back page Index Page next page

ج : اگر هبه صورت نگرفته باشد پدر مي تواند از نو تقسيم نمايد و هبه نمايد اما خود تقسيم كردن و تسليم نمودن هر حصه را به فرزندان و قبض كردن آنها عملا هبة معاطاتى است، ولى اگر صريحا بگويد كه فعلا هبه نكردم بلكه فقد اباحة تصرف كردم، هبه صورت نگرفته است.

احكام رهن


س : 1114 - شخصى20 سال قبل زمين خود را به ديگرى به 5 هزار افغانى رهن داده است.اما بجاى 5 هزار افغانى10 رأس گوسفند به صاحب زمين داده است وهر دو موافقت كرده اند.الان كه مي خواهند فسخ كنند، شخص رهن گيرنده ادعاى 10 رأس گوسفند داردكه صاحب زمين به وى برگرداند آيا چنين حقى دارد؟
ج : چون زمين به پنج هزار افغانى رهن داده شده است وگوسفند ها هر كدام پنج صد افغانى قيمت شده است، رهن گيرنده حق مطالبة گوسفند ها را ندارد.حق مطالبة پنج هزار افغانى را دارد.
س :1115 - اذا اذن المرتهن فى البيع ثم رجع عن اذنه و باع الراهن فاختلفا فى كون البيع قبل الرجوع او بعده هل يصح البيع ام لا؟
ج : حيث آن الاصلين متعارضان فيتسا قطان فيرجع الى عدم ترتب الاثر على هذا البيع فيحكم بفساده.س:1116- آيارهن زمين مثل رهن خانه است؟
ج : هر دو يك حكم دارد كه با اباحة راهن تمام تصرفات مرتهن بدون اشكال ا ست.
س : 1117 - اگر كسى خانه يا زمينى را رهن نمايد.آيا مرتهن بدون اجرت مي تواند از آن استفاده نمايد؟
ج : اگر راهن تمام تصرفات را براى مرتهن اباحه كند و نيز به مرتهن بگويد كه مي توانى براى ديگران هم اجازه تصرف بدهى هم خودش حق تصرف و نماز خواندن دارد و هم به ديگران مي تواند اجازه نماز خواندن و بقية تصرفات را بدهد.
س : 1118 - هل يجوز آن يرهن دارا او عتارا و يستفيد منهما بلا اجره؟ و هل تجوز الصلاه مع اذن المالك با التصرف ام لا؟
ج : اذا اشترط الاستفاده من العين المرهونة فى القرض او فى تأجيل الثمن لا يجوز لتحقق الرباء و اذا لم يشترط ذالك و آباح الراهن الاستفاده منها بعد القرض صحت على الاقوى و آن كان الاحوط ان تكون الاستفادة منها بالاجره ولوكانت قليله.و مما ذكرنا ظهر جوازصلاه المرتهن فيها مع اذن الراهن و اما صلاه غيره فلا تجوز الا باذن الراهن و المرتهن ايضا.

احكام صلح


س : 1119 - آيا صلح ازعقود است ومعناى آن چيست؟
ج : صلح ازجملة عقود است ومعناى آن اين است كه دو نفر با هم بر سر چيزى مانند تمليك عين ومنفعت يا اسقاط دين وقرض يا استاط حق سازش كنند.
س : 1120- آيا صلح ازعقود لازمه است يا ازعقود جايزه؟
ج : عقد صلح درصورتى كه شرايط معتبره را داشته باشد ازعقود لازمه است.
س : 1121 - درعقد صلح همه اقسام خيار وجود دارد يا برخى ازآنها؟
ج : غير از خيار مجلس، حيوان و تاخير, ساير خيارات وجود دارد.
س : 1122 - كسى مبلغ صد هزار تومان ازكس ديگرى بدهكار(قرض دار) است.اگر بدهكاركتابش را با طلبكار مصالحه كند به شرط اين كه طلبكار پولش را از او نخواهد اين مصالحه صحيح است؟
ج : بله، با مصالحه بدهكار برى الذمه مي شود.
س : 1123 - اگر زن و شوهرى مصالحه كنند كه شوهر در طلاق رجعى، حق رجوع نداشته باشد اين مصالحه صحيح و الزام آور است؟
ج : مصالحه ياد شده صحيح نيست.س:1124 - كسى باغى دارد كه راه عبور و مرورش از بالاى زمين خودش دور است.اما اگر از بالاى زمين همسايه برود نزديك مي شود.برادرهمساية صاحب زمين مي گويد فلان مبلغ پول بده با هم مصالحه مي كنيم ومن برادرم را راضى مي كنم كه به شما راه عبور و مرور از بالاى زمينش را بدهد آيا اين مصالحه صحيح است؟
ج : مصالحه ياد شده فضولى است و اگر همساية صاحب زمين آن را امضا و قبول كند صحيح است.
س : 1125 - آيا فضولى بودن در صلح هم امكان دارد مانند بيع، اجاره و...؟
ج : بله، فضوليت در صلح هم جريان دارد.
س :1126 - آيا درصلح صيغة خاصى معتبر است يا اگركارى انجام شودكه دست بر صلح بكند هم صحيح است؟
ج : درصلح صيغه خاصى معتبر نيست.
س : 1127 - آيا ده كيلوگندم با پانزده كيلو جو مصالحه مي شود؟
ج : مصالحه در چيزهاى مكيل و موزون كه از يك جنس باشند در صورت مساوى بودن صحيح است نه همراه با زيادى.
س : 1128 - طرفين دعوايي با هم مصالحه كردند اما بعد از آن مي خواهند عقد مصالحه را به هم بزنند آيا چنين حقى دارند؟
ج : اگر هر دو طرف دعوا راضى باشندكه عقد صلح را به هم بزنند مي توانند عقد را فسخ كنند.
س : 1129 - دو نفر با هم مصالحه كردند و شرط كردندكه متصالح فلان جنسى را به مصالح هبه كند اما بعد ازمصالحه، متصالح به شرطش عمل نكرد آيا مصالح مي تواند عقد صلح را به هم بزند؟
ج : بله، اين حق را دارد.
س : 1130- اگر دو نفر دو جنسى را با هم مصالحه كنند ويكى ازاين دو جنس معيوب بوده باشد آيا كسى كه جنس معيوب را گرفته است حق فسخ عقد را دارد يا حق گرفتن ارش را؟
ج : در اين صورت حق خيار فسخ دارد اما اگر مصالحه را قبول كرد نمي تواند ارش بگيرد.
س : 1131 - آيا صلح، هميشه مسبوق به نزاع ودعوا دربين دو نفر است؟
ج : تشريع صلح در دين مقدس اسلام براى فصل خصومت و رفع نزاع است اما درغير خصومت و نزاع هم صلح امكان دارد.
س : 1132 - كسى كه مالى را با ديگرى صلح مي كند بعد ازمدتى مي تواند همان مال را با غير اوصلح كند؟
ج : اگر صلح صحيح بوده است نمي تواند مگر با اجازه متصالح.
س : 1133- اگر ورثه ميت چند برادر وخواهر باشند و خواهران سهم الارث خود را با برادران خود مصالحه كنند اما بعد از چند سال همين خواهران ادعاى ارث مي كنند آيا چنين حقى دارند؟
ج : اگر خيار فسخ نداشته باشند و صلح داراى شرايط معتبره بوده است چنين حقى ندارند.
س : 1134- كسى كه مال كس ديگرى را غصب مي كند و صاحب مال براى گرفتن مال خود متعهد مي شود كه مبلغى را به غاصب پرداخت كند آيا اين گونه تعهدات از مصادق صلح است و صاحب مال مغصوب ملزم به پرداخت مبلغ تعهد شده است؟
ج : اين گونه تعهدات از مصادق صاح نيست و صاحب مال ملزم به پرداخت مبلغ ياد شده نيست.
س : 1135 - كسى با برادرش در برابر مبلغ پولى مصالحه مي كند كه او را به زيارت كربلا ببرد و هر چه مصرف شد به عهدة مصالح باشد اما برادر ديگر مسامحه مي كند و او را به زيارت كربلا نمي برد آيا مصالح حق دارد كه پول وجه المصالحه را از برادرش (متصالح ) بگيرد؟
ج : صاحب پول حق فسخ دارد.
س : 6 113 - كسى زمين هاى كشاورزى خود را با برخى از ورثه ها صلح مي كند و در ضمن صلح شرايطى را ياد آورى مي كند كه بعد از فوت مصالح (صاحب زمين) بايد انجام داده شود.اما بعد از فوت او شرايط ياد شده از سوى برخى از وراث متصالح ناديده گرفته مي شود و عمل نشود آيا ساير ورثه حق فسخ اين صلح را دارند؟
ج : اگر ساير ورثه ها نتوانند ورثه هاى متصالح را ملزم به انجام شرايط صلح كنند مي توانند عقد صلح را فسخ كنند.
س : 1137 - كسى درحال حيات خود براى پسر بزرگش عروسى مي كند و مبلغى را خرج مي كند آيا او مي تواند فرزند بزرگ خود را از باقى ماترك خود محروم كند و اموال خود را با ديگر وارثان صلح كند؟
ج :.بله، جايز است اگر منجز باشد يعنى معلق به فوت مصالح (مورث ) نباشد.

احكام وكالت


س : 1138 - دو برادرى كه خانه و زندگى مشتركى دارند اما برادركوچك هوشيارتر و فهيم تر از برادر بزرگ است آيا برادركوچك مي تواند امور زندگى و دخل و خرج را به دست بگيرد؟
ج : در صورتى كه برادر بزرگ, برادركوچك را وكيل بگيرد تصرفات برادركوچك نافذ است.
س : 1139 - اگركسى، ديگرى را وكيل در اجراى صيغه عقد نكاح يا فروش خانه اش بكند و درباره جواز يا عدم جواز وكيل در توكيل سخنى نگويد آيا وكيل مي تواند به جاى خودش كس ديگرى را براى انجام كارهاى ياد شده وكيل بگيرد؟
ج : تا زمانى كه موكل براى وكيل در توكيل اجازه نداده است وكيل نمي تواند ديگرى را وكيل بگيرد.
س : 1140 - مالك باغى, كسى را براى فروختن باغش وكيل مي كند اما وكيل خودش اين كار را انجام نمي دهد بلكه كس ديگرى را وكيل مي گيرد براى فروختن باغ.صاحب باغ از فروش باغش منصرف مي شود اما وكيل ادعا مي كند كه اختيار از كف صاحب باغ رفته است و نمي تواند ازفروش باغ خود منصرف شود حكم اين مسأله چيست؟
ج : اگر صاحب باغ وكيل اول را به طورمطلق وكيل نكرده باشد، وكيل نمي تواندكس ديگرى را وكيل بگيرد اما اگر صاحب باغ وكيل اول را به طور مطلق وكيل گرفته باشد و اجازه وكيل در توكيل داده باشد مي تواند پيش از فروش باغ وكيل دوم را از وكالت عزل كند زيرا وكالت از عقود جايزه است بنابراين صاحب باغ مي تواند از فروختن باغ خود جلوگيري كند.
س : 1141- كساني كه ازمرجعى تقليد دارند بعد از فوت آن مرجع تقليد مقلدين شان مي توانند وجوهات شرعيه خود را به وكلاء آن مرجع بد هند يا نه؟
ج : بعد ازفوت مرجع تقليد وكلاء او از وكالت عزل مي شوند و نمي شود به آنها وجوهات داد مگر اينكه از طرف مرجع حى كه به اجازه او باقي مانده وكيل بوده باشند.

احكام قرض


س :1142 - مستثنيات دين كه فروختن آنها براى پرداخت بدهكارى بر مديون واجب نيست كدامند؟
ج :.خانة محل سكونت، لباس مورد نياز,زيورآلات در صورتى كه فراخور حالش باشد.مركب سوارى مانند اسب يا ماشين سوارى، فرش و ظروف و...البته همه اين ها در صورتى استثناء شده كه زايد بر شأن و موقعيت بدهكار نباشد.
س : 1143- اگر خانة مديون و بدهكار بيش از مورد نياز و احتياجش باشد وظينه اش چيست؟
ج : بايد مازاد بر احتياج خود را بفروشد و يا اين كه همه خانة خود را بفروشد و خانة كوچكتر مناسب حال خود بخرد و مازاد قيمت خانه را به طلبكاران خود بدهد.
س : 1144- اگر بدهكار دوسه باب خانه داشته باشد و به همه آنها هم احتياج داشته باشد وظيفه اش چيست؟
ج : اگر واقعا به همه آنها نيازداشته باشد همه آنها استثناء شده است.
س : 1145 - آيا خانه كه از مستثنيات دين است مخصوص حال حيات مديون و بدهكار است يا بعد ازمرگ او را هم شامل مي شود؟
ج : خانة بد هكاركه استثناء شده است مخصوص حال حيات اوست بعد از مرگ بد هكار اگر مال و سرمايه ديگرى نداشته باشد خانه اش فروخته و به طلبكارا نش پرداخت مي شود.
س : 1146- اگر بد هكار با رضايت خود خانه اش را بفروشد و قيمت آن را به طلبكارانش بدهد طلبكاران مي تواند آن را بگيرد؟
ج : چيزهايي كه استثناء شده است معنايش اين است كه طلبكاران، بدهكار را مجبور به فروختن آنها نكند تا بدهكار در تنگنا قرار نگيرد اما اگر خود بدهكار با رضايت خود خانة خود را بفروشد و بدهكارى خود را پرداخت كند، گرفتن آن براى طلبكاران مانعى ندارد.
س : 1147 - كسى كه مجبور به گرفتن وام با بهره (ربا) مي شود و اموالش مخلوط به حرام مي شود و هنوز وام ياد شده را پرداخت نتوانسته است وظيفه فرزندان و مهمانانش چيست كه از اموال مخلوط به حرام استفاده مي كنند؟
ج : اگر عين آن مال فعلا در ميان اموال بدهكار نيست و معاملاتى كه انجام داده است كلى بوده است.تصرف خود و خانواده اش در آن اموال جايز است.
س : 1148 - كسى كه مبلغ مثلا صد هزارتومان قرض ربوى مي گيرد و درهر ماه سه هزار تومان به عنوان بهره به صاحب پول پرداخت مي كند اگر اين قرض به اندازه اى طول بكشدكه بهره پرداخت شدة آن برابر با اصل پول شود آيا بدهكار مي تواند اصل پول را ندهد و بگويد ربا حرام است و پول خود را تدريجا از من گرفته ا ى؟
ج : طلبكار آن چه را كه به عنوان ربا و بهره گرفته است ضامن است.بدهكار در صورت امكان با اجازه حاكم شرع مي تواند تقاص كند.
س : 1149- كسى كه بدهكار است، بدهى خود را پرداخت مي كند اما به طلبكاران نمي گويد كه اين پول به عنوان بدهكارى من به شما پرداخت مي شود او در دفترچه خود يادداشت مي كند كه طلب و قرض فلانى را پرداخت كردم.آيا بدون ياد آورى بدهى خود نسبت به طلبكار برى الذمه مي شود؟
ج : در صورتى كه گيرنده متوجه باشد كه طلب او را پرداخت كرده است كفايت مي كند.
س : 1150- كسى كه بدهكار است اگر طلبكارش بميرد و ورثه هم نداشته باشد وظيفه اش چيست؟
ج : بايد جستجوكند تا ورثه پيدا شود، اگر از 9 از پيدا كردن ورثه نا اميد شد به حاكم شرع پرداخت كند تا به وظيفه اش عمل كند.
س : 1151 - طلبكار به بدهكار مي گويد اگر مبلغ هشتاد هزار تومان از صد هزار تومان قرضم را بدهى مبلغ بيست هزار تومان باقى مانده را به تو مي بخشم.طلبكار وقتى مبلغ هشتاد هزار تومان خود را مي گيرد مبلغ بيست هزار تومان باقى مانده را طلب مي كند و مي گويد اين حيله اى بود كه براى به دست آوردن پولم به كارگرفتم و واقعا قصد بخشش بيست هزار تومان را نداشتم آيا با پرداخت هشتاد هزار تومان بدهكار برى الذمه مي شود؟

back page Index Page next page