back page Index Page next page

3 - عفو جانى در حين اجراى حكم به نحو مشروط چه حكمي دارد؟(به عنوان مثال ولى دم بگويد اگر جانى فلان مبلغ را به من بپردازد او را عفو مي كنم ).
4 - ضمان خسارتها و آسيب هاى وارده به جانى در مرحله يا مراحل قبلى به عهدة كيست ؟ .
ج : 1 - توقف و ترك قصاص ، متوقف به رضايت همه مي باشد و اگر يكى از آنها قصاص كند مي تواند، ولى بايد سهمية عفوكنندگان را براى ورثه قاتل بپردازد.((كما يدل عليه صحيحة ابى ولاد(20) و مادل على الخلاف يحمل على التقيه
2 - دليل بر سقوط حق خواهان قصاص نيست ، بلكه اطلاق صحيحه ابى ولاد اين مورد را نيز شامل است .
3 - اين همان مصالحة قصاص به ديه مي باشد، چنانچه جانى قبول كند، صحيح است اگر چه چند برابر دية قتل باشد.
4 - هر خسارت و آسيب كه خارج از حق قصاص باشد، چنانچه سبب آن اولياء مقتول باشند، ضامن مي باشند و اگر آنها سبب نباشند، ضامن نيستند.
س : 19 - آيا مجازات معاونت در قتل عمد، همچون قتل عمد، حق الناس است و قابل برگشت از سوى اولياء دم يا حق الله و عفو آن منحصرا در اختيار ولى امر مي با شد؟
ج : امساك كننده مقتول وآمر قتل كه حبس ابدى مي شوند حق الله است و قابل گذشت ازطرف اولياء دم نيست ، بلكه ولق امر هم حدى راكه منشا آن به بينه ثابت شود عفو نمي تواند و اگر منشا آن به اقرار ثابت شود، ولي امر عفو مي تواند، ((كما تدل على ذلك معتبره طلحه بن زيد(21)
س : 25 - در صورت علم اجمالى به وجود قاتل در بين افراد محدود و معين ، بفرماييد:
1 - آيا قاضى مي تواند براى تعيين قاتل و اجراى قصاص از قرعه استفاده نمايد؟
2 - در صورت منفى بودن باسخ و لزوم پرداخت ديه ، چه كسى بايد ديه را بپردازد و نحوه پرداخت آن چگونه خواهد بود؟
ج : 1 - چون شارع مقدس درمورد اتهام به قتل بينه را بر مدعى عليه قرار داده ، قرعه مشروعيت ندارد .
2 - وظيفه هر يك از متهمين اين است كه بينه اقامه كند كه او قاتل نيست و چنانچه اقامه بينه كردند، دعوى ساقط مي شد و اگر اقامه بينه نتوانستند، مدعى موظف است به قسامه، پس چنانچه پنجاه نفر را درمورد ادعاي قتل عمد آورد، هر
كدام يك قسم مي خورد بر اينكه قاتل احدهما مي باشد و به آن قصاص ثابت نمي شود، ديه ثابت مي شود، هركدام نصف ديه را بپردازد و اگر (25) نفر آورد هركدام دو مرتبه قسم ياد مي كند و هكذا و اگر افراد ديگر را احضار نتوانست ،
خود مدعى پنجاه مرتبه قسم ياد مي كند كه يكى اين دو نفر قاتل است ، و اگر خودش قسم نخورد قسامه متوجه متهمين مي شود هركدام اقامة قسامه مي نمايد: ((بالله ماقتلناه و لم نعرف قاتله)) و چنانچه قسامه را به نحو اجتماعى يا فردى اقامه كردند از قتل تبرئه مي شوند، و ديه از بيت المال داده مي شود ((لئلا يبطل دم إمرأ مسلم )) و اگر احضارافراد را براى قسم به نفى قتل نتوانستند وهركدام 50 قسم به نفى قتل نخوردند، ديه بر آن دو نفر ثابت مي شود هركدام نصف ديه را بدهند و قصاص نمي شوند ((لعدم معلومية القاتل بعينه))
س : 21 - پسر پانزده ساله اى شب هنگام پس از پيدار شدن از خواب ، فردى اجنبى را به صورت برهنه با مادرش در اتاق خواب مي بيند و با اين اعتقا دكه فرد خائن و متجاوز به ناموس بايد كشته شود، فرد مزبور را در حال فرار به قتل مي رساند. با توجه به اين كه زن مدعى است : ((با تهديد مقتول ، مبنى بر ريختن آبروى او در صورت تن ندادن به رابطه ، مجبور به بازكردن درب منزل به روى او شده و رابطه نامشروع در حد كمتر از زنا بوده است)) بفرماييد:
1 - قتل ارتكابى توسط نوجوان ، با اعتقاد به لزوم كشتن اين گونه افراد، مشمول كدام يك ازعناوين قتل عمد يا شبه عمد مي شود؟
2 - با توجه به ادعاى زن مبنى بر اين كه از روى تهديد مجبور به برقرارى رابطه با اجنبى شده است ، آيا عمل ارتكابى از سوى فرزند تازه بالغ وى مي تواند مشمول عنوان دفاع از ناموس باشد؟
3 - با توجه به اين كه اطلاعات فقهى نوجوان از احكام شرعى كم بوده ، آيا جهل وى به مسأله مي تواند رافع مسئوليت باشد؟
ج : 1 - اين قتل داخل درشبه عمد مي باشد، چون اعتقاد به وجوب و يا به جواز آن داشته است .
2 - چون اعتقاد دفاع از ناموس را داشته ، قصاص نمي شود.
3 - رافع قصاص مي شود ولى ديه لازم است .
س : 22 - 1: چنانچه اولياى دم درمقام مصالحة قصاص با مبلغى زائد بر ديه ، مقدارى را تقاضا كردند كه پرداخت آن براى قاتل ميسر نيست ، آيا دادگاه ميتواند فرصت محدودى براى اجراى قصاص به اولياي دم بدهد و پس از انقضاى
مهلت مذكور و عدم تقاضاى قصاص ، محكوم را آزاد نمايد؟
2 - در صورت مثبت بودن جواب ، آيا بايد او را بدون قيد آزاد نمود يا با أخذ وثيقه و قيد ضمانت ؟
3 - در صورتى كه مقتول داراى ورثه صغير وكبير باشد، اگر ورثه كبير خواهان قصاص بودند ولى براى استيفاى قصاص قدرت تأمين سهم صغير را نداشتند.
آيا مي توان قاتل را تا زمان بلوغ صغير (اگر چه در مدت طولانى) در زندان نگه د اشت ؟
2 - در صورت مثبت بودن جواب ، آيا تحمل سالهاى متمادى در زندان (مثلا 12 سال براى بلوغ فرزند صغير مقتول) و بعد ، اجراى حكم قصاص از مصاديق تحميل دوجريمه به خاطر يك جرم نيست ؟
ج : 1 - الصلح بين القاتل و ولى الدم لابد آن يكون برضا الطرفين ، فاذا رضيابه لابد آن يعين مقدار المال و آن ادائه حالى أو مؤجل و على الثانى هل يكون بقسط و احد أو باقساط ، فبعد تعيين ابعاد الصلح و تحققه لا يجوز لولى الدم آن يطالب بشىء زائد و لا يجوز آن يفسخ الصلح بلا رضاء القاتل ، فان عقد الصلح من العقود اللازمة و يجب الوفاءبه . نعم
لوطالب الولى مالا لا يقدر عليه القاتل و لم يتحقق الصلح فللقاضى أن يعين أمدا محدودا للقصاص فان لم يقدم عليه ، يطلق سراحه بكفيل او وثيقة لا بدونه لئلا يبطل دم امررا مسلم و من ذلى فى الجواب من الثانى (ب)
3 - لا يجوز حبسه الى أمد طويل ، فانه مستلزم عقوبتين لجناية واحدة و هو لا يجوز، فلابد من اطلاق سراحه بكفيل أو وثيقة لثلا يبطل دم امرأ مسلم ،و يجوز للولى ان يضمن سهمية الصغار و يقدم على القصاص لان دفع سهامهم ليس واجبا فوريا، بل معلق على بلوغهم و عدم ارقضاء القصاص و ان رضوا با لقصاص، ليس لهم مطالبه الديه.

احكام ديه


س : 23 - اگر شخصى كشته شده و جنازه او مثلا دربيابان ، منزل يا باغى يافت شود و هيچ يك از قاتل و مقتول شناسايى نشوند، بفرماييد:
1 - آيا ديه اى وجود دارد؟
2 - بر فرض ثبوت ، پرداخت ديه به عهده كيست و مورد مصرف آن كجاست ؟
ج : تفصيل جواب اين است كه اگر مقتول در بيابان پيدا شود و مقتول ، وارث غير از امام نداشته باشد، ديه ندارد ((لانه لا معنى لان يؤخذ الديه من بيت المال و ردّت اليه )) و اگر غير از امام وارث داشته باشد ديه او از بيت المال براى ورثه داده مي شود، لصحيحه عبدالله بن سنان و عبدالله بن بكير(22) و اگر درمنزل يا باغى پيدا شود، صاحب و يا صاحبان منزل و باغ موظفند، بينه بر عدم قتل اقامه كنند و اگر بينه نداشتند، بايد ديه را به ولى دم بدهند و اگر وارث نداشت به بيت المال بپردازند. ((والدليل على ذلك صحيحة محمد بن قيس (23) و ان امتنعوا من اعطاء الديه وكان هناك لوث يكلفون بالقسامة فان اتوابها يؤدى الدية من بيت المال لصحيحة مسعدة بن زياد و هنا و ان لم يصرح بذكر بيت المال الا ان افرادكلمه (يؤدى) الدية شاهد على انها من بيت المال و الا لعبر (بيؤدّون)
2 - مصرف آن مثل بقيه بيت المال مي باشد كه بايد به مصالح مسلمين مصرف شود .
س : 23 - چنانچه شخص مقتول از پيروان فرقة ضالة بهائيت باشد: بفرماييد:
1 - آيا ديه دارد يا خير؟ و در صورت مثبت بودن باسخ ، ديه او چقدر است ؟
ج : ديه ندارد، از جهت اينكه مهدور الدم مي باشد از اسلام خارج است و اهل كتاب نيست تا با قبول شرائط ذمه محقون الدم باشد.
س : 25 - چنانچه مقتول ، ورثه صغير داشته باشد، بفرماييد:
1 - آيا همواره اخذ ديه از سوى اولياى صغار، اصلح به حال صغار است يا اينكه حسب مورد مي توان جانى را عفو و يا از وى مطالبه قصاص نمود؟
2 - آيا محدوده اختيارات ولى با قيّم در اين خصوص تفاوتى دارد؟
ج : 1 - غالبا اخذ ديه اصلح به حال صغار مي باشد، اما ولى حق عفو ندارد، ازجهت اينكه در آن نه تنها غبطه صغار نيست ، بلكه ضرر بر آنهاست ، اما قصاص به يك شرط مي تواند و آن اين است كه ولي صغير از قرائن به دست
آورد. اگر قاتل را قصاص نكند، اين صغير را خواهد كشت .
2 - چنانچه ولى قيّم را نصب كرده باشد وگفته باشد هر تصرفى را كه من حق داشتم ، شما حق داريد، قيّم مثل ولى مي باشد.
س : 26 - درباره تغليظ ديه در اشهر حرم يا مكه معظمه ، بفرماييد:
1 - آيا تغليظ ديه مختص قتل عمد است ياشامل قتل شبه عمد وخطاى محض نيز مي شود ؟
2 - آيا حكم مذكورمختص مسلمين است يا شامل اهل كتاب نيز مي گردد؟
3 - آيا جهل قاتل به حكم يا موضوع ، در تخليظ ديه تأثيرى دارد؟
ج : 1 - مقتضاى اطلاق صحيحه كليب اسدى(24) عدم فرق است درتغليظ بين قتل عمد وشبه عمدوخطا محض.
2 - اطلاق صحيحة مشاراليها شامل مي شود هر شخص راكه محقون الدم باشد و اهل كتاب چنانچه شرايط ذمه را قبول نمايند محقون الدم مي باشند.
3 - جهل قاتل به حكم يا موضوع درتغليظ اثرى ندارد ازجهت اطلاق صحيحه كليب .
س : 27 - در مورد جراحت (متلاحمه اى)كه به فلج عضو مي انجامد و با درمان مي توان از فلج شدن پيشگيرى كرد، بفرماييد؟
1 - آيا بر شخص مجروح واجب است خود را درمان نمايد؟
2 - در صورت درمان ، آيا مي توان هزينه هاى افزون بر مقدار ديه را از جانى گرفت ؟
ج : 1 - بلى، درمان ازجهت حفظ نفسى ازتلف يا ضررمهم مثل فلج عضو و يا قطع آن واجب است . اجماعا ولى اين وجوب ، حكم تكليفى است ، و چنانچه درمان نكند و لو عصيانا و عضو فلج شود، جانى دو ثلث ديه آن عضو را نيز،
ضامن است ((كما تدل على ذلك صحيحه فضيل بن يسار(25) و روايات كه دلالت بر تمام ديه عضو دارد چون موافق با عامه است حمل بر تقيه مي شود.
2 - چنانچه درمان كند و بيشتر از ديه جراحت مصرف كند حق مطالبه از جانى ندارد، بجهت اينكه ديه آن جراحت اگر مخصوص است مقتضاى اطلاق نص عدم فرق است بين اينكه درمان مصرف بيشتر لازم دارد، يا ندارد و اگر حكم اولى آن جرح قصاص باشد وآن را مصالحه به ديه ،كرده باشد باز هم حق مطالبة افزون از جانى ندارد، چون صلح از عقود لازمه است نه جائزه .
س : 28 - درباره ماهيت ديه بفرماييد:
1 - آيا جعل ديه از طرف شارع مقدس بعنوان مجازات بوده يا نوعى جبران خسارت تلقى شده است ؟
2 - آيا عمد، شبه عمد يا خطاى محض بودن جنايت در پاسخ به سوال فوق تاثيرى دارد؟
ج : 1 - ديه جبران خسارت مي باشد و ازحقوق اولياء دم است دليلش اين مي باشد كه اولياء دم حق عفو را دارند، و مجازات الهى راكسى عفو نمي تواند، مثل حد زنا و حد سرقت و لواط و بقيه حدود.
2 - در پاسخ به سوال فوق تاثير ندارند، فرتى كه بين قتل عمد و دو تاى ديگرى مي باشد اين است كه در قتل عمد حق اولى قصاص است ومي شود مصالحه به ديه بنمايند و اما دو تاى ديگر حق اولى براى ولى دم ، ديه است و حق قصاص
ندارد، و ديه اخير بر عاقله قاتل مي باشد نه برخود قاتل .
س : 29 - همانطوركه استحضار داريد دربارة دية انگشتان دو قول وجود دارد:
1 - تساوى انگشتان از نظر ديه : بر اساس اين قول كه ميان قدماء و متأخرين شهرت يافته و روايات چندى بر آن دلالت دارند، به هر يك از انگشتان ، عشر دية كامل تعلق مي گيرد.
2 - تفاوت انگشت ابهام از نظر ديه با ساير انگشتان :
اصحاب اين قول گرچه به سه دسته تقسيم مي شوند وهركدام در تعيين دية ابهام و ساير انگشتان نظرى را برگزيده اند، ولى همگى بر متفاوت بودن دية ابهام با غير آن اتفاق نظر دارند. صاحبان اين قول را برخى از قدماء مثل آبى الصلاح
حلبى دركافى و ابن زهره در غنيه و صاحب اصباح الشيعه (رحمه الله عليهم) تشكيل مي دهند. معتبره ظريف با يكى از نظرات سه گانه فوق هماهنگي مي باشد و شيخ (رحمة الله عليه) در مبسوط از آن به روايت اكثر اصحاب ياد مي كند و در خلاف بر مفاد آن ادعاى اجماع مي نمايد. حضرت آيت الله العظمي خوئى (رحمه الله عليه) همين روايت را بر مي گزيند و و چه ترجيح آن بر ساير روايات را مخالفت آن با عامه معرفى مي كند. با عنايت به اينكه در عصر حاضر
كه مشاغل متحول و دگرگون شده است ، اشخاصى كه دچار آسيب ديدگى در ناحية انگشتان شده اند و داراى مشاغلى چون جراحى خطاطى و. .. هستند، اظهار مي دارند صدمه وارده ، به شغل آنها آسيب جدى رسانده است ، بفرماييد:

back page Index Page next page