back page Index Page next page

ج : اگر دختر راضى نباشد و پدر پول از داماد بگيرد تا دخترش را راضى به ازدواج كند و يا اين كه دختر بگويد تا پدرم را راضى نكنيد ازدواج نمي كنم اگر داماد براى راضى كردن دختر يا پدر دختر پول بدهد،گرفتن پول جايز است اما اگر پدر دختر علاوه بر مهريه دختركه مال خود دختر است پول بخواهد با عدم رضايت داماد به اكراه پول بگيرد، دختر فروشى است و جايز نيست.

شروط ضمن عقد


س : 1343- كسى كه زن دارد و مي خواهد با دخترى ازدواج كند.پدر دختر شرط مي كند كه تا زنت را طلاق نداده اى اجازه نمي دهم دخترم با تو ازدواج كند.داماد در حضور جمعي از مردم زنش را طلاق مي دهد آيا اين مرد بعد ازطلاق در مدت عده حق رجوع به زنش را دارد؟
ج : اگر عقد زن دوم مشروط به طلاق و عدم رجوع به زن اول باشد، وظيفة داماد عدم رجوع است اما اگر به زن مطلقه اش رجوع كرد و زن دوم هم رضايت داد مانعي ندارد.
س : 1344- دخترى در هنگام عقد شروطى را يادآورى مي كند و تصريح مي كند كه در صورت عدم تحقق اين شروط از سوى داماد، عقد فسخ شود: ا - مهريه چهل سكة بهار آزادى ايرانى باشد.2- طلا و جهيزيه اى كه به او داده شده است مال خودش باشد.3- تا وقتي كه دلش بخواهد در شهر محل زندگى پدرش زندگى كند.4- كارهاى خلافى را كه پيش از عقد، شوهرش انجام مي داده است ترك كند.بعد از دو سه سال زندگى مشترك اكنون زن ادعا مي كند كه شوهرش به شروط مكتوب در دفترچه عقد وفا و پايبندى ندارد آيا اين زن مي تواند عقدش را فسخ كند؟
ج : شروط موجب فسخ در عقد نكاح مشروعيت ندارد.بايد شروط ياد شده در ضمن عقد لازم ديگرى يادآورى مي شد.اكنون تنها راهى كه براى زن وجود دارد اين است كه در دادگاه صالحه شكايت كند تا دادگاه داماد را مجبور به وفاى به شروط كند، اين درصورتى است كه عقد نكاح مبنى بر آن شروط جارى شده باشد.
س : 1345 - آيا زن در ضمن عقد مي تواند شرط كند كه داماد مبلغ پولى به پدر زن بدهد؟
ج : در ضن عقد نكاح چنين شرطى نمي تواند مگر اين كه آن مبلغ را به عنوان مهريه شرط كرده باشد.
س : 1346- زن درضمن عقد شرط مي كند كه انتخاب مسكن با زن باشد و ديگر اين كه داماد مانع درس خواندن زن تا وقتى كه خود زن بخواهد نشود اكنون داماد به اين دو شرط عمل نكرده است آيا عقد باطل شده است؟
ج : زن به دادگاه شكايت كند تا شوهر را مجبور به وفاى به شرط كند.
س : 1347- در جريان خواستگارى, پدر عروس شرط مي كند كه پدر داماد فلان مقدار زمين به عنوان گله (شيربها) به پدرعروس بدهد و مبلغى هم به عنوان مهريه عروس تعيين مي شود.يادآورى مي شود كه دادن زمين به پدر عروس در ضمن عقد شرط نشده است آيا ورثه پدر داماد مي تواند زمين ياد شده را از خانوادة عروس پس بگيرد؟
ج : اگر زمين جزء مهريه عروس نباشد بلكه عوض خود عروس باشد ورثه مي توانند آن را پس بگيرند زيرا پدر دختر مالك زمين نشده است مگر اينكه پدر داماد زمين را به پدر عروس هبه كرده باشد كه در اين صورت بعد از فوت پدر ورثه حق فسخ ندارند.
س : 1348- پدر خانواده اى با پدر خانواده ديگر قرار مي گذارند كه من با مصرف خودم شما را به مشهد و عتبات مقدسه مي برم اما درمقابل آن, دختر خود را به عقد پسرم درآوريد.تمام مقدمات فراهم مي شود جلسة عقد برگزار مي شود اما پيش از عروسى معلوم مي شودكه داماد از نظر هوشى مشكل دارد و دختر عدم رضايت خود را اعلام مي كند آيا اين عقد صحيح است؟
ج : اگر عقد به رضايت دختر خوانده شده بعد از عقد دختر متوجه ديوانگى شوهر شده اگر شوهر به حدى ديوانه است كه اوقات نمازهاى يوميه را تشخيص نمي دهد دختر حق فسخ عقد را دارد و اگر ديوانكى شوهر به آن اندازه نباشد زن حق فسخ عقد را ندارد.
س : 1349- آيا شرط ضمن عقد تنها در ضمن عقد در نكاح جايز نيست يا در ضمن عقود ديگر هم جايز نيست؟
ج : تنها در نكاح جايز نيست.
س : 1350 - اگر در ضمن عقد نكاح يا در ضمن عقد لازم ديگرى شوهر, زنش را وكيل در طلاق كند.در صورت امتناع شوهر از پرداخت نفقه به مدت پنج ماه زن مي تواند كسى را وكيل براى اجراى طلاق كند؟
ج : شرط وكالت در ضمن عقد نكاح جايز نيست اما در ضمن عقود لازم ديگر جايز است.در صورتى كه مرد تخلف از شروط كند زن مي تواند خود را مطلقه كند.
س : 1351 - اگر دخترى درضن عقد نكاح خود شرط كند كه همسرش تا پايان عمر زن ديگرى نگيرد آيا اين شرط شامل ازدواج موقت هم مي شود؟ اصولا وفاى به اين شرط لازم است؟
ج : وفا به اين شرط لازم نيست.
س : 1352 - آيا گنجاندن شرط جايز مانند اختيار مسكن با زن در ضمن عقد نكاح جايز است؟
ج : شرط جايز در ضمن عقد نكاح مانند ديگر شروط جايز نيست زيرا عقد نكاح معلق به اين شرط مي شود.
س : 1353 - آيا زن در ضمن عقد مي تواند شرط كند كه اجازه خروج از خانه با خودش باشد؟
ج : چنين شرطى نمي تواند.اما مي تواند شرط كند كه شوهر اجازه خارج شدن بدهد.

ولايت پدر در ازدواج


س : 1354- كسى كه زن خود را طلاق داده و دختر را از خانه بيرون رانده است دختر ياد شده اكنون با مادرمطلقه اش زندگى مي كند.آيا ازدواج اين دختر نياز به اجازه پدرش دارد؟
ج : دختر بايد از پدرش اجازه بگيرد اما اگر ازدواج به مصلحت دختر است و پدرش بخاطر لجاجت با دختر اجازه ندهد مي تواند بدون اجازه پدر ازدواج كند.
س : 1355 - كسى دختر صغيره اش را براى پسرى عقد مي كند.اكنون كه دختر بزرگ شده است عقد را قبول ندارد.آيا عقد ياد شده نافذ است؟
ج : اگر پدر، دخترش را عقد كرده باشد و اين عقد براى دختر مفسده اى نداشته باشد عقد نافذ است.
س : 1356- اگر دخترى بدون اجازه پدر عقد شود و پدرش بعداً راضى شود عقد صحيح است؟
ج : اگر عقد با اجازه دختر بوده باشد و اجازه پدر ملحق به عقد شود صحيح است.
س : 1357 - دخترى در هنگام كودكى پدرش را از دست مي دهد و مادرش در هشت سالگى او را به عقد كسى در مي آورد وقتى دختر بزرگ و بالغ مي شود عقد را قبول نمي كند.حكم اين مسأله چيست؟
ج : اگر دختر عقد را قبول ندارد عقد باطل است و مي تواند با كس ديگرى ازدواج كند.
س : 1358 - دختر سيدة هيجده ساله اى است كه خواستگاران زيادى دارد اما پدر و مادرش تاكنون با هيچ كدام موافقت نكرده اند وحتى يك بارجلسة عقد را به هم زده اند.اين بار خود دختر تصميم گرفته است كه با جوانى كه از هر نظر هم كفو هستند ازدواج كند اما پدر دختر باز مخالفت مي كند به خاطر اين كه پسر عام (يعنى غير سيد است) آيا ولايت پدر ساقط مي شود يا نه؟
ج : اگر پسر با دختر هم كفو باشد ومخالفت پدر دختر تنها به خاطر عام بودن پسر است ولايت پدر ساقط مي شود.
س : 1359 - دخترى در نه سالگى شيرينى خورى مي شود.وقتى دختر به شانزده سالگى مي رسد رضايت به عقد نمي دهد اما پدر و مادرش اصرار مي كند كه - حتما با نامزدش ازدواج كند.آيا دختر ياد شده مي تواند با كس ديگرى ا زدواج كند؟
ج : در صورتى كه عقد خوانده نشده باشد مي تواند با كس ديگرى ازدواج كند اما به شرط اين كه رضايت پدر را جلب كند زيرا در عقد دختر باكره اجازه پدر شرط است.
س : 1360- پدرى دختر صغيرش را به عقد مردى درمي آوردكه با دختر بيست وپنج سال تفاوت سني دارد.اكنون كه دختر بالغ شده است عقد را قبول ندارد و صحيح است يا نه؟
ج : پدر بر دختر صغيرش ولايت دارد و مصلحت هم شرط صحت عقد نيست بلكه عدم مفسده شرط صحت عقد است.اگر اين عقد مفسده داشته است براى دختر, مي تواند عقد را ردكند و شوهر ديگرى بكند واگر مفسده نداشته عقد لازم شده است و دختر حق بهم زدن را ندارد.
س : 1361- دخترى بدون اجازه پدر و جد پدرى اش با مردى ازدواج مي كند آيا اجازه بعدى پدر يا جد پدرى دختركفايت مي كند يا دوباره با اجازه پدر و جد، عقد خوانده شود؟
ج : اگر دخول نشده باشد و پدريا جد پدرى اجازه بدهد عقد صحيح است.اگر دخول شده باشد بعيد نيست كه بعد ازاجازه پدريا جد پدرى حكم به صحت عقد شود اما احتياطاً عقد جديدى خوانده شود و در عقد جديد اجازه پدر يا جد پدرى شرط نيست زيرا دختر باكره نيست.
س : 1362- ولايت شوهر بر همسرش چه اندازه است.اگر همسر بدون اجازه شوهرش از خانه خارج و درجاى ديگر زندگى كند نمازش صحيح است يا باطل؟
ج : شوهر بر همسر خود ولايتى ندارد.تنها بر زن واجب است كه در برابر شوهر خود تمكين كند و بدون اجازه از خانه خارج نشود.در صورت خروج بدون اجازه شوهر نمازش صحيح است اما اگر مسافرت كند نمازش قصر نمي شود زيرا معصيت كرده است.
س : 1363- آيا پدر مي تواند براى پسركبير خود دخترى را عقدكند؟
ج : اگر پدر وكيل پسرش باشد و دختر هم توافق داشته باشد مي تواند عقد كند درغير اين صورت عقد فضولى است و با اجازه پسر عقد صحيح مي شود.
س : 1364- دخترى كه پدر و جد پدرى ندارد مي تواند بدون اجازه برادرانش شوهر كند در صورت جواز شيربهايي كه مي گيرد مال خود دختر است يا مال برادرانش؟
ج : دختر حق انتخاب شوهر دارد وكسى نمي تواند از داماد پول بگيرد مگر اين كه خود داماد با رضايت و رغبت خود مبلغى را به برادران دختر ببخشد.
س : 1365- اگر پدريا جد پدرى، عقد دختر و يا پسر صغيرشان را بخوانند.بعد ازكبير شدن دختر و پسر اين عقد لازم است يا مي توانند فسخ كنند؟
ج : اگر عقد ياد شده مفسده اى نداشته است لازم است و اگر در هنگام وقوع عقد مفسده داشته است، صحت عقد مشروط به اجازه دختر و پسر است.
س : 1366- اگر عقد دختر و پسر صغيرى توسط پدران آنها خوانده شود بعد از آن كه دختر و پسركبير شدند مي توانند اين عقد را فسخ كنند؟
ج : درباره احتمال لزوم عقد بايد رعايت احتياط شود يعنى اگر دختر و پسر از همديگر جدا مي شوند با طلاق دادن دختر جدا شوند.

احكام مهريه


س : 1367- اگر زن و شوهر در مقدار مهر اختلاف پيدا كنند و سند و شاهدى براى اثبات ادعايشان نداشته باشند قول كدام يكى مقدم مي شود؟
ج : قول مدعى اقل كه احتمالا شوهر است مقدم مي شود.
س : 1368- اگر مهر مؤجل باشد و زمان پرداخت تعيين نشده باشد و شوهر تمكن مالى داشته باشد, زن مي تواند مهر خود را طلب كند؟
ج : اگر دخول محقق شده باشد و زن مهرش را بخواهد، شوهر بايد آن را پرداخت كند.
س : 1369- اگر زن تعيين مقدار مهرش را به شوهر واگذاركند و شوهر هم قبول كند بعد از ازدواج هر مبلغى كه به زنش بدهد كفايت مي كند؟
ج : بله،كفايت مي كند.
س : 1370- اگر دخترى در ضمن عقدش شرط كند كه داماد علاوه بر مهر عروس، هر مبلغى را به پدر عروس بدهد آياگرفتن اين مبلغ براى پدر جايز است؟
ج : چنين شرطى در ضمن عقد جايز نيست.اگر عروس بخواهد مبلغى پول به پدرش برسد مي تواند بخشى ازمهرش را به پدرش هبه كند.
س : 1371 - اگر مهر مؤجل باشد و وقت پرداخت آن معين نشود اين عقد صحيح است و در صورت صحت عقد، زن مي تواند مهر را فوراً طلب كند؟
ج : زن پيش از دخول حق ندارد مهرش را بخواهد اما بعد از دخول مي تواند فوراً مهرش را بخواهد.
س : 1372 - اگر مهريه عروس را پدر داماد به عهده بگيرد اين عقد صحيح است و در صورت صحت عقد, پدر داماد ضامن مهر است يا خود داماد؟
ج : خود داماد ضامن مهر است اما اگر پدر داماد تبرعاً مهريه عروسش را پرداخت كند مانعى ندارد.
س : 1373- اگر مهر در عقد دايمي ذكر نشود و داماد پيش از دخول از دنيا برود آيا عروس مستحق مهر است؟
ج : عروس مستحق مهر نيست.
س : 1374- اگر زنى با مردى ازدواج كند و مهر تعيين نكنند، عقد نكاح آنان صحيح است آيا زن حق دارد مهرش را بخواهد؟
ج : عقد بدون مهر صحيح است.اگر شوهر بدون دخول از دنيا برود، زن مستحق مهر نيست اما اگر دخول تحقق يافته باشد زن مستحق ((مهرا لمثل)) ا ست.س:1375 - اگر زن پيش از دخول مهرش را به شوهرش ببخشد و شوهر او را پيش از دخول طلاق بدهد، شوهر مي تواند نصف مهر را از زنش بخواهد؟
ج : بله، شوهر مي تواند حقش را به زنش نبخشد و نصف مهر را از او بگيرد.
س : 1376 - يادآورى مهريه در عقد دايم يا موقت لازم است؟
ج : يادآورى مهريه در عقد موقت شرط صحت است اما در عقد دايم شرط صحت نيست.
س : 1377- اگر وقت پرداخت مهريه درعقد دايمي معين نشده باشد آيا زن مي تواند مهرش را فوراً طلب كند؟
ج : زن مي تواند مهرش را فوراً بخواهد اما اگرشوهر توان پرداخت آن را ندارد مي تواند پرداخت آن را به تاخير اندازد تا زمانى كه توان پرداخت پيدا كند.البته زن هم مي تواند تا زمانى كه مهريه اش پرداخت نشده است از تمكين خوددارى كند.

back page Index Page next page