back page Index Page next page

ج : 1- طلاق صحيح و ازدواج با آن زن اشكالى ندارد.2- طلا ق قاضى اهل سنت ازباب قاعده الزام صحيح است و ازدواج آن زن بعد از انقضاى عده جايز است.
س : 1411 - اگر قاضى اهل سنت بدون احراز شرايط معتبر در نزد تشيع زن كسى را طلاق بدهد و زن به حاكم شرع رجوع و او را از قضيه با خبركند وظيفه حاكم شرع چيست؟
ج : طلاق قاضى ياد شده باطل است و حاكم شرع به شوهر زن دستور مي دهد كه مجددا زنش را به شرايط معتبر در حضور دو نفر عادل طلاق بدهد و يا نفقه بدهد.اگر ازطلاق ونفقه امتناع كند حاكم شرع يا وكيل او صيغه طلاق را جارى مي كند و زن مي تواند بعد از عده شوهركند.
س : 1412 - زنى از شوهرش تقاضاى طلاق خلعى مي كند.زن بدون پرداخت وجهى به شوهرش و بدون رضايت او از طريق پارتى بازى و رشوه خود را مطلقه مي كند.آيا اين طلاق صحيح است؟
ج : طلاق باطل و علقة زوجيت باقى است.
س : 1413- دخترى كه به خاطر خردسالى خوب و بد را تميز داده نمي توانسته است به عقد پيرمردى درآورده اند.پانزده سال از زندگى مشترك آنان مي گذرد و اكنون شوهرش فلج و ازكار افتاده است و توان انجام عمل جنسى را ندارد و همسرش كار مي كند و مصارف شوهرش را تهيه مي كند.زن مي گويد چون در مشكلات به سر مي برد مي ترسد به فسادكشيده و به گناه آلوده شود وظيفه اين زن چيست؟
ج : چون اين عقد مفسده داشته است زن مي تواند اين عقد را قبول نكند اما حالاكه قبول كرده است بايد شوهرش را راضى به طلاق كند حتى در برابر پرداخت وجهى.
س : 1414- مردى محكوم به زندان دراز مدت شده است.زنش مي گويد حتى در صورتى كه شوهرش نفقه اش را بدهد قادر به صبركردن و ادامة زندگى نيست و اگر صبركند هم ضرر دينى و هم ضرر آبرويى و حيثيتى پيدا مي كند وگرفتار زنا مي شود.وظيفة زن چيست؟
ج : زن به شوهر زندانى خود رجوع كند و او را مباشرتا و يا وكالتا راضى به طلاق كند.
س : 1415 - مردى، همسرش را بعد از پنج سال زندگى مشترك در غيابش طلاق مي دهد و همسرش هم اطمينان به طلاق پيدا مي كند.اما حالا دوباره مرد منكر طلاق همسرش شده است و از پدرش خواسته است كه دخترش را به خانة شوهرش بفرستد.حكم اين مساله چيست؟
ج : اگر طلاق ثابت شود و زن سه بار عادت ماهانه شود بعد از آن مرد ادعا مي كند در اين صورت نيازبه توافق و عقد جديد دارد اما اگر بيش از سه بار عادت ماهانه مرد ادعا كند طلاق باطل مي شود زوجيت باقى است.
س : 1416 - اگر مرد ادعاكندكه همسرش را طلاق داده است اين ادعا قبول مي شود يا نياز به شاهد دارد؟
ج : اقرار مرد به طلاق كفايت مي كند مگر اين كه همسرش يقين به دروغ شوهر خود داشته، در اين صورت زن نمي تواند ازدواج مجدد كند بايد به حاكم شرع رجوع كند تا او وظيفه اش را معين كند.
س : 1417 - اگر زن و شوهر در اصل طلاق توافق داشته باشند، اما در نوع رجعى و خلعى بودن آن اختلاف داشته باشند و دليل هم بر ادعاى شان نباشد قول كدام يكى مقدم است؟
ج : چون خلع و طلاق دو ماهيت هستند هركدام كه براى اثبات ادعاى خود بينه داشته باشد قولش مقدم مي شود.
س : 1418- زن هايى كه در دوران طاغوت با جبر و زور از شوهران شان طلاق گرفته اند آيا طلاق آنان صحيح است؟
ج : طلاق اجبارى باطل و علقه زوجيت باقى است.
س : 1419- مردى دوازده سال پيش همسرش را به خاطر نشوزش ترك مي كند و به ايران مي آيد و اكنون سالهاست كه همسرش پشيمان و خواستار بازگشت شوهرش و يا طلاقش شده است اما شوهرش از بازگشت و طلاق خوددارى مي كند و مي گويد ((بماند تا موهايش مانند دندان هايش سفيد شود)) وظيفة زن چيست؟
ج : اگر زن ناشزه نيست بايد شوهر برگردد و يا طلاق بدهد در غير اين صورت حاكم شرع مي تواند زن را بدون اجازه شوهر طلاق دهد.

احكام عده


س : 1420 - زنى در سن و سالى به سر مي برد كه حايض مي شود اما لوله هاى رحم خود را بسته است و يا اصلا عقيم است آيا عده دارد؟
ج : بله، عده دارد.
س : 1421- زنى كه در هنگام زايمان عمل جراحى شده و رحم او را بيرون آورده اند و اكنون حايض و حامله نمي شود.اما مقابتي صورت مي گيرد.عده دارد؟
ج : در صورتى كه سه ماه از انجام مقاربت بگذرد، طلاق صحيح است و بعد از طلاق هم سه ماه عده نگهدارد.
س : 1422- مردى پنج سال است كه در خارج ازكشور به سر مي برد و با همسرش مقارت نكرده است اكنون پدر يا برادرش را وكيل كرده است كه همسرش را طلاق بدهد.در صورت طلاق آيا اين زن عده دارد؟
ج : اگر شوهر در زمانى كه در وطنش بوده است با همسرش مقاربت كرده باشد و همسرش به سن يائسگى نرسيده باشد بعد از طلاق بايد عده نگهدارد و اما اگر شوهر تاكنون اصلا با همسرش نزديكى نكرده باشد و ((غير مدخوله)) به حساب آيد، بعد از طلاق عده ندارد.
س : 1423 - مردى با زنى ازدواج موقت مي كند بعد از يك سال باقى ماندة مدت را مي بخشد آيا پيش از پايان يافتن عده مي تواند زن ياد شده را دوباره عقد كند؟
ج : بله، اشكالى ندارد.

اسباب تحريم


س : 1424- اگر كسى با زنى ازدواج موقت كند، بعد از آن با مادر زن موقتش زناكند و بعد از آن مدت باقي مانده را ببخشد و با زن موقتش ازدواج دايم بكند اكنون وظيفة زن و شوهر چيست؟
ج : اگر زنا پيش از مقاربت با زن موقت اتفاق افتاده است، احتياط واجب آن است كه زن خود را طلاق بدهد.اما اگر زنا بعد ازمقاربت با زن موقتش اتفاق افتاده باشد لازم نيست از زنش جدا شود و طلاق بدهد.
س : 1425- اگر زن شوهردارى با مردى زناكند، بعد از آن از شوهرش طلاق بگيرد در حالى كه علم و يقين دارد بر اين كه بر زانى حرام ابدى شده است با او ازدوج مي كند.باز در همان وقت با مرد ديگرى مرتكب زنا مي شود و اگر از شوهر دومش طلاق بگيرد، مي تواند با زانى دوم ازدواج كند، يا زن زانيه بر زانى دوم همانند زانى اول حرمت ابدى پيدا كرده است؟
ج : اگر ازدواج با زانى دوم بعد از عدة طلاق شوهر اولى واقع شود اشكالى ندارد زيرا عقد زانى اول (شوهر دوم ) باطل بوده است اما اگر زنا، با زانى دوم در زمان عدة طلاق شوهر اول واقع شده باشد بر زانى دوم نيز حرام ابدى شده است.
س : 1426 - آيا ازدواج با دو خواهر رضاعى در يك زمان مانند ازدواج با دو خواهر نسبى در يك زمان، حرام است، يا تفاوت دارد؟
ج : ازدواج با دو خواهر رضاعى در يك زمان مانند ازدواج با دو خواهر نسبى در يك زمان حرام است و تفارتى ندارد.
س : 1427 - آيا ازدواج با دو خواهرى كه يكى از آنان فرزند مشروع و ديگرى فرزند نامشروع (زنازاده ) است حرام است؟
ج : بله ازدواج با دو خواهر ياد شده در يك زمان مانند ازدواج با دو خواهر نسبى يا رضاعى و يا نسبى ورضاعى در يك زمان حرام است.
س : 1428- زنى در زمان عدة وفات شوهرش با مردى زنا مي كند.بعد از پايان عدة وفات زن ومرد ياد شده مي توانند با هم ازدواج كنند؟
ج : بعد از پايان يافتن عدة وفات مي توانند با هم ازدواج كنند زيرا زنا در زمان عدة وفات موجب حرمت ابدى نمي شود.بر خلاف زنا در عدة طلاق رجعى كه موجب حرمت آبدى مي شود.
س : 1429- اگر كسى دو زن داشته باشد و يكى از اين زنان دخترى داشته باشد آيا زن ديگر پدر دختر كه مادر اندر به حساب مي آيد بر شوهر دختر ياد شده حرام مي شود؟
ج : نامادرى همسر (مادر اندر زن ) براى انسان حرام نيست.
س : 1430 - اگر كسى با زنى ازدواج و عقدكند اما پيش از دخول او را طلاق بدهد آيا پسر اين مرد مي تواند با زن مطلقه غير مدخولُ بهاي پدرش ازدواج كند؟
ج : زن پدر، زن پدر است چه مدخولُ بها باشد يا نباشد حرام است.
س : 1431 - مردى زنش را طلاق مي دهد و به سفر مي رود.در زمان عدة طلاق به همسرش رجوع مي كند اما زن مطلقه چون ازرجوع شوهرش آگاه نبوده است بعد از عدة طلاق با مرد ديگرى ازدواج مي كند اكنون زن ياد شده از نظر شرعى زن شوهر اول به حساب مي آيد يا زن شوهر دوم؟
ج : اگر شوهر اول بتواند رجوع خود را با بينه معتبرى ثابت كند زن ياد شده همسر او به حساب مي آيد و عقد شوهر دوم باطل بوده است.
س : 1432- آيا مرد مي تواند در يك زمان با دو تا زن سيده ازدواج كند؟
ج : اشكالى ندارد اما احتياط مستحب در ترك آن است.
س : 1433 - اگر مردى با دختر باكره اى يا زنى كه شوهر ندارد و در عده هم به سر نمي برد مرتكب زنا شود و زانيه حامله شود،آيا زانى مي تواند با زانيه ازدواج كند آيا نياز به عده دارد؟
ج : ازدواج آنان اشكالى ندارد و نياز به عده هم ندارد.
س : 1434 - اگر زن برادركسى فرزند او را شير بدهد آيا باعث محرميت در ساير افراد اين خانواده مي شود؟
ج : سبب محرميت (ممنوعيت از دواج )در ساير افراد نمي شود.
س : 1435- آيا خوا هر مرتضع مي تواند خواهر رضاعى برادرش را براى پسرش عقدكند؟
ج : بله.مانعى ندارد.


حقوق اولاد

1 (ختنه)


س : 1436- ملاك وفلسفة ختنه چيست؟
ج : در حديث آمده است كه حضرت ابراهيم (ع )، حضرت اسحاق (ع ) را ختنه كرده است و بعد ازآنان سنت شده است.
س : 1437 - آيا ملاك درختنه بريدن اطراف حشفه به اندازه حشفه است يا اگر اندكى هم بريده شود كفايت مي كند؟
ج : بايد پوست اضافى دور حشفه بريده شود.
س : 1438 - اگر مقدارى از اطراف حشفه بريده شود ختنه صحيح است يا دوباره ختنه شود؟
ج : پوست زيادى اطراف حشفه بريده شود.
س : 1439 - اگر مقدارى از پوست اطراف حشفه بريده شود و ختنه مجدد باعث آبروريزى باشد باز هم ختنه شود؟
ج : ختنه كردن باعث آبروريزى نمي شود وگرنه شارع واجب نمي كرد.
س : 1440 - ختنه كردن همه مردم باعث عسر وحرج نيست؟
ج : همه دركودكى ختنه مي شوند و عسر و حرجى هم نيست.
س : 1441 - اگر ختنه مجدد در صورتى كه ختنه قبلى كفايت نكرده باشد موجب ضرر يا مرگ مختون شود آيا ختنه قبلى كفايت نمي كند؟
ج : اگراطمينان به ضرر و مرگ باشد ختنه قبلى كفايت مي كند.
س : 1442- آيا حج غير مختون صحيح است؟
ج : حج غير مختون باطل است.
س : 1443 - كسى كه ختنه نشده است و مستطيع شده است اما نمي تواند خود را ختنه كند به خاطر اين كه خجالت مي كشد يا برايش ضرر دارد آيا مي تواند به حج برود يا نايب بگيرد؟
ج : چون ختنه شرط صحت طواف است بايد نخست ختنه شود و بعد از آن به حج برود.

احكام اولاد:


س : 1444 - اگر زن حاضر نشودكه فرزند مشتركش را به شوهرش بدهد آيا حق دارد كه نفقه و مخارج فرزند ياد شده را از شوهرش بگيرد؟
ج : حق حضانت فرزند پسر تا دوسال با مادراست و نفقه ومخارج اين دو سال را مي تواند از شوهرش بگيرد اما بعد از دو سال شوهر (پدر بچه) حق دارد كه پسرش را از مادرش جداكند و با خود ببرد.
س : 1445 - كسى در جنگ كابل بدون وصيت كشته شده و از او يك دختر باقى مانده است مادر دختر ادعا مي كند كه چون مهريه اش را به شوهر مقتولش بخشيده است دخترم را با خودم مي برم.آيا مادر دختر چنين حقى دارد؟
ج : حق حضانت دختر تا هفت سال با مادرش است وبعد ازهفت سالگى تا زمان بلوغ مي تواند دخترش را نگهدارد اما بعد از بلوغ حق انتحاب زندگى با خود دختر است كه با مادرش زندگي كند يا با اقوام پدرش.اما مادر حق نداردكه دختر را عوض مهريه اش بگيرد.
س : 1446- مردى با كمال رضايت و اختيار و تعهد و قرارداد كتبى در حضور علماى منطقه حق ولايت دختر دو ماهه اش را به جد مادرى دختر مي دهد و تصريح مي كند كه جد مادرى اش در تمام امور دختر مانند بزرگ كردن، ازدواج و...ولايت دارد.جد مادرى دختر، نواسه خود را بزرگ مي كند و تمام مصارف و نفقه و خوراك و پوشاى او را مي دهد حالاكه دختر ياد شده به سن پانزده سالگى رسيده است پدرش خواستار بازگشت وگرفتن دخترش شده است آيا چنين حقى دارد؟
ج : در صورتى كه پدر دختر تمام مصارف و حق الزحمه جد مادرى دختر را بدهد مي تواند دخترش را از جد مادرى دختر بگيرد.
س : 1447- پسرى در دو سالگى پدر و جد پدرى خود را از دست مي دهد و با مادرش در خانه جد مادرى خود زندگى مي كند.تمام خوراك و پوشاك و مصارف و...مادر و پسر خردسالش از زمين زراعتى موروثى پدر، پسر ياد شده فراهم مي شود حالا عموى او مي خواهد پسر را ازمادرش جدا كند و با خود ببرد آيا چنين حقى دارد و اگر چنين حقى نداشته باشد از نظر شرعى مي توان سهميه ياد شده را از زمين هاى مشترك كه در نزد عمويش است گرفت؟
ج : پسر ياد شده تا دو سال به عنوان حق حضانت مادرش در نزد او مي ماند و بعد از دو سال چون عمويش ولى و قيم شرعى او نيست نمي تواند او را از مادرش جدا كند بنابراين تا هنگام بلوغ در نزد مادرش مي ماند.درباره زمين هاى زراعتى پسر ياد شده، اگر ولى وقيم و سرپرستى منصوب ازطرف پدر يا جد پدرى يا حاكم شرع باشد مي تواند در زمين ها تصرف كند و حتى اگر حاكم شرع عموى پسر را به عنوان ولى و سرپرست منصوب كند، سرپرستى طفل و زمين او به عموى او سپرده مي شود.

back page Index Page next page