ج : حق ممانعت ندارد.
س : 1584- در مناطق كوهستانى هزاره جات بعضى اشخاص كوه عام را كه تحت تصرف و ملكيت كسى قرار ندارد و علف خودرو روييده دارد به ديگران مي فروشد.آيا پولى را كه فروشنده مي گيرد حلال است؟
ج : حلال نيست.
س : 1585- آبى به صورت طبيعى ازكناركوهى جريان دارد و در تصرف مردم است.اما شخصى ادعا داردكه كوه وآب و ضميمه هاى آن را خريده است و در سندش نيزكوه مذكور دربذر افشان اين آب ذكر شده است.ولى دليلى بر مزروعى بودن كوه وجود ندارد و بلكه ظاهر خلاف آن را مي رساند، آيا اين ادعا و سند پذيرفته است؟
ج : خريدن توقف دارد بر اينكه بايع آنچه را كه مي فروشد مالك باشد.اما كوه عام را پيش از احياء كسى مالك نيست.اما چشم ه اى كه ازكوه جريان دارد استفاده از آن حق كسانى است كه اطراف آن را احياءكرده باشند.
احكام حريم
س : 1586 - قريه اى كه در زمين احياء شده، ايجادشده است، حريم دارد؟
ج : حريم دارد و حريم آن متصل به قريه است.
س : 1587 - محدودة حريم قريه چه اندازه است؟
ج : آنچه قريه به آن احتياج داردكه در صورت استيلاء ديگران بر آن، اهل قريه در تنگناء قرار مي گيرند حريم قريه به حساب مي آيد، مانند: راه تردد، محل خاكروبه، محل ريختن كود حيوانات، محل هيزم، چراگاه حيوانات و....
س : 1588 - اگر اهالى قريه حريم را بين خود تقسيم نمايند و هركس (طبق توافق اهل قريه) بايد فراتر از محدوده وحصة خود استفاده نكند.چنانچه فردى بر خلاف اين قرارداد از محدوده و تقسيم ديگرى استفاده نمايد ضامن است؟
ج : همه موظف به عمل كردن طبق قرارداداند و در صورت تخلف فرد متخلف ضامن نيست چون تقسيم حريم، ملكيت نمي آورد.
س : 1589- كوه عام كه علف و هيزم آن مورد استفادة اهالى قريه است، حريم قريه محسوب مي شود و يا همه مي توانند از آن استفاده نمايند و اختصاص به اهل قريه ندارد؟
ج : اگر چراگاه و هيزم گاه قريه است به مقدار نياز قريه، حريم قريه است و ديگران حق تصرف در آن را ندارند.
س : 1590- زمينى است موات و داراى علف و هيزم، نسبت به يك قريه نزديك تر است و نسبت به قرية ديگر آبريزه محسوب مي شود، حق تقدم در استفاده از اين زمين ازكدام قريه است؟
ج : در محدودة حريم هر يكى از اين دو قريه قرار داشته باشد، اهالى همان قريه حق استفاده از آن را دارند و ديگران حق تصرف در آن را بدون رضايت اهالى آن قريه ندارند.اما اگر نسبت به هر دو قريه حريم نباشد و يا نسبت به هر دو قريه حريم باشد.هر دو حق استفاده از آن را دارند.
س : 1591 - دره اى است كه قبلا چند قريه از هيزم و علف آن استفاده مي كرده اند، اما حالا قريه اى كه نسبت به آن دره نزديكتر از ساير قريه ها است.اهالى قريه هاى ديگر را از استفاده از محصولات آن دره منع مي كنند.به دليل نزديك بودن به آن، آيا حق منع دارند؟
ج : اگر حريم براى همه آن قريه ها محسوب مي شود، قرية نزديكتر حق منع ديگران را ندارند و اگر قريه هاى دورتر غير از اين دره، چراگاه و هيزم گاه ديگرى داشته باشند.اهالى قرية نزديك حق منع آنها را دارند.
س : 1592 - ساختن منزل در بيابان يا كوهى كه عام است و سند ندارد جايز است؟
ج : چنانچه حريم قريه اى نباشد احياء آن و تأسيس عمارت جايز است.
س : 1593 - چشمه اى ازكنار دره اى جارى است و آب آن هميشه با آب دره مخلوط مي شده است.اكنون شخصى از زير آن چشمه جوى كشيده است و آب را در داخل آن جوى هدايت كرده است آيا آب چشمه مال صاحب جوى است يا بايد كما فى السابق با آب دره بپيوندد تا مورد استفادة ساكنان قبلى آن چشمه قرار گيرد؟
ج : حق اولويت باكسانى است كه قبلا زمين را احياءكرده اند و از آن آب استفاده مي كرده اند و چنانچه از نياز آنها اضافه شود ديگران حق استفاده دارند.
س : 1594 - زمينى است كه در قيد سند هيچ كسى نيست.اما به زمين شخص ديگرى نزديك است.آيا صاحب آن زمين مي تواند در زمين مذكور براى خود كشت نمايد وآن را احياءكند؟
ج : چنانچه حريم قريه اى نباشد، مي تواند.
س : 1595 - چراگاه و هيزم گاهى است كه بين دو قريه قرارگرفته است و هر دو قريه به علف و هيزم آن نياز دارند آيا اين محل حريم هر دو قريه است واگر در آبريزه اى يكى از دو قريه قرار داشته باشد، آن قريه حق تقدم دارد؟
ج : حريم هر دو قريه محسوب مي گردد وآب ريزه بودن حق تقدم و ترجيح نمي آورد.
س : 1596 - شخصى زمين موروثى داردكه از بالا و پايين آن جوى كشيده شده است و پايين هر دو جوى مورد استفادة اوست.اما در وسط هر دوجوى پسر عموى اين شخص به عنوان استفاده ازكوه عام خانة مسكونى ساخته است.زمين مال چه كسى است؟
ج : زمين وسط هر دو جوى چنانچه ملك كسى ديگر و يا حريم هر دو جوى و يا حريم قريه و حريم ملك غير نباشد.ساختن خانه در آن اشكال ندارد.و در غير اين صورت جايز نيست مگر با رضايت صاحب ملك و حريم.
س : 1597 - آيا مي شود راه عمومي قريه را بدون رضايت اهل قريه مدرسه ساخت و استفاده از سهم مبارك امام (ع) درساختن آن جايز است؟
ج : بدون رضايت تمام اهالى قريه، مدرسه ساختن جايز نيست و دادن وجوهات نيز در ساختن آن جواز ندارد.
س : 1598 - در برخي از مناطق كوهستانى در داخل هر دره اى، جاى براى عبور سيلابها وجود دارد كه معمولا در وسط دره ها و زمين هاى مزروعى قرار دارد و وجود آن براى هدايت سيلابها به بيرون دره ها ضرورىا است، چنين جاهايي حريم قريه ها و زمين ها محسوب مي شوند؟
ج : حريم محسوب مي شود و بدون رضايت تمام اهل قريه (در حريم قريه ) و صاحب زمين (در حريم ملك شخصى)كسى حق تصرف در آن را ندارد و با احياءكردن مالك نمي شود.
س : 1599 - شخصى مدت ها از علف هاى كوه عام و زمين هاى موات استفاده مي كند و بعداً شخص ديگرى از روى اين زمين موات وكوه عام جوى مي كشد و به قصد ملكيت احياء و زراعت مي كند.ولى با اعتراض و ممانعت شخص اول روبرو مي گردد زمين مذكور مال چه كسى است؟
ج : اگر حريم قريه و آبادى نباشد هركسى كه احيا كرده است مالك شده است و ديگرى حق ممانعت ندارد.
س : 1600- چند برادر زمين خود را تقسيم مي كنند.اما سايرمصارف شان يك جا و مشترك است.اگر يكى از اين برادران جوى آبى بكشد، اين جوى مشترك است يا فقط مال كسى است كه جوى راكشيده است؟
ج : اگر جوى از بالاى زمين موات كشيده شده است، مال كسى است كه جوى را كشيده است و اگر از حريم مشترك كشيده شده باشد جوى مشترك است.
س : 1601- اهل قريه حق تقسيم بندى حريم قريه را با رضايت همديگر دارند؟
ج : اگر بين آنها صغير و مجنون نباشد اشكال ندارد.
س : 1602- اگر اهل قريه اى بر اساس رضايت حريم قريه را تقسيم نمايند، مدتها بعد از اين تقسيم يكى از وراث شركاء حق بهم زدن را دارد؟
ج : اگر بعد ازتقسيم، حريم قريه را احياءكرده اند، بعد ازاحياء حق بهم زدن ندارند.و ا لا اگر مفسده نداشته باشد مي تواند بهم بزند.
س : 1603- حريم قريه اى مشترك بين سه نفر با رضايت همه تقسيم مي شود.از دو شريك، فرزندان و نسل زيادى بجا مي ماند و از يكى تعداد كمترى مي ماند.اولاد و احفاد آن دو شريك كه تعدادشان بيشترند بعد از يك قرن مي خواهند حريم قريه را از نو تقسيم نمايند، آيا حق بهم زدن تقسيم قبلى را دارند؟
ج : اگر حريم را بعد از تقسيم احياءكرده باشندكسى حق بهم زدن را ندارد.و اگر احياء نكرده مي توانند بهم بزند درصورتيكه مفسده نداشته باشد.
س : 1604- محدودة حريم مسجد وفضاى آن چه اندازه است؟
ج : تا هر اندازه كه در حد متعارف مورد نياز مسجد است حريم مسجد است.متر و ذراع ملاك نيست ملاك نيازمسجد است.
س : 1605- درمناطق ما از قديم زمين ها و چشمه هايى وجود داشته است كه مورد استفادة مردم جهت كشت و زرع نبوده است، اما حالا با دسترسى مردم به وسايل جديد، امكان استفاده از آنها فراهم شده است با توجه به اينكه زمين ها و چشمه ها در محدودة حريم قريه ها قرار دارند.آيا قابل احياء شرعى مي باشند؟
ج : اگر در حريم قريه قرار داشته باشند با رضايت همه اهالى قريه شرعا قابل احياء است.
س : 1606- كوهى است كه اهل قريه از بيده زار و علف هاى آن براى حيوانات خود استفاده مي كنند و هرگونه مصرف و هزينه در جهت نگهداري از آن لازم شود همة ساكنين قريه آن را مشتركا متقبل مي شوند.در تقسيم بندى كوه مذكور اهالى قريه اختلاف دارند.دسته اى مي گويند هرچه آمار خانه ها و ساكنين قريه بالا رود حق استفاده از بيده زار و علف هاى كوه را دارند، دسته اى ديگر مي گويند، همان تقسيم بندى اولى كه از قديم صورت گرفته است بايد محفوظ بماند حكم چيست؟
ج : كوه مذكوركه مورد نياز اهالى قريه است حريم آن قريه محسوب مي گردد و هر چه بر جمعيت قريه افزوده شود حق استفاده از آن را دارند و اگر نياز به مصارف و مخارج داشته باشد همة اهالى قريه بايد بپردازند.
س : 1607- شخصى روى حاشية زمين ديگرى و بدون رضايت او درخت مي كارد و با مخالفت صاحب زمين روبرو مي شود اما آن را قطع نمي كند و بعد از به ثمر رسيدن قطع مي كند.اما ريشه هاى درخت در زير زمين باقى مي ماند و بعد از مدتى مي رويند اين نهال هاى جديد كه از آن ريشه ها روئيده اند مال كيست؟
ج : درختى كه بدون اجازه در ملك و حريم غيركاشته شده است ملك كسى است كه آن راكاشته است و صاحب زمين حق دارد اجره المثل زمين خود را از او بگيرد و اگر صاحب درخت بخواهد درختش در ملك يا حريم غير باقي بماند تا به ثمر برسد بايد صاحبش را راضى نمايد و اگر راضى نشود به صاحب درخت ابلاغ كند كه درختش را قطع كند، اگر قطع نكرد مي تواند خودش درخت را قطع نمايد نهال هايي كه بعد از قطع درخت ازريشه هاى آن مي رويند باز ملك كسى است كه آن راكاشته است ولى اجره المثل را به صاحب زمين ضامن است.ولى اگر از آن ريشه ها اعراض كرده باشد مال صاحب زمين است.
س : 1608- حريم قبرستان شرعا از چهارطرف تا چه مقدار محدود مي گردد؟
ج : اگر زمين قبرستان موات بالاصاله باشد حريم آن به مقدارى است كه براى تردد و رفت و آمد براى دفن كردن اموات و فاتحه خواندن و غيره مورد نياز است.
احكام وقف
س : 1609- كسى گندم يا جوى را وقف مي كند كه براى دهه محرم مصرف نمايند اما به خاطر نبودن آسياب يا علل ديگرى نمي تواند آن را آرد كند آيا مي تواند گندم وقفى را با آرد خود بدل كند و مصرف دهه محرم كند؟
ج : وقف گندم باطل است آن را مي تواند با آرد خود مبادله كند.
س : 1610- قبرستانى در اثر خاكبردارى كشف شده است و قبلا اثرى از آن نبوده است.اين قبور وراثى هم ندارند تا مانع از خاكبردارى و ساير تصرفات شوند و حريم ملك ديگران هم نيست، خانه ساختن و ديگر تصرفات در اين قبرستان چه حكم دارد؟
ج : چنانچه وقف بودن آن زمين براى قبرستان ثابت نباشد و اموات مدفون در آنجا نيز رميم و پوسيده شده باشند، خاكبردارى و خانه ساختن در آن مانعى ندارد.
س : 1611- حسينيه اى كوچك وقديمي كه وقف عام يا خاص بودنش معلوم نيست, به دليل افزايش جمعيت، مردم محل نياز به حسنية بزرگ تر دارند و در اطراف آن حسينيه مكانى براى توسعة مسجد نيز وجود ندارد.فروش اين حسينيه و خريد زمين براى ساختن حسينيه اى بزرگتر جايز است؟
ج : چنانچه اهالى محل حسينيه اى ديگرى را بسازند و اين حسينيه بدون استفاده باقى بماند مي توانند اين حسينيه را بفروشند و پولش را براى حسينيه جديدالتأسيس مصرف نمايند.
س : 1612- شخصى زمينى را وقف مسجد و يا مدرسه اى كرده است، وكسى را نيز به عنوان متولى انتخاب نموده است، آيا متولى مي تواند مقداري از منافع آن زمين را به عنوان حق التوليه براى خود بردارد؟
ج : اگر متولى بطور مجانى و رايگان توليت را قبول نكرده باشد، مي تواند از منافع آن زمين به مقداري كه حاكم شرع تعيين كند به عنوان حق الزحمه براى خود بردارد.
س : 1613- آياكسى مي تواند زمينى را وقف مسجد يا مدرسه نمايد با اين شرط كه تا وقتى خودش زنده است از آن زمين استفاده نمايد و بعد از خودش در اختيار مسجد و مدرسه قرارگيرد؟
ج : نمي تواند عين زمين را فعلا وقف مسجد يا مدرسه نمايد و منفعت آن را تا زمانى كه زنده است به خود اختصاص دهد، زيرا اين شرط منافات با وقفيت زمين دارد.
س : 1614- اگر كسى مدرسه را وقف كند مشروط به اينكه طلاب ساكن درآن مدرسه از شهرستان و يا كشور خاصى باشد، رعايت اين شرط لازم است؟