ج : 1- علقه زوجيت هنوز باقى است چون هنوز ده سال نگذشته است و احوط اين است كه بعد ازگذشتن ده سال به حاكم شرع مراجعه كنند تا طلاق شان را جارى نمايد، بعد از انقضاى عدة وفات شوهر مي توانند.2- اگر ولى مفقودالاثر از مال مفقودالاثر يا مال خودش نفقة زن را بدهد زن بايد صبركند تا يقين به مرگ شوهرش پيداكند.اگر ولى مفقودالاثر نفقة زن را تأمين نكند، زن به حاكم شرع رجوع كند حاكم شرع دستور فحص و جستجو به مدت چهار سال مي دهد و اگر دوستان و خانوادة مفقودالاثر بدون امر حاكم شرع به مدت چهار سال فحص و جستجوكرده باشند بازهم حاكم شرع دستورمي دهدكه جستجوى مختصرى انجام دهند.بعد ازاين مدت حاكم شرع يا وكيل او به ولى مفقودالاثر دستورمي دهد كه همسر مفقودالاثر را طلاق بدهند و اگر مفقودالاثر ولى نداشته باشد خود حاكم شرع يا وكيل اوهمسر مفقودالاثر را طلاق مي دهد.3- عقد دوم باطل است مگر اين كه زن يقين به مرگ شوهر خود پيداكرده باشد در اين صورت عقد بعد از عده صحيح است.4- اموال در ملك مفتودالاثر باقى است و نفقة صغير از آن داده مي شود.
س : 1321 - مردى شش سال پيش مفقود شده است.پدرش تمام جاهايي راكه احتمال داده جستجوكرده و اثرى از او به دست نياورده است.همسرش هم از پيدا شدن شوهرش نا اميد شده است حالا وظيفه همسر مفقودالاثر چيست؟
ج : اگر زوجه يقين به فوت شوهرش دارد و از زنده بودنش نا اميد شده است بعد از عدة وفات (چهار ماه و ده روز) مي تواند با كس ديگرى ازدواج كند.
س : 1322 - مردى شش، هفت سال مفقودالاثر بوده است به گونه اى كه از مرگ و زندگى اش خبرى نبوده است.همسرش شوهر دوم اختيار مي كند و از او صاحب فرزند مي شود.بعد از مدتى معلوم مي شودكه شوهر اول زنده است اكنون حكم ازدواج د وم چيست؟ و زن چه وظيفه اى دارد؟
ج : چون زن بدون طلاق و بدون مجوز شرعى با مرد دوم ازدواج كرده است عقدش باطل و بر شوهر دوم حرام ابدى شده است.عقد شوهر اول همچنان باقى است.
س : 1323 - مردى كه ده سال از مفقود شدنش مي گذرد و فحص و جستجويى هم نشده است آيا حاكم شرع مي تواند حكم به فوت مفقودالاثركند تا در نتيجه اموالش تقسيم شود و همسرش ازدواج كند؟
ج : اگر مفقودالاثر در سفر غير دريايى منقود شده باشد احتياط اين است كه بايد اطمينان به فوت حاصل شود اگر چه حكم به فوت بعيد نيست.و احوط اين است كه حاكم شرع طلاقش را جارى كند و بعد از انقضاى عدة وفات شوهر كند.
س : 1324 - مردى هشت سال مفقود بوده است، زنش با مرد ديگرى ازدواج مي كند و بعد از پيدا شدن شوهر اولش، شوهر دوم از او جدا مي شود اما شوهر اول هم او را طلاق مي دهد.آيا شوهر دوم باز مي تواند با او ازدواج كند؟
ج : زن براى شوهر دوم حرام ابدى شده است.
س : 1325 - مردى شش سال است كه مفقودالاثر است و نفقة همسرش را پدر زنش داده است آيا پدر زنش مي تواند مصارف ياد شده را از اموال داماد مفقودالاثرش بردارد؟
ج : بله، مصارف و نفقة اين مدت را مي تواند از اموال دامادش بردارد.
س : 1326- مردى هفت - هشت سال مفقودالاثر بوده است و همسرش به گمان اين كه شوهرش مرده است شوهر دوم انتخاب كرده و از او فرزندانى به دنيا آورده است بعد ازمدتى شوهر اولش بازگشته است.اولا: وظيفه زن به شوهر اول و دوم چيست؟ وحكم بچه ها چيست؟
ج : اگر زن بدون اذن حاكم شرع و خودسرانه شوهر دوم انتخاب كرده است براى شوهر دوم حرام ابدى شده است و بايد از شوهر دوم جدا شود و عدة وطى به شبه نگهدارد و از آن پس به نزد شوهر اول برگردد و مهرالمثل خود را از شوهر دوم مي گيرد و اگر مهرالمثل و مهرالمسمي تفاوت داشته باشد با هم مصالحه كنند.فرزندان چون ((اولاد شبه)) هستند حلال زاده هستند.اگر شوهر اول، زن ياد شده را طلاق داد، زن بعد از عده مي تواند فرد سومي را شوهركند.
س : 1327 - مردى مدت هفت سال پيش از افغانستان در جنگ داخلى افغانستان مفقودالاثر شده است و معلوم نيست كه كشته شده يا به خارج از افغانستان رفته است.چندين بار درروزنامه و راديو آگهى شده است اما خبرى نيامده است.نفقه زنش را در طول اين مدت پدر زنش داده است وظيفه اش چيست؟
ج : تا زمانى كه پدرزنش نفقه دخترش را مي دهد بايد صبركند اما اگر پدر زنش از دادن نفقه و خرج خوددارى كرد.زن به حاكم شرع رجوع كند تا تكليفش روشن شود.
س : 1328 - زنى كه شوهرش مفقودالاثر بوده است به حاكم شرع رجوع كرده است و بعد از تفحص و جستجو با تمام شرايط زن طلاق داده مي شود و بعد ازگذراندن مدت عده، زن با مرد ديگرى ازدواج مي كند اما مدتى بعد شوهر ا ول برمي گردد.اكنون زن، همسر شوهر اول به حساب مي آيد يا همسر دوم؟
ج : چون عقد شوهر دوم با اجازه حاكم شرع و صحيح بوده است.زن, همسر شوهر دوم مي باشد.
س : 1329 - مردى دو سال پيش در جنگ داخلى مفقود مي شود.اكنون همسرش مي گويد يقين دارد كه شوهرش كشته شده است آيا زن مي تواند همسر دوم برگزيند؟
ج : اگر يقين دارد به مرگ شوهرش، عده نگهدارد و بعد از آن شوهركند اما اگر يقين به مرگ شوهرش ندارد بايد به حاكم شرع رجوع كند.
س : 1330- مردى مفقودالاثر بوده است و همسرش هفت - هشت سال صبر مي كند و با يقين به فوت شوهرش به حاكم شرع رجوع نمي كند و باكس ديگرى ازدواج مي كند و پس ازگذشت مدتى شوهر اولش پيدا مي شود و پس ازآگاه شدن از ازدواج همسرش او را طلاق مي دهد آيا اين زن بعد ازگذراندن عده مي تواند با شوهر دومش مجددا ازدواج كند؟
ج : اگر شوهر دوم دخول نكرده باشد ازدواج با او جايز است و اگر دخول كرده باشد زن برايش حرام ابدى شده است.
س : 1331- زنى كه شوهرش مفقودالاثر بوده است با رجوع به حاكم شرع وگذراندن عده با كس ديگرى ازدواج مي كند.بعد از انجام عمل جنسى و مقارت با شوهر دوم.فرداى آن روز شوهر ا ول پيدا مي شود و زن بدون اين كه حرفى از ازدواج مجددش بزند با شوهر نخست هم مقاربت مي كند و شوهر فردايش از موضوع آگاه مي شود و زن حامله شده است.اكنون هر دو شوهر زن را ترك كرده اند.حالا بچه مال كدام شوهر ونفقة زن بركدام شوهر است؟
ج : چون ازدواج با اجازه حاكم شرع بوده است بچه مال شوهر دوم و نفقه هم بر شوهر دوم واجب است اما اگر ازدواج بدون اجازه حاكم شرع مي بود بچه مال شوهر اول و نفقه هم بر او واجب بود.
س : 1332- مردى هفت سال است كه مفقودالاثر است.زنش يقين به كشته شدن شوهرش پيدا كرده است آيا مي تواند شوهركند؟
ج : در صورتى كه همسرش يقين به كشته شدن شوهرش پيدا كرده باشد بعد از نگهداشتن عدة وفات (چهارماه و ده روز) مي تواند شوهركند.
س : 1333- مردى در زمان حكومت كمونيستى افغانستان دستكير مي شود و تاكنون از او خبرى نيست آيا همسرش مي تواند ازدواج كند؟
ج : اگر از تاريخ مفقود شدن شوهر ده سال تمام نگذشته باشد و يقين دارد كه شوهرش كشته شده است بعد ازگذراندن عده مي تواند شوهركند.اگر يقين به فوت شوهرش ندارد و نفقه اش از دارايى شوهرش يا خانواده شوهرش تأمين مي شود.بايد صبركند و اگر نفقه تامين نمي شود به حاكم شرع رجوع كند.اما اگر از زمان مفقود شدن شوهر ده سال گذشته باشد احوط اين است كه به حاكم شرع مراجعه كند تا طلاقش را جارى كند.
س : 1334- مردى كه براى كارگرى به ايران آمده بود در تاريخ12/1/1372 كه اكنون دو سال مي شود براى آوردن نان از اتاقش خارج و تاكنون مفقود مي شود.تمام جاهايي كه احتمال داده مي شد جستجو وتفحص شده است و 95% احتمال مرگش مي رود.اين مرد همسر و دو فرزند صغير دارد.نفقه زن و فرزندانش بر عهدة كيست؟ آيا همسر مرد مفقودالاثر مي تواند ازدواج كند؟
ج : اگر يقين به مرگ شوهرش دارد چهار ماه و ده روزعده نگهدارد و بعد از آن شوهركند اگر يقين به مرگ شوهرش ندارد و از شوهرش مال و دارايى مانده است نفقة خود و فرزندانش را ازمال شوهرش تامين و صبركند و اگر از شوهرش دارايى نمانده است.دو سال و نيم ديگر شوهرش را جستجوكند و اگر پيدانشد به حاكم شرع رجوع كند تا طلاق بگيرد.و بعد از عدة وفات شوهركند.راجع به نفقه، اگر مادر و بچه هاى صغير مالى ندارند نفقه مادر بر عهدة خودش است.اگركار مي تواند كاركند.و اگر نمي تواند از صدقات و زكات نفقة خود را تأمين كند.همچنين نفقه بچه ها را؟
س : 1335 - مردى سال ها است كه مفقودالاثر است آيا همسرش مي تواند ازدواج كند و اموالش بين ورثه تقسيم مي شود؟
ج : اگر با اجازه حاكم شرع چهار سال تفحص و جستجو شود و بعد ازآن حاكم شرع همسرش را طلاق بدهد و بعد ازگذراندن عده (چهار ماه و ده روز) مي تواند شوهركند واگرده سال از تاريخ مفقود شدنش گذشته باشد اقوى اين است كه حكم فوت بر او بار مي شود كه در نتيجه ميراث او بين ورثه تقسيم مي شود و زنش بعد از وفات مي تواند شوهركند ولى احتياطاً مراجعه به حاكم شرع كند تا طلاقش را جارى كند و بعد از انقضاى عده وفات شوهر مي تواند.
احكام شيربها (گله)
س : 1336- دخترى با پسر مورد علاقه اش فرار مي كند اما پدر دختر به خاطر نگرفتن شيربها (گله) اجازه عقد نمي دهد آيا عقد بدون اجازه پدر دختر نافذ است؟
ج : اگر دختر بالغ و رشيد و داماد هم كفو با دختر است و پدر دختر تنها به خاطر نگرفتن شيربها (گله) اجازه عقد نمي د هد، عقد صحيح است، اما اگر پدر دختر، داماد را هم كفو دخترش نداند و دختر تمايل داشته باشد عقد صحيح نيست.
س : 1337 - اموالى را كه داماد به عنوان شيربها (گله ) به پدر دختر مي دهد و نيز جهيزيه اى را كه پدر دختر به دخترش مي دهد در صورت پيدا شدن اختلاف مي توانند از همديگر بخوا هند؟
ج : اموالى را كه داماد به پدر دختر بخشيده باشد اگر موجود باشد مي تواند پس بگيرد و اگر مصرف شده باشد نمي تواند پس بگيرد.جهيزيه اى راكه پدر دختر به دخترش بخشيده است نمي تواند پس بگيرد.
س : 1338- پولى را كه پدر دختر به عنوان شيربها (گله) از داماد مي گيرد، براى پدر عروس حلال است و اگر با همين پول جهيزيه براى دخترش تهيه كند مال عروس است يا داماد؟
ج : اگر پول شيربها (گله ) بدون رضايت و رغبت داماد از اوگرفته شده باشد مالك داماد است و جهيزيه اى كه با اين پول تهيه مي شود نيز مال داماد است.اگر پول شيربها (گله) را داماد به پدر عروس بخشيده باشد براى او حلال است.اگر پول ياد شده مهريه عروس باشد مال عروس است.
س : 1339- جناب عالى گرفتن گله را جايز نمي دانيد.اما مواردى پيش مي آيدكه پدر دختر فقير و تهى دست است و نمي تواند اندك جهيزيه اى براى دخترش فراهم كند و دختر هم بدون جهيزيه به خانه شوهر نمي رود و اگر جهيزيه نبرد تحقير مي شود.بنابراين پدر دختر بناچار مبلغى را از داماد مي گيرد تا جهيزيه اى براى دخترش تهيه كند.اگر پول نگيرد چه كاركند؟
ج : پول به عنوان شيربها (گله ) از داماد گرفته نشود اما دختر مي تواند مهرش را با توافق داماد معادل شيربها تعيين كند و دختر بخشى ازمهرش را به پدرش بدهد تا او جهيزيه تهيه كند.
س : 1340- در برخي از مناطق پدر دختر مبلغى را به عنوان شيربها (گله) از داماد ميگيرد و بخشى از آن پول را جهيزيه براى دختر تهيه مي كند و باقي مانده را خودش تملك مي كند آيا گرفتن اين پول براى پدر دختر جايز است واگر جايز نيست راه شرعى گرفتن پول از داماد چيست؟
ج : گرفتن پول به عنوان شيربها (گله ) از داماد جايز نيست اما بهتر است كه دختر, پدرش را وكيل بگيرد براى تعيين مهر، پدر دختر مقدار مهريه را با موافقت داماد تعيين كند و دختر بخشى از مهريه اش را براى پدرش ببخشد تا از راه هبه پولى به پدر دختر هم برسد و يا مبلغى را پدر دختر در مقابل تحصيل رضايت دخترش ا ز داماد بگيرد اشكال ندارد.
س : 1341 - كسى دو سال پيش دخترى را براى پسرش خواستگارى مي كند و مبلغ هشتصد هزار تومان به عنوان شيربها (گله) به پدر دختر مي دهد اما اكنون در ميان خانوادة پسر و دختر اختلاف پيدا شده است و روابط خويشاوندى به هم خورده است.پدر دختر مبلغ هشتصد هزار تومان پدر پسر را پس مي دهد آيا پدر پسر مي تواند تفاوت كاهش ارزش پول را از پدر دختر بگيرد؟
ج : پدر حق نداردكه تفاوت ارزش پولى را از پدر دختر بگيرد.اما اگر پول نقد با جنس سنجيده شود و ارزش تومان نسبت به جنس تفاوت كرده باشد پدر دختر بايد با پدر پسر مصالحه و جبران كند.
س : 1342- اگر پدر دختر بدون گرفتن گله راضى به ازدواج دخترش نشود آيا پول و گله گرفتن جايز است؟