س : 1251 - باگذشت چند سال از زندگى مشترك زوجين، سفاهت بر شوهر عارض مي شود يعنى خوب و بد را تشخيص داده نمي تواند.آيا وكيل مجتهدى در امور حسبيه در صورت درخواست زن، او را طلاق داده مي تواند؟
ج : طلاق داده نمي تواند.
س : 1252 - زن و مردى چهار سال با عقد موقت با هم زندگى مي كنند بعد از آن مرد ادعا مي كند كه عقد دايمي بوده و زن منكر دوام عقد است.بعد از اين اختلاف چهار سال است كه مرد از خانه بيرون رفته و باز نكشته است.اين مسأله چه حكمي دارد؟
ج : در صورتى كه زن شاهدى بر موقت بودن ازدواج نداشته باشد شوهر تسم مي خورد بر دوام عتد.بعد از آن حاكم شرع حكم به دايمي بودن ازدواج مي كند.
س : 1253 - اگر كسى بخواهد زن موقت خود را بعد از پايان مدت، يا بخشيدن مدت،به عقد دايمي خود درآورد عده براى زن لازم است؟
ج : عده لازم نيست.
س : 1254- برخي از خانواده ها براى ايجاد محرميت عقد موقت مي خوانند و هنوز مدت عقد موقت به پايان نرسيده است كه عقد دايمي مي خوانند، آيا اين عقد دايمي صحيح است؟
ج : بايد داماد باقى ماندة مدت را ببخشد، يا مدت عقد موقت به پايان برسد، بعد عقد دايمي بخوانند وگرنه عقد باطل است.
س : 1255 - اگر كسى با زن يا دخترى كه شوهر ندارد و در عده هم نيست عمل نامشروعى (زنا) انجام دهد و زن حامله شود آيا مي تواند با آن زن ازدواج كند آيا عده دارد؟
ج : مي تواند ازدواج كند و عده هم ندارد.
س : 1256 - آيا ازدواج شيعه با سني غير متعصب جايز است؟
ج : بله، البته كراهت دارد اما اگر خوف انحرات داشته باشد جايز نيست.
س : 1257 - اگر زنى با مردى عمل نامشروعى را انجام دهد، پسران زن با خواهر زانى مي توا ند ا زدواج كند؟
ج : بله، اشكالى ندارد.
س : 1258 - اگر كسى زن موقت خود را در مدت عقد، بدون اين كه باقى مانده مدت را ببخشد عقد دايم كند صحيح است؟
ج : عقد دوم باطل است بايد مدت را ببخشد و مجددا عقد بخواند.
س : 1259 - اگر امر داير باشد بين ادامه درس و آلوده شدن به گناه، به خاطر عدم ازدواج كدام مقدم مي شود؟
ج : ازدواج مقدم است.
س : 1261- كسى براى فرزندان صغيرش وصى و سرپرست برادرش را انتخاب مي كند و وصيت مي كند كه دخترانش بعد از بلوغ با پسران برادرش (وصى) ازدواج كنند اما يكى از دختران بعد از بلوغ بدون اجازه عمو با كس ديگرى ازدواج مي كند آيا اين ازدواج صحيح است؟
ج : ازدواج صحيح است.
س : 1262- پدرى با مشورت وگفتگو با پسرش از ايران به افغانستان مي رود و دختر برادرش را براى پسرش عقد مي كند اما اكنون پسر و مادرش ناسازگارى و مخالفت مي كند و راضى به ازدواج نمي شود.وظيفه دختر چيست؟
ج : اگر پسر، پدرش را وكيل براى پيدا كردن و عقد كردن دخترى وكيل گرفته باشد.حالاكه قبول ندارد بايد دختر ياد شده را طلاق بدهد.اما اگر پسر پدرش را وكيل نگرفته باشد وعقد فضولى خوانده شده باشد با ردكردن پسر عقد باطل مي شود و دختر مي تواند با ديگرى ازدواج كند و نياز به طلاق ندارد.
س : 1263 - كسى بر اثر دلخورى از بعضى كارهاى همسرش از اوكفاره گيرى مي كند.در حالى كه اين زن در خانة شوهرش است و حق همخوابگى با شوهر را دارد؟
ج : تا زمانى كه زن در خانة شوهر زندگى مي كند، شوهر بايد همه حقوق او را مراعات كند.
س : 1264- دختر عمو و پسر عمويي با هم ازدواج كرده بودند بعد از چهار سال اختلافى پيش آمد.پدر دختر در غياب شوهر دخترش طلاق نامه اى را ازكدام منبعى درست كرد و دخترش را به كس ديگرى داد.آيا اين طلاق غيابى و ازدواج با شوهر د وم مشروعيت دارد؟
ج : در صورتى كه شوهر از نفقه دادن و نيز طلاق دادن همسر خود، خود دارى كند حاكم شرع مي تواند او را طلاق بدهد و در فرض سوال اگر طلاق به حكم حاكم شرع نبوده طلاق باطل است.
س : 1265- آيا زن مي تواند شوهرش را مجبوركند كه منى را در بيرون از رحم انزال كند؟
ج : زن نمي تواند شوهرش را مجبور به چنين كارى بكند.
س : 1266 - انزال منى درخارج از رحم ديه دارد؟
ج : ديه ندارد.
س : 1267- آيا استمتاع از دخترى كه عقد شده است اما نه سالش كامل نشده است, غير از مقاربت جايز است؟
ج : استمتاع غير از مقاربت اشكالى ندارد.
س : 1268 - اگر زن اجازه وطى از دبرش ندهد ناشزه به حساب مي آيد؟
ج : ناشزه به حساب نمي آيد.
س : 1270- اگر شوهر شك داشته باشد كه نه سال همسرش كامل شده است يا نشده است؟ آيا مي تواند مقاربت كند؟
ج : بايد تحقيق شود تا علم به نه سالگي پيدا شود وگرنه مقاربت جايز نيست.
س : 1271 - استفاده از داروهاى ضد باردارى براى زنان جايز است؟
ج : بله، جايز است.
س : 1272 - آيا عقيم كردن زنان جايز است؟
ج : چون اضرار به نفس است احتياط واجب در ترك آن است.
س : 1273- استفاده از روش ها و داروهاى مهلت داركه حامله شدن را به تاخير مي اندازد جايز است؟
ج : بله، جايز است.
س : 1274 - آيا استمناء با دست يا بدن همسر جايز است؟
ج : استمناء با دست خود انسان حرام است اما با دست همسر يا بدن او اشكالى ندارد.
س : 1275 - مردى دو زن دارد.يكى از اين دو زن دخترى داردكه به شوهر مي دهد اگر پدر زن اين مرد, زن ديگر خود را طلاق بدهد, دامادش مي تواند با زن اوكه در وا قع مادر ا ندر (نامادرى) زن ا و مي شود ازدواج كند؟
ج : بله، مي تواند ازدواج كند.
س : 1276- مردى كه با دختر باكره اى در يك جا كار مي كنند آيا مي توانند بدون اجازه پدر دختر, عقد محرميت بخوانند تا آزادانه حرف بزنند و بازى و شوخي غير از مقاربت بكنند؟
ج : بدون اجازه پدر دختر چنين عقدى اشكال دارد و بايد از آن پرهيز و دورى شود.
س : 1277 - اگر در ازدواج موقت، مدت عقد زياد باشد به طورى كه مساوى با عمر يك انسان مثلا هفتاد يا هشتاد سال باشد آيا اين عقد بدل به عقد دايمي مي شود؟
ج : احوط اين است كه عقد دايمي خوانده شود اما اگر مثلا صد سال مدت گذاشته شود بايد احتياط مراعات شود مثلا توارث شرط شود.همچنين نفقه شرط شود.اگر طلاق داده شود بايد بين هبة مدت، و طلاق جمع شود.
س : 1278 - شوهر ادعا مي كند كه زنش را به خاطر ناشزه بودنش كتك زده است و زن ادعا مي كند كه كاملا تمكين داشته و شوهر او را بدون جهت كتك زده است اين مسأله چه حكمي دارد؟
ج : شوهر حتى در صورت ناشزه بودن زن، حق كتك زدن او را ندارد، مگر براى تاديب به اندازه اى كه موجب قصاص و ديه نشود.در اين مساله در صورت ثابت نشدن نشوز بايد توبه و ازهمسرش طلب بخشش كند و اگر زدن موجب ديه شده باشد زن حق دارد دية خود را از شوهر بگيرد.
س : 1279 - زن ادعا مي كند كه عقد نكاح دايمي بوده است و شوهرش بايد نفقه يا طلاق او را بدهد البته براى اثبات اين ادعا شاهدى ندارد.مرد ادعا مي كند كه عقد موقت بوده است و پس از پايان مدت, نيازبه طلاق نيست وهمچنين راضى به قسم خوردن زن براى اثبات دايمي بودن عقد نيست.وظيفه زن و شوهر چيست؟
ج : شوهر بايد شاهد براى اثبات مدعايش بياورد و اگر شوهر شاهد اقامه نكرد و زن قسم بخورد, عقد محكوم به دوام است و اگر زن قسم نخورد و آن را رد نمود به زوج، و او قسم خورد، عقد محكوم به انقطاع است.
س : 1280- زنى كه به مدت سه ماه در خانة پدرش زندگى مي كند، ادعا دارد كه شوهرش او را از خانه بيرون كرده است.شوهر ادعا مي كند كه همسرش بدون رضايت او به خانه پدرش رفته است و هر دو (زن و شوهر) شاهدى براى اثبات ادعاى شان ندارند.آيا زوجه مي تواند نفقه سه ماهه خود را از شوهر بگيرد؟
ج : اگر زن اعتراف دارد بر اين كه در اين مدت در خانه پدرش بوده است اگر شاهدى بر خروج اجبارى ازخانه خودش و رفتن به خانه پدرش داشته باشد و شوهر مانع بازگشتنش شده باشد حق نفقه را دارد اما اگر شاهدى ندارد حق دارد شوهر را قسم بدهد و چون اين مسئله نياز به مرافعة شرعى دارد رجوع به حاكم شرع كنند.
س : 1281 - اگر مردى ادعا كند كه با فلان زن ازدواج كرده است اما زن منكر ازدواج باشد.عاقدى كه به ادعاى شوهر عقد را خوانده است در آغاز به خاطر ترس و...منكر خواندن عقد مي شود اما سرانجام به خواندن عقد اعتراف مي كند آيا اين زن نياز به طلاق دارد؟
ج : اگر با اقامه بينه و شاهد خواندن عقد ثابت شود، زوجيت هم ثابت مي شود زيرا اعتراف عاقد بعد از انكارش معتبر نيست.در غير اين صورت زن در پيش حاكم شرع قسم مي خورد , زوجيت منتفى اعلام مي شود.
س : 1282 - زنى به مردى اجازه مي دهد كه عقد نكاح دايمي او را براى خودش بخواند اما مرد, عقد موقت مي خواند بعد از مدتى زن با خبر مي شود كه عقد موقت بوده است وظيفه زن چيست؟
ج : اگر زن راضى شود به عقد موقت، عقد صحيح است زيرا عقد فضولى و اجازه زن كاشف از صحت است اما اگر زن عقد را ردكند بايد فورا از مرد جدا شود.
س : 1283 - اگر شوهر فوت كند و زن اجرت كارخود در خانه شوهر را بخواهد با اين كه شوهر فرزندان صغير دارد چه حكمي دارد؟
ج : در صورتى كه اجرت زن معلوم باشد مي تواند بگيرد و اگر اجرت زن معلوم نباشد، و داير بين اقل و اكثر باشد، اقل به او داده مي شود.
س : 1284- زنانى كه در خانه شوهران شان كار مي كنند مي توانند بدون اجازه شوهران از اموال خانه نذر يا صدقه بدهند؟
ج : نمي توانند نذر و صدقه بدهند (از اموال شوهر).
س : 1285 - اگرزن شرط كند كه در ثواب خيرات شوهر شريك باشد با اين كه در خانه زحمت مي كشد.آيا بدون شرط در ثواب خير خانه شريك نيست؟
ج : شريك است.
س : 1286 - اگر زن شرط كند كه 15/9 ثواب مال زن باشد و شوهر قبول كند آيا زن بدون اجازه مي تواند خيرات كند؟
ج : اگر شوهر قبول كند اشكالى ندارد.
س : 1287 - زنى ادعا مي كند كه فلان مرد را وكيل گرفته است براى اين كه عقد موقت مرا براى خودش بخواند اما مرد ادعا مي كند كه مرا وكيل براى خواندن عقد دايمي گرفته است و اكنون او زن دايمي من است قول كدام يكى مقدم مي شود؟
ج : قول زوج مدعى دوام عقد مقدم است بنابراين اگر هر دو شاهدى براى اثبات مدعى شان نداشته باشند حاكم شرع مرد را قسم مي دهد بر دايمي بودن عقد.در صورت قسم يادكردن شوهر، حكم به دايمي بودن عقد مي شود و نمي توانند بدون طلاق از همديگر جدا شوند.اين مسأله در حضور حاكم شرع بايد صورت گيرد.
س : 1288 - كسى همسرش را، شديدا كتك مي زند، همسرش به خاطر مساله ديگرى به خانه پدرش مي رود و اكنون يك سال است كه در خانة پدرش به سر مي برد.پدر زنش پيغام داده است كه يا زنت را به خانه ات ببر يا نفقه اش را بده و يا طلاقش را.اما شوهر زير بار نمي رود و مي گويد ناشزه است نه طلاقش مي دهم و نه نفقه اش را.همان جا بماند (تا موهايش مانند دندان هايش سفيد شود) با اين حال وظيفه زن چيست؟
ج : اگر بدون اين كه شوهرش كتك بزند و بدون اجازه شوهر به خانة پدر رفته باشد ناشزه به حساب مي آيد اما اگر بر اثركتك زدن شوهر و خوف جان خود رفته باشد ناشزه نيست.بايد نماينده اى تعيين شود و با شوهرصحبت كند تا صلح شود و يا طلاق بدهد.
س : 1289 - طلا و هدايايي كه شوهر يا بستگان شوهر براى زن مي خرد، در صورت اختلاف زن و شوهر مال كيست؟
ج : طلا و هدايايي را كه شوهر براى زنش خريده است اگر به زنش تمليك كرده باشد، احتياطاً نبايد آن را از زن پس بگيرد.در غير اين صورت شوهر مي تواند پس بگيرد مگر اين كه زن ثابت كند كه لباس و چيزهايي مانند آن جزء نفقه زن بوده و شوهر به زن تمليك كرده است.اما هدايايي راكه اقوام داماد خريده است مانند ظروف و...ظاهر اً مال شوهر است ولى احتياطاً زن وشوهر باهم مصالحه كنند.
س : 1290- كسى كه به خاطر مشكلات اقتصادى به ايران مهاجرت مي كند اما همسرش به ايران نمي آيد و بعد از آن چندين بار پيغام مي دهد با يكى از محارمش به ايران بيايد و همه مصارف راه را شوهر پرداخت مي كند اما باز هم زن از آمدن به ايران خوددارى مي كند.شوهر به خاطر مادر پيرى كه دارد نمي تواند او را بدون سرپرست در ايران بگذارد و خودش براى آوردن همسرش به افغانستان برود آيا نفقة همسر اين مرد بر او واجب است؟
ج : اگر در هنگام عقد شرط شده باشد كه شوهر، همسرش را از وطنش بيرون نبرد در اين صورت نفقة زن بر شوهر واجب است اما اگر زندگي و سكونت همسر در وطن شرط نشده باشد و اختيار محل زندگى با شوهر باشد نفقة زن بر شوهر واجب نيست.
س : 1291 - به خاطر تنگدستى و فقر، مجبور بودم به ايران بيايم اما همسرم از آمدن با من به ايران خوددارى كرد وگفته ام اگر در افغانستان در نزد برادر و مادرت بمانى خرج زندگى ات را نمي توانم بدهم.با وجود مخالفت عملى با مصالح زندگى من آيا نفقه اش بر من واجب است؟