)مسأله 93): كسى كه وضوء يا غسل جبيره انجام دهد ميتواند طواف كند و طوافش صحيح است وهمچنين كسى كه وظيفه اش تيمم باشد طوافش با تيمم صحيح است و ميتواند نماز طواف را خودش بخواند و هم نائب بگيرد.
)مسأله 94): كسى كه اسهال باشد مقتضاى احتياط واجب اين است كه خودش طبق وظيفه خويش تحصيل طهارت كند و طواف نمايد و نائب بگيرد و نماز طواف را هم خودش بخواند و هم نائب بگيرد.
)مسأله 95): زنى كه مستحاضه به استحاضه قليله باشد براى هركدام از طواف و نماز طواف جداگانه وضو بگيرد و اگر استحاضه متوسطه باشد يك غسل مى كند و بارى هر كدام از طواف و نماز طواف وضوء جدا گانه مى گيرد.
اگر استحصاضه اش كثيره باشد بايد براى هركدام از طواف و نمازطواف غسل كند و وضو بگيرد.
3 - طهارت از خبث
)مسأله 96): شرط سوم از شرائط طواف، طهارت از خبث مى باشد يعنى طواف بايد با بدن و لباس طاهر صورت بگيرد و اگر بدن يا لباس نجس باشد بنابر احتياط طواف باطل است.
)مسأله 97): اگر خون كمتر از درهم باشد در نماز بخشوده است ولى بنابر احتياط در طواف بخشوده نيست.
)مسأله 98): خون و خونابه زخم و دمل كه اجتناب از آن سخت باشد و مشقت داشته باشد در طواف چه در بدن باشد يا لباس، مانعى ندارد.
همچنين حمل متنجس در طواف مانعى ندارد و هرچيزى كه در نماز ساتر نيست مثل هميان و كلاه و جوراب نجس در طواف اشكالى ندارد.
)مسأله 99): هرگاه طواف كننده، نجاست لباس يا بدن را نداند و بعد از فراغ از طواف، بداند كه در هنگام طواف بدن يا لباسش نجس بوده طوافش صحيح است، وهمچنين در نماز طواف هرگاه نجاست را پيش از فراغ از نماز نداند، نمازش صحيح است.
)مسأله 100): هرگاه نجاست بدن يا لباس را فراموش كند و طواف نمايد و بعد از طوافش يادش بيايد، طوافش صحيح است، ولى احتياط استحبابى در اعاده طواف است
)مسأله 101): هرگاه نجاست را فراموش كند و بعد از نماز طواف يادش بيايد، بايد نماز طواف را اعاده كند.
)مسأله 102): هرگاه نجاست بدن يا لباس را نمى دانسته و در حين طواف متوجه آن شود و يا اينكه نجاست در حين طواف به لباس يا بدنش برسد، اگر جامه پاك همراه داشته باشد بايد فوراً آن را عوض كند و طواف را به اتمام رساند و اگر جامه پاك همراه نداشته باشد واين اتفاق بعد از اتمام شوط چهارم باشد، طواف را قطع نموده و بعد از ازاله نجاست باقيمانده طواف را انجام دهد، و اگر علم به نجاست يا حدوثش پيش از اتمام شوط چهارم باشد، بايد باز هم طواف را قطع كند ونجاست را ازاله نمايد، و بنابر احتياط يك طواف كامل به قصد تام يا اتمام انجام دهد. به اين معنا كه اگر وظيفه اش طواف كامل باشد اين طواف كامل، و اگر وظيفه اش اتمام طواف سابق باشد، چند شوط اين طواف، متمم آن و بقيه زائد و لغو باشد.
4 - اشتراط طواف به ختان
)مسأله 103): در طواف براى مردان، مختون بودن شرط است بلكه طفل مميز اگر احرام را خودش انجام دهد بايد مختون باشد، و اگر مميز نباشد يا احرامش را ولى انجام د هد اعبتار ختان در او ثابت نيست، اگر چه احوط است.
)مسأله 104): هرگاه محرم ختنه نشده بالغ يا طفل مميز باشد وطواف نمايد طوافش باطل است، و اگر طواف را ختنه شده اعاده نكند، مانند كسى خواهد بود كه طواف را ترك كرده باشد و احكام آينده بر او جارى خواهد شد.
)مسأله 105): هرگاه مكلف ختنه نشده مستطيع شود واجب است اول خود را ختنه كند و بعد به حجّ برود، و اگر جمع بين هردو در يك سال ممكن نباشد، اگر چه از جهت ضيق وقت باشد بايد خود را ختنه كند و حجّ را در سال آينده انجام دهد، و اگر ختنه كردن براى او مشقت يا ضرر كلى داشته باشد بايد حجّ را بجا آورد ولى احتياط اين است كه عمره و حجّ شخصاً طواف نموده و براى طواف نائب هم بگيرد ولى نماز طواف را خودش انجام دهد و احتياط استحبابى اين است كه نماز طواف را نائب نيز بخواند.
5 - اشتراط طواف به ستر عورت
)مسأله 106): در صحت طواف ستر عورت شرط است و ساتر بايد مباح باشد و احتياط اين است كه ساتر داراى تمام شرائط لباس نماز گزار باشد.
واجبات طواف
)مسأله 107)شش چيز در طواف واجب است:
1 - آنكه از محاذى حجر الاسود شروع كند، و احوط و اولى اين است كه تمام بدن خود را به تمام حجر الاسود بگذارند، و براى اين احتياط همين مقدار كفايت مى كند كه قبل از حجر الاسود بايستد و نيت نمايد كه طواف را از جايى كه محاذى واقعى حجر الاسود مى باشد، بجا مى آورم و زياده بر آن مقدمه علميه باشد، به اين معنى كه وقتى از جلوتر شروع كرد علم پيدا مى كند كه اولين جزء طوافش با اولين جزء حجر الاسود محاذى و برابر شده است.
2 - هر شرط و دورى به حجر الاسود ختم شود در شوط آخر احتياطاً قدرى از حجر الاسود بگذرد و زيادى را مقدمه علميه حساب كند.
3 - آنكه كعبه را در جميع احوال طواف طرف چپ خود قراردهد، و ظاهر اين است كه ميزان در قادر دادن كعبه طرف چپ صدق عرفى است و از طواف نمودن پيغمبر اكرم (ص) سواره اين مطلب به خوبى آشكار مى شود.
)مسأله 108): در عصر حاضر كه به جهت كثرت حجاج، در طواف از دحام زياد است حاجى بايد در هنگام طواف از بوسيدن اركان يا خانه كعبه صرف نظر كند زيرا در وقت بوسيدن رو به كعبه مى شود و اگر به همان حالت، مقدارى از طوافش واقع شود طوافش باطل مى شود و بوسيدن مستحب، سبب بطلان طواف مى شود.
)مسأله 109): حاجى در هنگام مسيرى را اختيار كند كه اختيار خود حركت نمايد و اگر با فشار جمعيت اختيار از او سلب شود و رفتنش به اراده خودش نباشد طوافش باطل مى شود.
4 - آنكه حجر اسماعيل را داخل مطاف قرار دهد، به اين معنى كه دور حجر اسماعيل بگردد و داخل حجر نشود.
5 - آنكه طواف كننده از بيرون دور خانه خدا طواف كند نه درون خانه خدا و دور تا دور خانه خدا بطور شيب بنائى كه به آن شاذروان مى گويند طواف كننده نبايد روى آن راه برود و اگر روى آن راه برود طوافش باطل است.
6 - آنكه هفت دور متوالى پى در پى دور خانه خدا بچرخد و كمتر از هفت دور كافى نيست و عمداً هم اگر بيش از هفت دور طواف كند، طوافش باطل است. چنانچه خواهد آمد.
)مسأله 110): مشهور بين فقها اين است كه طواف بايد بين مقام ابراهيم (ع) و خانه خدا باشد يعنى از هر طرف اين مسافت در نظر گرفته شود و مسافت آن بيست و شش و نيم تقدير شده است و نظر به اين اينكه حجر اسماعيل داخل مطاف است و خود بيست ذراع مى باشد پس در طرف آن بيش از شش و نيم ذراع نبايد دور شود.
اشكالى نيست كه عمل به قول مشهور موافق احتياط مى باشد و در حال اختيار مراعات شود ولى اگر ازدحام زياد باشد كه طواف در محدوده مذكور در معرض اين باشد كه حركت و دور زدن اختيارى از انسان سلب شود طواف كردن از خارج محدوده جائز بلكه متعين است
)مساله 111): هرگاه طواف كننده از مطاف بيرون رفته و وارد كعبه شود طوافش باطل و اعاده آن لازم است ولى اگر اين كار بعد از تجاوز نصف طواف باشد بهتر است طولف را تمام كند سپس اعاده نمايد.
)مسأله 112): اگر هنگام طواف روى شاذروان رفت، آن مقدار از طواف كه روى شاذروان بوده باطل است و احتياط اين است كه آن مقدار را كه روى شادروان رفته اعاده كند وطواف را تمام نمايد و بعد اصل طواف را اعاده كند و احتياط اين است كه هنگام طواف دست خود را در طرف شذروان به ديوار كعبه يا اركان آن دراز نمايد.
)مسأله 113): هرگاه طواف كننده به حجر اسماعيل برود شوطى كه رفتن در جر در آن بوده باطل و لازم است اعاده شود و بهتر اين است كه طواف را تمام نموده سپس اعاده كند و بنابر احتياط بالارفتن بر ديوار حجر در حكم رفتن در حجر است، و احوط اين است كه در حال طواف دست بر ديوار حجر نگذارد.
)مسأله 114): هرگاه طواف كننده پيش از تجاوز از نصف طواف، از مطاف بدون عذر خارج شود، اگر موالات عرفيه از او فوت شود طوافش باطل و اعاده اش لازم است، و اگر موالات فوت نشود يا خروج بعد از تجاوز نصف باشد، احتياط اين است كه آن طواف را تمام نموده سپس اعاده كند.
)مسأله 115): اگر در اثناء طواف حدثى از سر زند جائز است بيرون رود و تطهير نموده بر گردد و طواف خود را تمام كند همچنان كه گذشت و همچنين است بيرون رفتن براى تطهير بدن يا لباس.
)مسأله 116): اگر زنى هنگام طواف حيض شود واجب است طواف را قطع نموده فوراً از مسجد خارج شود و حكم او در مسأله "88" گذشت.
)مسأله 117): اگر طواف كننده جهت حدوث مرض مثل در دل و درد سر و مانند آن ناچار از مطاف خارج شود، اگر قبل از اتمام شوط چهارم باشد، طوافش باطل و اعاده لازم است. و اگر بعد از آن بوده احتياط اينست كه براى اتمام آن نائب بگيرد و بعد از زوال عذر، باقيمانده را انجام دهد و اصل طواف را اعاده كند.
)مسأله 118): طواف كننده مى تواند جهت عيادت مريض يا حاجت خصوصى خودش يا برآوردن حاجت برادر مؤمن خود از مطاف بيرون رود، ولى اگر يك يا دو شوط طواف واجب را انجام داده باشد، بعد از برگشتن بايد طواف را اعاده كند، و اگر بيرون رفتنش بعد از شوط سوم باشد احتياط اين است كه يك طواف كامل بقصد اعم از تمام يا اتمام بجا آورد.
)مسأله 119): نشستن هنگام طواف جهت استراحت و رفع خستگى جائز است ولى بايد به اندازه اى نباشد كه موالات عرفيه از بين برود كه در اين صورت طوافش باطل شده بايد از سر بگيرد.
)مسأله 120): اگر مقدارى از طواف را سهواً كم كند، اگر پيش از فوت موالات يادش آمد، و از مطاف بيرون نرفته باشد فرموش شده يك شوط باشد، يك شوط را بجا آورد و طوافش صحيح است.
)مسأله 121): اگر يك شوط را فراموش كند و يادش نيايد، تا اينكه به وطن مراجعه كند و سپس يادش بيايد بايد شخصى را نائب بگيرد كه آنرا به نيابت او انجام دهد، و اگر فراموش شده دو يا سه شوط باشد بايد بر گردد و شخصا انجام دهد و احوط اين است كه بعد از آن طواف را اعاده كند و نماز طواف را نيز احتياطاً بخواند.
)مسأله 122): اگر طواف خود را از روى سهو، بيشتر از هفت شوط بنمايد پس اگر زيادى كمتر از يك شوط باشد، آن را رها كند و نماز طواف را بخواند طوافش صحيح است و اگر زيادى يك شوط يا دو شوط باشد، احتياط اين است كه باقى آن را تا يك طواف كامل شود به قصد قربت مطلقه انجام دهد و چهار ركعت نماز طواف را نيز به قصد قربه مطلقه بخواند.
شك در عدد اشواط
)مسأله 123): هرگاه بعد از اتمام و تجاوز از محل شك كند كه ايا طوافم هفت شوط يا كمتر يا بيشتربوده اعتنا به شك خود ننمايد مثلا اينكه بعد از داخل شدن به نماز طواف شك كند كه هفت شوط گردش نموده يا شش شوط يا هشت شوط به ان اعتنا نكند.
)مساله 124): هرگاه برابر حجرالاسود برسد و شك كند كه همين شوط هفتم بود يا هشتم بنا را بر هفت بگذارد و طوافش صحيح است.
)مساله 125): در غير شك بين 7 و 8 كه بيان شد طواف فريضه شك بردار نيست. پس اگر انسان در عدد شوطها شك كند طوافش باطل است و بايد آن را از اول اعاده كند، ولى در شك بين 7 و 8 پيش از رسيدن به حجر الاسود در شوط اخير مقتضاى احتياط اتمام آن و اعاده اصل طواف است.
)مسأله 126): طواف كننده ميتواند بر رفيق و همراه خود در حفظ شماره شوط اعتماد كند درصورتيكه رفيق او يقين به عدد اشواط داشته باشد مثلاً اگر رفيق مى گويد اين شوط ششم است يك شوط ديگر طواف مى كند و طوافش صحيح است.
)مسأله 127): هرگاه در طواف مستحبى شك كند بنا را بر كمتر بگذارد و طوافش صحيح است.
)مسأله 128): هرگاه طواف عمره تمتّع را عمدا ترك كند چه اينكه علم به وجوب آن داشته يا نداشته باشد و قبل از وقوف عرفات تدارك نتواند، عمره اش باطل مى شود و واجب است حجّ تمتّع را درسال آينده انجام دهد.
)مسأله 129): اگر طواف را عمدا ترك كند عمره اش باطل مى شود و احرامش نيز محكوم به بطلان است ولى احتياط اين است كه عدول به حجّ افراد نمايد و اعمالش را تمام كند.
)مسأله 130): هرگاه طواف حجّ را عمدا ترك كند حجّش باطل مى شود و بايد حجّ را در سال آينده بجا آورد و اگر ترك آن از جهت جهل به حكم باشد يك شتر كفاره هم بدهد.
)مسأله 131): هرگاه از روى فراموشى طواف را ترك كند بعد از آنكه يادش آمد بايد تدارك كند و اگر وقتش گذشته باشد بايد قضا نمايد و حجّش محكوم به صحت مي باشد و احتياط اينست كه بعد از قضا نمودن طواف، سعى را نيز بجا آورد.
)مسأله 132): هر گاه طواف را فراموش كند و بعد از برگشتن به وطن يادش بيايد حجّش صحيح است و بايد كسى را نائب بگيرد تا طوافش را بجا آورد و احوط اين است كه نائب بعد از طواف سعى را نيز به نيابت انجام دهد.