه مالك مي شود.
س : 1077 - درهبة به ذى رحم جعل خيار فسخ ازطرف واهب جايز است؟
ج : جايز است، به عنوان تخلف شرط، مثل اينكه پدربه پسر زمينى را هبه كند و شرط كند كه لباس را براى او بدوزد و پسر قبول كند اگر لباس را ندوزد پدر مي تواند هبه را فسخ كند.
س : 1078- درهبه معوضه درصورت بقاء عين موهوبه واهب حق رجوع دارد؟
ج : حق رجوع ندارد.چون هبة معوضه از عقود لازم است.
س : 1079- در هبة بين زن و شوهر درصورت بقاء عين رجوع جايز است؟
ج : اگر قبض صورت گرفته باشد بنابر احتياط واجب حق بهم زدن را ندارند.
س : 1080- اگر كسى بد هكار خود را آبراء ذمه كند، دوباره مي تواند طلب خود را از او بگيرد؟
ج : با آبراء ذمه بد هكاربرى الذمه مي شود و طلبكارحق رجوع ندارد.
س : 1081- جهيزيه اى كه از سوى پدر و مادر به دختر داده مي شود، مثل سائر تركه است و شوهر از آن ارث مي برد؟
ج : ظاهر اين است كه پدر و مادر اين جهيزيه را به دختر هبه مي كند.لذا او مالك مي شود و همانند سائر تركه، شوهر از آن ارث مي برد.
س : 1082 - در هبة معوضه اگر موهوب له عين موهوبه را قبض كند اما عوض را ندهد، حكم چيست؟
ج : واجب است عوض را بدهد و اگر ندهد واهب حق بهم زدن هبه را دارد.
س : 1083- در هبة معوضه بين پدر و پسر اگر پسر مال موهوب را قبض كرد ولى عوض را نداد، پدر حق رجوع دارد؟
ج : حق رجوع دارد.اگرچه عين تلف شده باشد، درمثلى به مثل و درقيمي به قيمت مي تواند رجوع كند.
س : 1084- شخصى مال خود را به ذى رحم خود هبه كرده است، در بعضى قبض و تسليم صورت گرفته است و در بعضى صورت نگرفته است، نسبت به مقدارى كه تسليم نكرده است حق رجوع دارد؟
ج : مي تواند رجوع كند چون قبض و اقباض صورت نگرفته است.
س : 1085- شخصى سه فرزند دارد، زمين و ساير اموالش را بين دو فرزندش تقسيم مي كند و فرزند سوم را عاق مي كند، آيا پسر عاق شده بعد از فوت پدر از اموال ا و ارث مي برد؟
ج : اگر در زمان حيات خود اموالش را براى دو فرزندش هبه كرده باشد و آن دو نيز قبول و قبض كرده باشند، پسر عاق شده ارث نمي برد و اگر وصيت كرده باشد اموالش را براى دو فرزندش، در اين صورت، وصيت به مقدار ثلث از اموالى ميت نافذ است و در زائد بر ثلث اگر تمام ورثه راضى شدند نافذ است و اگر راضى نشدند، ثلث اموال بين آن دوبرادرتقسيم مي شود و دوثلث ديگر بين تمام ورثه تقسيم مي شود به شمول فرزند عاق شده.
س : 1086- شخصى در حال بيمارى اموال منقولش را براى برادر غائبش هبه مي كند.و بعد از چند روز فوت مي كند.سه ماه بعد از فوتش، برادرش از هبه آگاه مي شود.اولا: اين هبه صحيح است؟ وثانيا: در صورت عدم صحت، متوفى يك مادر سفيه، دارد و سه برادر، آن اموال به چه كسى تعلق مي گيرد؟ و ارث، به مادر كه سفيه است تعلق مي گيرد.و او مي تواند اموالش را به كس ديگر هبه كند؟
ج : هبه به برادرش باطل است، زيرا واهب قبل از قبض و اقباض فوت كرده است و آن اموال در فرض سوال به مادر تعلق مي گيرد.اگر چه سفيه باشد.اما هبة سفيه بدون اذن حاكم شرع صحيح نيست.
س : 1087- اگر كسى زمين خود را به شرط عوض به ديگرى هبه نمايد ولى موهوب له عوض را پرداخت نكند و واهب فوت نمايد، آيا ورثه واهب حق فسخ را دارند؟
ج : حق فسخ دارند.
س : 1088- اگر كسى مالى را كه منقول است به ديگرى بفروشد اما قيمت آن را به طوركامل دريافت نكند.آيا بايع خيار فسخ دارد، و نيز در هبة معوضه اگر بعضى از عوض به عهدة موهوب له باقى بماند، واهب خيار فسخ دارد؟
ج : در هبة معوضه در فرض سوال خيار فسخ دارد.اما در بيع ندارد، مگر اينكه مبيع را به مشترى تسليم نكرده باشد،كه در اين جا خيار تأخير بعد از سه روز مي آيد.
س : 1089- شخصى از مال منقول خود براى پسر غائب خود هبه مي كند وكس ديگرى را با اجازه حاكم شرع وكيل مي گيردكه ازطرف پسر غائبش مال را قبض كند.اما موهوب له تا زمان فوت واهب حاضر نمي شود.اين هبه نافذ است؟
ج : در هبه قبض خود موهوب له يا وكيل او معتبر است، نه قبض وكيل واهب.
س : 1090- شخصى چند فرزند صغير و يك خواهر دارد، بعد از فوتش بين فرزندان صغير و خواهرش اختلاف واقع مي شود.خواهر خواهان سهم خود از زمين مي شود.اما صغيران ادعا دارند كه شما حق خود را به پدر ما (كه برادر شما بوده است ) هبه كرده ايد، و سند هبه را نيز ارائه مي دهند.اما خواهر منكر مي شود و مي گويد سند جعلى است.آيا صغارحق قسم دادن عمه اى شان را دارند؟
ج : وصى ميت با قيّم و ولى صغار حق اقامة شهود دارند و با نبودن شهود حق قسم دادن خواهر ميت را دارند.
س :1091- زنى فوت مي كند در حاليكه چند برادر و چند فرزند دارد، زمين هاى موروثى زن در اختيار برادرانش مي باشد.اما اكنون فرزندان اين زن خواهان زمين مادرشان هستند اما برادرانشان ادعا دارند كه خواهرانشان سهم خود را به آنها هبه كرده است، دعواى مذكور توسط قضاه در حوزة اسلامي به نفع برادران زن فيصله مي گردد و زمين درتصرف آنها باقى مي ماند.اما بعد ازمدتى يكى از علماء يك قطعه از زمين مذكور را به وارث خواهر مي دهد و سالها است كه وارث خواهر از آن زمين استفاده مي كند، برادران آن زن اكنون از دنيا رفته اند.اما وارثين اين برادران بر اساس همان فيصلة قبلى قضاه ادعاى استرداد زمين را دارند، اولا: مي توانند زمين را بگيرند و ثانيا: در صورت جواز حاصلات چند ساله را نيز مي توانند از وارث خواهر بگيرند؟