)مسأله 49): زير سايه رفتن فقط براى مردان حرام است و براى بانوان و كودكان به هر نحو جائز مى باشد.
)مسأله 50): زير سايه رفتن در حال سير و گشت جائز نيست ولى در مكه نشستن زير سقف اتاق و در منى و عرفات نشستن زيرخيمه، اشكالى ندارد.
)مسأله 51): محرم اگر از جهت سر ما يا گرما باران و غيره، ناچارشود در حال سير زير سقف و سايه برود مانعى ندارد ولى كفاره بايد بپردازد.
)مسأله 52): كفاره رفتن زير سايه يك گوسفند و اگر در احرام واحد، چند مرتبه زير سايه طى مسافت و سير كند يك كفاره كفايت مى كند ولى احتياط در تكرار كفاره است به تعداد روزهاى كه زير سايه سير نموده است.
19 - بيرون آوردن خون از بدن.
)مسأله 53): محرم نبايد خون از بدن بيرون بياوريد و از خوراندن و فصد و حجامت پرهيز كند و ازمسواك نمودن كه باعث بيرون آمدن خون از دهان شود بنابر احتياط خوددارى كند.
)مسأله 54): در مواقع ضرورى و علاج و ناراحتى خون بيرون آوردن اشكالى ندارد، و اگر بدون ضرورت و علاج، خون بيرون آورد، احتياط استحبابى در كفاره دادن گوسفند است.
20 - ناخن گرفتن
)مسأله 55): گرفتن ناخن از دست يا پا به هر وسيله كه باشد(قيچى، ناخن گير، چاقو و امثال آن) جائز نيست مگر اينكه ماندنش موجب اذيت باشد مثلاً از جا كنده شده باشد و اگر قطع نكند موجب ناراحتى باشد كه در اين صورت بريدنش جائز است.
)مسأله 56): كفاره گرفتن هر ناخن يك مد (سه ربع كيلو) طعام است و اگر تمام ناخنهاى دست را در يك نوبت بگيرد بايد يك گوسفند كفاره دهد و همچنين است ناخن هاى پا، و اگر تمام ناخن هاى دست و پا را در يك مجلس بگيرد، كفاره اش يك گوسفند است.
)مسأله 57): اگر ناخن هاى دست را در يك مجلس و ناخن هاى پا را در مجلس ديگر بگيرد بايد دو گوسفند كفاره دهد.
)مسأله 58): اگر محرم به فتواى كسى كه ناخن گرفتن را جائز مى داند ناخن بگيرد و خون بيرون آيد، كفاره اش بنابر احتياط بر فتوى دهنده است.
)مسأله 59): ناخن گرفتن عمدى كفاره دارد ولى اگر به جهت فراموشى يا جهل يا سهواً انجام گيرد، كفاره ندارد
)مسأله 60): اگر ناخن را از جهت اضطرارى بگيرد بايد كفاره آن را بنابر احتياط، به تفصيل سابق بدهد.
21 - كندن دندان
)مسأله 61): كندن دندان در صورتى كه موجب بيرون آمدن خون شود، بلا اشكال جائز نيست، و اگر موجب بيرون آمدن خون نشود كه بعضى از فقها از محرمات احرام شمرده اند و كفاره اش را يك گوسفند دانسته اند و دليلش ظاهر نيست ولى احتياط در ترك آن است.
22 - برداشتن سلاح
)مسأله 62): برداشتن سلاح مانند تفنگ، شمشير، نيزه و ساير ادوات جنگى كه عرفا سلاح گفته مى شود، بر محرم حرام است و مقتضاى احتياط اجتناب كردن حتى از كلاه خود، سپر زره است ولى بودن سلاح در نزد محرم اگر حمل نكند اشكال ندارد، اگر چه احتياط در اين است كه سلاح را نزد خود نگهدارى نكند.
)مسأله 63): حرمت حمل سلاح اختصاص به حال اختيار دارد، ولى اگر چه به جهت دفاع، مضطر به حمل سلاح باشد اشكال ندارد
)مسأله 64): كفاره حمل سلاح بنابر احتياط يك گوسفند است.
23 - استعمال بوى خوش از قبيل انواع عطرها، عود، عنبر، مشك و ورس و زعفران و مطلق گياهى كه در آن بوى خوش است، بنا بر احتياط بر محرم حرام است چه به ماليدن به بدن يا لباس باشد و چه به خوردن.
)مسأله 65): خوردن ميوه هاى خوشبو مانند سيب، پرتقال و به، اشكالى ندارد ولى از بوئيدن آنها وقت خوردن بايد اجتناب كند.
)مسأله 66): بر محرم واجب نيست كه هنگام سعى بين صفا و مروه اگر عطر فروشى آنجا باشد و يا درهمان هنگام بوى عطر به او برسد، بينى خود را ببندد ولى بوئيدن خلوق كعبه كه يك نوع عطر است اشكالى ندارد.
)مسأله 67): هر گاه محرم عمداً مقدارى زعفران، ورس، عنبر و يا مشك را بخورد بايد يك گوسفند كفّاره دهد. و اگر خوردن چيزهاى نام برده را تكرار كند، كفّاره نيز تكرار مى شود.
(24) كندن گياه يا درخت حرم.
)مسأله 68): كندن و بريدن هر چيزى كه در حرم روئيده باشد، مثل درخت و گياه بر محرم و غير محرم حرام است، و اما چيزى كه بواسطه راه رفتن متعارف كنده شود، اشكالى ندارد.
)مسأله 69): درختى كه ريشه و ساقه اش در حرم و شاخ و برگش در خارج حرم باشد، يا بالعكس، حكمش در حكم درختى است كه تمامش در حرم باشد.
)مسأله 70): اگر خانه اى را در محدوده حرم بخرد و داراى درخت و گياه باشد، نبايد آن درخت و گياه رابكند يا قطع كند، ولى اگر درخت را خودش نشانيده يا كاشته باشد ميتواند آن را بكند يا قطع كند.
)مسأله 71): چند چيز در حال احرام جائز است:
(1) راه رفتن متعارف، اگر چه بواسطه آن گياه كنده شود.
(2) رها كردن حيوانات، اگر چه گياه را قطع كند يا بكند.
(3) كندن و قطع كردن اذخر كه گياه معروفى است.
(4) قطع كردن نخل و درخت ميوه دار.
(5) قطع كردن علفهايى كه خوراك شتر است.
(6) قطع كردن علفهايى كه بعد از تملك خانه در آن برويد.
)مسأله 72): كفّاره كندن درخت، قيمت همان درخت است، ولى براى كندن گياه كفّاره وارد نشده است. محرم بعد از كندن گياه استغفار كند.
جاى كشتن كفّارات
)مسأله 73): اگر شخص محرم به احرام عمره، مرتكب شكار شود، كفّاره آن را در مكّه معظمه نحر يا ذبح نمايد، و احوط اين است كه كفّاره غير شكار را نيز، در مكّه معظمه انجام دهد.
)مسأله 74): اگر محرم به احرام حج، مرتكب شكار شود ذبح يا نحر را بايد در منى انجام دهد، و احوط اين است كه كفّاره غير صيد را نيز، در منى انجام دهد.
(2) از واجبات عمره تمتّع طواف است
)مسأله 75): حجاج بعد از وارد شدن به مكه معظمه، بايد به دور خانه كعبه 7 شوط طواف كنند.
)مسأله 76): در صحت طواف پنج چيز شرط است:
(1) نيت و طواف بدون قصد قربت باطل است، و بهتر است اين طور نيت كند:
"هفت شوط دور خانه كعبه طواف مى كنم از جهت عمره تمتّع از فرض حجة الاسلام قربة الى الله"
)مسأله 77): اگر در طواف يا بقيه اعمال حجّ و عمره و قصد قربت نداشته باشد، باطل است چه قصد رياكند يا قصد ورزش و امثال آن.
2 - طهارت از حدث اكبر و اصغر پس هرگاه بدون طهارت طواف كند باطل است چه اينكه عمدا باشد يا از نادانى و يا از جهت فراموشى.
)مسأله 78): اگر وضو گرفته باشد و شك كند حدثى از او سرزده است يا نه حكم به بقاء طهارت اومى شود و اگر حدثى از او سر زده باشد و شك كند آيا بعد از آن وضو گرفته يا نه حكم مى شود طهارت ندارد و بايد وضو بگيرد.
)مسأله 79): اگر عمداً طواف را ترك كند، چه جاهل به حكم باشد يا موضوع عمره باطل مى شود و بطلان عمره تمتّع وقتى موجب بطلان حجّ تمتّع مى شود و بطلان عمره تمتّع وقتى تحقق پيدا مى كند كه اگر آن را انجام دهد وقت وقوف در عرفات فوت مى شود و در اين صورت بايد عدول به حجّ افراد كند، و حجّ تمتّع را در سال آينده بجا آورد.
)مسأله 80): هرگاه طواف را از روى فراموشى ترك كند چند صورت دارد:
1 - اينكه وقتى متوجه شود كه وقت براى طواف باقى اين صورت بايد اول طواف را انجام دهد و بعداز نماز طواف احتياطاً سعى را هم اعاده كند.
2 - وقتى متوجه شود كه وقوفين را انجام داده باشد و در اين صورت بايد اول قضاء طواف عمره راانجام دهد و بعد از آن طواف حجّ را انجام دهد.
3 - وقتى يادش بيايد كه از مكه خارج شده باشد و يك ماه يا بيشتر گذشته باشد و برايش بر گشتن به مكه ممكن باشد در اين صورت بايد احرام ببندد و بيايد طواف را قضاء كند و احتياطاً سعى را نيز انجام دهد.
4 - وقتى متوجه شود كه به وطن خويش بر گشته است در اينصورت اگر با همسر خود نزديكى كرده باشد شخصى را نائب بگيرد و يك گوسفند كفاره دهد و آن را در مكه ذبح كند و طواف نائب كافى است و احوط اين است كه نائب بعد از طواف سعى را نيز به نيابت انجام دهد، و اگر با همسر خود نزديكى نكرده باشد نائب براى طواف بگيرد و كفاره لازم نيست.
)مسأله 81): هر گاه در هنگام طواف از محرم حدثى سر زند چند صورت دارد:
1 - آنكه حدث بعد از شوط چهارم بدون اختيار صادر شود، در اين صورت طواف را قطع مى كند و بعد از تحصيل طهارت، از همانجا كه قطع نموده، تمام مى كند و طوافش صحيح است.
2 - آنكه صدور حدث پيش از رسيدن به نصف باشد كه در اين صورت، طواف باطل است و بعد ازتحصيل طهارت، طواف را از اول شروع مى كند.
3 - آنكه حدث بعد از نصف و پيش از تمام نمودن شوط چهارم باشد ويا بعد از تمام نمودن شوط چهارم و اختيارى باشد، مقتضاى احتياط در اين دو صورت اين است كه، بعد از تحصيل طهارت طواف خود را از جايى كه قطع كرده تمام كند و بعد از آن، طواف را اعاده كند.
)مسأله 82): در صورت سوم مى تواند يك طواف كامل انجام دهد به قصد ما فى الذمه، به اين معنى كه اگر در ذمه اش طواف كامل است به اين طواف ذمه اش فارق شود و اگر در ذمه اش اتمام طواف سابق است، آن طواف كامل شود و زيادتى بر آن لغو باشد.
)مسأله 83): هر گاه بعد از طواف شك كند كه طواف را با طهارت انجام داده يا بدون طهارت، به شك خود اعتنا نكند، اگر چه احوط اعاده طواف است، ولى براى نماز طواف حتماً تحصيل طهارت بنمايد.
)مسأله 84): هرگاه مكلف نتواند تحصيل طهارت بواسطه آب نمايد، مثلاً اينكه استعمال آب برايش ضرر داشته باشد، بايد تيمم نمايد و طواف را انجام دهد، و اگر قادر به تيمم كردن هم نباشد، بايد نائب بگيرد و احتياطاً خودش هم طواف را بدون طهارت انجام دهد.
)مسأله 85): اگر مرد جنب باشد يا زن حيض و نفاس پاك شده باشد، بايد غسل كنند و طواف را انجام دهند و اگر غسل ضرر داشته باشد يا از جهات ديگر غسل نتوانند بايد با تيمم طواف كنند و احتياطاً نائب هم بگيرند، و اگر تيمم هم نتوانند، نائب گرفتن متعين است.
)مسأله 86): هر گاه زن هنگام بستن احرام، براى عمره تمتع، يا پس از بستن احرام حيض ببيند و وقت باقى باشد كه بعد از پاك شدن و غسل نمودن، اعمال عمره را انجام دهد، بايد صبر كند تا بعد از غسل اعمال را انجام دهد.
)مسأله 87): هر گاه پيش از بستن احرام، حيض ببيند و بداند كه قبل از روز نهم پاك نمى شود، در اين صورت حجّ تمتعش به حجّ افراد بدل مى شود و واجب است بعد از اعمال حج، عمره مفرده را نجام دهد، و همچنين اگر بعد از بستن احرام، خون ببيند و بداند كه پيش از روز نهم پاك نمى شود، بايد اول حجّ افراد را بجا آورد و بعد از آن عمره مفرده را انجام دهد.
)مسأله 88): اگر زن در حين طواف حيض شود، مشهور بين فقهاء اين است كه اگر حيض شده پيش از گذشتن از نصف طواف باشد، طوافش باطل ميشود، و چنانچه بعد از گذشتن از نصف طواف باشد، آنچه بجا آورده صحيح است، و واجب است بعد از پاكى و غسل نمودن، باقيمانده را بجا آورد، ولى احوط در هر دو صورت اين است كه بعد از پاك شدن، يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام بجا آورد، به اين معنى كه چنين نيت كند كه اگر يك طواف كامل بر من واجب است، كه اين طواف است، و اگر بجا آورند كمبود طواف سابق بر من واجب است، هرمقدارى كه از اين طواف كمبود طواف سابق را تكميل مى كند، بكند و باقى مانده زيادى باشد، البته اين در صورتى است كه وقت گنجايش اين كار را داشته باشد، و در غير اين صورت سعى و تقصير نموده و براى حجّ محرم شود و لازم است پس از بازگشت از منى و قبل از طواف حجّ قضا طواف عمره را به نحوى كه گفته شد بجا آورد.
)مسأله 89): هر گاه زن بعد از طواف و پيش از نماز آن يعنى بين طواف و نمازش حيض شود، طوافش صحيح است و نماز طواف را پس از پاكى و غسل و غسل بجا آورد، ولى اگر وقت نداشت و سعى و تقصير را بجا آورده و نماز طواف را پيش از طواف حجّ قضاء نمايد.
)مسأله 90): هرگاه زنى بعد از طواف و نمازش احساس كند كه حائض شده و نداند كه اول آمدن خون پيش از طواف و يا پيش از نماز طواف و يا بعد از نماز بوده طواف و نمازش صحيح مى باشد و اگر بداند كه پيش از نماز بوده و وقت تنگ باشد سعى و تقصير نمايد و نماز طواف را تا پس از پاكى به تأخير اندازد عمره اش صحيح است.
)مسأله 91): هرگاه زنى به مكه برسد و بتواند اعمال عمره را بجاى آورد ولى با علم و عمد بجا نياورد و حيض شود و وقت هم تنگ باشد ظاهراً عمره اش فاسد است و احتياط اين است كه عدول به حجّ افراد كند و حجة الاسلام را كه به ذمه اش باشد در سال آينده انجام دهد.
)مسأله 92): طواف مستحبى را مى تواند بدون طهارت انجام داد و طهارت در آن شرط نيست ولى نمازمستحبى بدون طهارت باطل است مثل نماز طواف واجب.