back page Index Page next page

س : 1557 - كسى به خاطر تنگى زمين خانه اش تهداب ديوار يك طرف خانه اش را بر زمين همسايه مي گذارد و همچنين از همسايه اش مي خواهد كه جاى هيزم و طويله به او بدهد.همسايه اش هم خواسته او را قبول مي كند و با رضايت خود زمينى را به او مي دهد اما بعد از هفده سال و بعد از فوت صاحب زمين پسرش خواستار استرداد محل هيزم و طويله و...مي شود آيا او چنين حقى دارد؟
ج : اگر صاحب زمين جاى طويله و هيزم را با رضايت خود بخشيده باشد فرزندش حق ندارد كه خواستار استرداد شود زيرا هبه پس از فوت واهب لازم مي شود.
س : 1558- كسى كه از راه هاى نامشروع مانند دزدى و رشوه اموالى فراهم كرده است وصيت مي كند كه بعد از فوتش با همان مال ازجانب او به زيارت عتبات عاليات بروند آيا اين وصيت صحيح است و اگر نيست ورثه با اموال او چه كاركنند؟
ج : اگر صاحب مال باشند بايد به آنها برگردانده شود و اگر صاحبان آن معلوم نباشند يا نشناسند به عنوان اموال مجهول المالك با اجازه حاكم شرع به فقرا صدقه بدهند.و اگر موصى اموالى غير از اموال نا مشروع دارد در صورتى كه هزينه سفر زيارت پيش ازثلث آن نباشد با همان مال برايش زيارت كند و اگر هزينه سفر زيارت پيش از ثلث آن باشد بايد از ورثه اجازه گرفته شود و بعداً برايش زيارت كنند.
س : 1559- اگر كسى مال ديگرى را دزدى و يا غصب كند و در دريا يا در چاه بيفتدكه بيرون آوردن آن ممكن نباشد وظيفة غاصب چيست؟
ج : بر غاصب واجب است كه مثل يا قيمت آن (بدل حيلوله) را به صاحب مال مغصوب بدهد و اگراحيانا - عين مغصوب به دست آمد آن را به صاحبش بدهد و بدل حيلوله را بازپس بگيرد.
س : 1560- اگر در عين مغصوب عيبى به وجود آيد آياصاحب عين مغصوب مي تواند عين معيوب و تفاوت قيمت آن را از غاصب نگيرد و قيمت عين مغصوب را از او بخواهد؟
ج : صاحب عين مغصوب نمي تواند قيمت آن را از غاصب بخواهد بلكه بايد عين و تفاوت قيمت صحيح و معيوب را از غاصب بگيرد.
س : 1561 - دربعضى ازمناطق با مشورت ومصلحت بيشتر اهالى منطقه به واسطه افراد قدرتمند از ميان قريه ها جاده كشيده شده است و در بعضى ازمنطقه ها جاده از روى زمين كشاورزى كشيده شده است كه صاحبان زمين راضى نبوده اند.عبور و مرور از چنين جاده هايي چه حكمي دارد؟
ج : اگر صاحبان زمين راضى نباشند, عبور و مرور اشكال دارد.
س : 1562- اگر صاحب گارگاهى به صورت قاچاقى و دزدى و بدون اطلاع دولت برق بكشد، وكارگران با علم به دزدى بودن برق از آن استفاده كنند آيا چنين استفاده اى براى كارگران جايز است؟
ج : جايز نيست كسى از دولت جمهورى اسلامي دزدى كند و يا از دزدى استفاده كند.
س : 1563 - كسى كه براى انجام كار و امور خيريه از قبيل فعال كردن مكاتب و مدارس، كارهاى جهاد سازندگى و غيره در يك قريه مي رود خرج و مصرف مواد غذاى اش روى مردم است، براى اين شخص حلال است؟
ج : اگر اهل ده راضى باشند اشكال ندارد.
س : 1564- براى ساختن مدرسه اى كه مورد نياز مردم است، مي شود بدون رضايت مردم از آنها پول گرفت و مدرسه ساخت؟
ج : جايز نيست به اجبار پول مدرسه را از مردم بگيرند.
س : 1565- خريدن آرد از نانواييهايى كه دولت آرد را براى آنها توزيع مي كند ولى اجازه فروش آرد را به آنها نمي دهد با علم به اينكه دولت اجازه نداده است جايز است؟
ج : جايز نيست.

احكام احياي موات


س : 1566- در بعضى از مناطق افغانستان، علف هاى كوه ها براى مصارف زمستان گوسفندان وگاوها جمع آورى مي شود و حدود علفزار هر خانه و منطقه هم از قديم الايام مشخص و تقسيم شده است.آيا خريد وفروش علفزارهاى ياد شده و تصرف ديگران در حدود علفزارهاى ديگران بدون اجازه جايز است؟
ج : فروختن علفزارها جايز نيست و اگر علفزارها حريم قريه باشد ايجاد مزاحمت براى ديگران جايز نيست.
س : 1567- اگر علف اين كوه ها فروخته شود آيا هيزم آن نيز تابع علف است؟
ج : كوه عام پيش از احيا مال كسى نيست تا آن را بفروشد تنها مي تواند استفاده كند و اگر حريم قريه باشد ايجاد مزاحمت براى اهل قريه جايز نيست.
س : 1568- چشمه ها و آب هايي كه در اين گونه كوه ها وجود دارد مال صاحب علفزار است يا بدون صاحب است؟ آياكسى مي تواند در پيرامون چشمه ها، زمين كشا ورزى درست كند؟
ج : هركسى كه بيشتر از ديگران زمين درست كرده است حق اولويت دارد و اگر آب اضافه و زياد شد ديگران هم مي توانند از آن استفاده كنند.
س : 1569 - آيا كسى مي تواند در حريم قريه خانه بسازد؟
ج : ساختن خانه در حريم قريه اگر موجب شودكه اهل قريه در مضيقه بيفتند حكم غصب را دارد و اهالى مي توانند خانه را خراب كنند.
س : 1570- كسى پيرامون زمين خود را احياء و نهال غرس كرده است اهالى قريه مي گويند حريم قريه تنگ شده است و ضرر به ما مي رسد آيا مطلق ضرر اهل قريه كفايت مي كند براى پس گرفتن حريم قريه يا ملاك عسر و حرج اهالى است؟
ج : اگر احياى حريم موجب ضرر و مزاحمت اهالى شود براى پس گرفتن حريم كفايت مي كند.
س : 1571 - حريم نهر آب ازنظر وسعت و فضا چه اندازه است؟
ج : به اندازه رفع احتياجات مانند جاى انداختن گل و لاى نهر و رفت و آمد مالكان آن.
س : 1572 - دو برادر زمين كشاورزى زنى را مي خرند.خواهر زن ادعاى شفعه مي كند و دعوا و مرافعه طولانى مي شود و از اين بابت ضرر و زيان مالى متوجه خريداران مي شود و سرانجام فيصله مي شود كه زمين به مشترى (دو برادر) داده شود و آنها به مدت دو سال زمين راكشت مي كنند اما يكى از برادران در ايران بدهكار و مجبور به فروش سهميه خود از زمين ياد شده مي شود.سهميه يكى از براداران را خواهر همان زن (بايع) در ايران مي خرد و وقف حسينيه محل مي كند.اكنون برادر (بايع دوم) نمي گذارد كه برادرش زمين را به خواهر بايع اولى بفروشد و چند ادعا دارد: 1- قرار بوده است كه يكى از برادران زمين خود را بدون اجازه ديگران نفروشد.2- ادعاى حق شفعه دارد و خودش حاضر است كه زمين برادرش را بخرد.3- زمين پيش ازتقسيم فروخته شده است.4- زيان هاى مالى كه در معامله اول متوجه اين دو برادر شده است پرداخت نشده است.
ج : برادر بايع دوم حق شفعه دارد و مي تواند پول خواهر بايع اول را بدهد و زمين برادر را مالك شود.اما ضرر و زيان مالي نياز به حضور طرفين دعوا در پيش قاضى دارد.
س : 1573 - آيا كسى مي تواند مرتع و جرآگاه لريه را مورد استفاده شخصى قرار بدهد و مانع ديگران شود؟
ج : كسى نمي تواند حريم قريه را احياءكند.
س : 1574- اگر نفوس يك قريه زياد باشد وحريم آن قريه نسبت به نفوسش كم باشد در اين صورت حريم قريه ها چگونه مشخص مي شود؟
ج : همة اهل قريه از همان حريم استفاده مي كنند تشخيص مورد حاجت نيست.
س : 1575 - در بعضى مناطق آبريزه قريه را حريم قريه قرار مي دهند بدون اين كه مايحتاج قريه را در نظر داشته باشند آيا اين صحيح است؟
ج : محدوده حريم با آبريزه تشخيص داده نمي شود.
س : 1576 - برخى از اهالى قريه ها با توافق حريم قريه را تقسيم كرده اند و برخي از اهالى تقسيمي و سهميه خود را زمين زراعتى درست كرده اند و چاه آب حفر كرده اند اما بعضى ديگر ادعا دارندكه با حفر چاه آب كافى براى آنها نمانده است آيا مي توانند تقسيم را به هم بزنند؟
ج : تقسيم حريم باطل است و احياى آن صحيح نيست.مگر با رضايت همة اهالى قريه.
س : 1577- برخى از اهالى، حريم قريه را تصاحب كرده اند و اهالى ديگر مانع شدند اما نتوانستند آن را باز پس بگيرند.باتوجه به اين كه اهالى قريه ادعاى ضرر و زيان مي كنند آيا مي توانند حريم قريه را اجبارا پس بگيرند و تبديل به زمين موا ت كنند؟
ج : بله، اگر حريم قريه باشد مي توانند باز پس بگيرند.
س : 1578- رودخانه اى است متعلق به دو نفركه در وسط زمين اين دو واقع شده است.در فصل تابستان و پاييزكه آب كم مي شود به طورمساوى بين خود تقسيم مي كنند، حالا يكى از اين دو شريك در دامنه اى زمين خود جوى جديدى از پايين رودخانه كشيده است و شريك ديگر نيز از پايين رودخانه جوى جديد كشيده است.اما با اعتراض شريك خود كه قبلا اين كار را كرده بود مواجه مي شود.آيا آب پايين نيز مثل آب بالا بين اين دو تا مزرعه به طور مساوى تقسيم مي شود؟
ج : اگر رودخانه ملك شخصى اين دو نفر باشد وهركدام مالك نصف آن باشد، هر يكى از طرفين به اندازه نصف آب حق دارد و هر مقدار زمينى را كه احياء مي كند، حق دارد از نصف آب رودخانه استفاده كند و نه بيشتر از آن و حق هر دو شريك به طورمساوى و درعرض هم است.ولى اگر رودخانه از مباحات اوليه باشد و اين دو نفر از جهت احياء كردن و جوى كشيدن مالك شده باشند، هر كه زودتر اقدام به جوى كشيدن در پايين رودخانه كرده باشد اولويت دارد كسى كه بعداً جوى كشيده و احياءكرده است، حق دارد ازآب مازاد و اضانه بر نياز فرد اول استفاده كند و حق هر دو درطول هم مي باشد.
س : 1579 - زيد ملك و زمين كشاورزى خود را رها نموده و جلاء وطن اختيار مي كند.عمروكه زمينش دركنار وهمسايگى زمين زيد است.زمين زراعتى زيد را متصرف مي شود و زراعت مي كند و ماليات حكومت را نيز مي پردازد.اما زيد بعد از سالها به وطن برمي گردد و با همكارى حاكم وقت زمين خود را دوباره متصرف مي شود و زراعت مي كند.يك سال بعد حاكم وقت عزل مي شود و زيد نيز بار ديگر از وطن مهاجرت مي كند و سالهاى زيادى سپرى مي شود و ديگر به سراغ ملك و زمين خود نمي آيد.عمرو نيز فوت مي كند.پسر عمرو به نام خالد زمين را همانند پدرش دوباره در اختيار مي گيرد و از آن استفاده مي كند.زيد نيزدرخارج از وطن فوت مي كند.پسر زيد به نام بكر بعد از فوت پدرش پيدا مي شود و زمين پدرى خود را در معرض فروش مي گذارد.با توجه به اين قضيه اكنون چند سوالى مطرح است.اولا: در فرض مذكور اعراض صدق مي كند؟ و ثانيا: آيا در تحقق اعراض قصد عدم بازگشت شرط است و يا گذشتن سالهاى طولانى مانند يك نسل و دو نسل درتحقق آن كافى است؟ و ثالثا: زمين مورد اعراض دو تا جوى دارد، يكى جوى مختص خود آن زمين است كه جزء موات شده و پسران خالد آن را احياءكرده اند و ديگرى جوى مشترك با شخص ديگرى كه از آن استفاده مي كند آيا اعراض از زمينى كه جزء موات شده و جوى آبش از بين رفته است، قرينه براى اعراض از زمين دوم كه جوى مشترك دارد نيز مي شود و از آن كفايت مي كند؟
ج : اما جواب سوال اول و دوم : اگر اعراض زيد يقينى باشد زمين مال عمرو و خالد مي باشد، و اگر اعراض يقينى نباشد ولى زمين خراب و جزء موات شده است و جوى آبش از بين رفته است و عمرو احياءكرده است وجوى آب را بكار انداخته باشد، باز هم زمين مال عمرو و خالد مي باشد و اگر اعراض يقينى نباشد و زمين خراب و جزء موات نشده باشد، مالك يا وارثش بيايد و ادعاء زمين را بنمايد، احوط اين است كه عمرو و خالد، رضايت زيد و بكر را حاصل نمايند.و اما جواب سوال سوم : اگر در اين مدت صاحب زمين از زمين دوم (كه جوى مشترك دارد) نيز استفاده نكرده باشد حكم زمين اول (كه جوى آبش ازبين رفته است ) را دارد و اعراض از زمين اول قرينه براى اعراض از زمين دوم نيز ميباشد.
س : 1580- شخصى علف كوه عام را محدودة خود مي داند، آيا در بيشتر از ضرورت خود حق فروش يا حق ممانعت ديگران را دارد؟
ج : نه حق فروش دارد و نه حق ممانعت ديگران را از جيدن علف ها.
س : 1581 - زمين آباد و مملوك شخصى پشته اى داردكه در اختيار و تحت ملكيت كسى نيست.آيا كسى حق دارد بدون اجازه مالك زمين مذكور آن را احياء و تصرف نمايد؟
ج : هيچ كس حق احياء محدودة حريم و مايحتاج كس ديگرى را ندارد، اما خارج از محدودة حريم و مايحتاج زمين را هركسي كه احياء نمايد مالك مي شود، پشته بودن موجب استحقاق نيست.
س : 1582- در نزديكى يا محدودة زمين شخصى كوه عام و زمين موات واقع شده است.صاحب زمين، اين زمين موات رابه شخص ديگرى واگذار مي كند كه شخم بزند و لَلمي (ديمي) بكارد.اما قرارداد مي كند كه در برابر اين كار مدت سه يا چهار سال از محصول آن استفاده كند و بعد به صاحب زمين (كه اين زمين احياء شده در محدودة زمين او قرار دارد) تسليم نمايد.با چنين قراردادى زمين احياء شده مال چه كسى است؟
ج : زمين مال احياءكننده مي باشد.
س : 1583 - زمينى است موات كه سابقا علف زار بوده است و شخصى از آن استفاده مي كرده است.اما فعلا علف ندارد و در پشته اى زمين شخصى ديگر (غير از كسي كه سابقا از آن استفاده مي كرده است) قرار دارد و آب هم دارد، آيا اين شخص مي تواند اين زمين را احياء نمايد و شخصى كه قبلا از علفزار استفاده مي كرده است حق ممانعت دارد؟

back page Index Page next page