)مسأله 183): طواف نساء در عمره تمتّع واجب نيست وبجا آوردن ان به قصد رجاء اشكال ندارد.
اعمال حجّ (1)احرام
در مسأله دوم اعمال حجّ را به طور اجمالى بيان كرديم كه چهارده چيز بر حاجى واجب است.
)مسأله 184): از واجبات حج، اول احرام بستن است و بهترين وقت ان روز ترويه (هشتم ذى الحجّه) است، اگر چه تأخير آن تا وقتى كه وقوف اختيارى عرفه فوت نشود جائز است.
)مسأله 185): تقدين احرام حجّ تا سه روز جائز است، خصوصا براى مريضان و اشخاص پير كه از ازدحام بترسند، و اين افراد پيش از خروج عموم حجاج، احرام ميبندند و به عرفات مى روند.
)مسأله 186): هرگاه احرام حجّ را از روز ترويه تأخير كند جائز است، ولى نبايد به قدرى تأخير كند كه وقوف اختيارى عرفه را درك نكند.
)مسأله 187): احرام حج، در كيفيت و واجبات و محرمات، مانند احرام عمره است وفرق بين هر دو تنها در نيت مى باشد و بهتراست به اين نحو نيت كند: (( احرام مى بندم از جهت حجّ تمتّع ازفرض حَجَّة الا سلام قربةً الى اللّه لَبَّيْكَ اَللّهُمّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاشريكَ لَكَ لَبَّيْكْ واحوط والى اضافه نمودن اين جمله است : اِنَ الْحَمْدَ وَالنَّعْمَةَ لَكَ، وَالْمُلْكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْك)).
)مسأله 188): مكّه فعلا توسعه يافته و بزرگ شده است و احرام بايد از مكّه قديمه بسته شود، و افضل احرام بستن در مسجدالحرام است و مستحب است در مقام ابراهيم يا حجر اسماعيل دو ركعت نماز بخواند و احرام ببندد.
)مسأله 189): كسى كه احرام حجّ را از روى علم و عمد ترك كند واجب است تداركش نمايد، و اگر پيش از وقوف به عرفات، امكان تدارك پيدا نكند، حجّش فاسد است و لازم در سال بعد، اعاده حجه الاسلام نمايد.
مسأله 190): حاجى وقتى كه احرام حجّ را بست، احتياط اين است كه پيش از رفتن به عرفات، طواف مستحبى نكند، و اگر طواف نمود احوط اين است كه تلبيه را تجديد كند.
(2) وقوف در عرفات
)مسأله 191): واجب دوم از واجبات حجّ تمتّع وقوف (بودن) درعرفات است با قصد قربت، وبهتر است بگويد: (( مى باشم در اين مكان از هنگام زوال تا غروب شرعى از جهت حجّ تمنع از فرض حجه الاسلام قربه الى الله)). ومراد از وقوف، بودن در عرفات است چه ايستاده باشد يا بنشيند يا حركت كند و يا سواره باشد.
)مسأله 192): براى صحراى عرفات، حدودى معين شده كه نام آنها بطن عرنه، ثويه، نمره تا ذى المجاز و از مأزمين تا اخر موقف مى باشد و اين حدود از موقف خارج است و توقف در آنجا كفايت نمى كند، و شناخت آن حدود توسط اهل خبره وساكنين مكه، تحقق پيدا مى كند.
مسأله 193): جبل رحمت در موقف، داخل است ولى وقوف بالاى كوه مكروه ميباشد و مستحب است در دامنه كوه، طرف چپ آن وقوف كند.
)مسأله 194): وقوف در عرفات بايد از روى اختيار باشد، پس اگر در تمام وقت، خواب يا بيهوش يا غافل باشد وقوف تحقق پيدا نكرده است، ولى اگر بعد از زوال قصد وقوف بيمايد و بعد از آن به خواب رود يا بيهوش يا غافل شود، وقوفش صحيح است.
)مسأله 195): مقتضاى احتياط اين است كه شخص مختار از اول شمس، تا غروب شرعى در عرفات باشد، اگر چه تأخير از اول زوال تا مقدار يك ساعت جائز است.
)مسأله 196): اگر حاجى اختياراً تيم ساعت قبل از غروب به عرفات بيايد، حجّش صحسح است ولى از جهت تأخير انداختن وقوف، گناهكار مى باشد.
)مسأله 197): معلوم شد كه وقوف اختيارى در عرفات، از زوال تا مغرب شرعى مى باشد، واگر كسر ازجهت اضطرار يا نسيان يا جهل يا عذر ديگر، نتواند آن را درك كند واجب است بر او وقوف اضطرارى و آن وقوف در عرفات، پاره اى از شب عيد مى باشد و حجّش صحيح است و اگر آنرا عمدا ترك كند، حجّش فاسد است.
)مسأله 198): اگر حاجى وقوف اختيارى و اضطرارى عرفه را جهت عذرى درك نكند ولى وقوف در مشعر الحرام را درك كند، حجّش صحيح است.
)مسأله 199): كوچ كردن از عرفات، پيش از غروب شمس از روى علم وعمد حرام است ولى موجب بطلان حجّ نيست، پس اگر پشيمان شود و برگردد چيزى بر او نيست و اگر بر نگردد، يك شتر كفاره دهد و آن را در منى نحر كند، واگر قدرت نداشته باشد هجده روز روزه بگيرد، و احتياط اين است كه پى در پى باشد
)مسأله 200): هرگاه از جهت نسيان يا جهل به حكم، پيش از غروب عرفات كوچ كند و بعد از آن متوجه شود يا علم به حكم پيدا كند واجب است برگردد، واگر برنگردد بنابر احتياط كفاره بدهد، ولى اگر تا مغرب متوجه نشود ويا علم به حكم پيدا نكند، كفاره بر او نيست.
)مسأله 201): هرگاه هلال نزد قاضى اهل سنت ثابت شود و بر طبق آن حكم كند ودر نزد شيعه ثابت نشود، مبابعت آنها و وقوف با آنها و ترتيب جميع اثار ثبوت هلال بسبت به مناسك حج، واجب است و كفايت از حجه الاسلام مى كند و مخالفت با آنها حتى به عنوان احتياط جائز نيست، و در اين امر فرق بين علم به مخالفت حكم فاضى اهل سنت با واقع و شك به مخالفت نيست و در هر دو صورت حجّ از جهت تقيه صحيح است.
(3) وقوف در مشعر الحرام
)مسأله 202): واجب سوم از واجبات حجّ تمتع، وقوف در مشعرالحرام (مزدلفه) است وحدود آن از مأزمين (دوراه باريك) تاحياض تا وادى محسر مى تاشد و اين حدود، داخل در موقف نيست ولى در هنگام ازدحام و ضيق وقت، بلا رفتن تا مازمين جائزاست.
)مسأله 203): وقوف در مشعر الحرام نيز عبارت است و وقصد قربت در آن معتبر است واحوط اين است كه شب عيد را در مشعرالحرام با قصد قربت به روز برساند.
)مسأله 204): وقوف در مشعر الحرام از طلوع افتاب روز عيد قربان واجب است ولى آنچه ركن است وقوف مختصرى است كه اگر بين طلوعين وقوف نمود و سپس عمداً كوچ كرد حجّش صحيح است گرچه فعل حرامى بجا آورده است.
)مسأله 205): اگر حاجى وقوف بين طلوع فجر تا طلوع افتاب را اصلاً ترك كند، يعنى پيش از طلوع فجر عمدا از مشعر خارج شود، حجّش باطل است و باند در سال آينده حجّ را انجام دهد، ولى زنان و كودكان و مريضان و پيرمردان و شخصى كه از دشمن ميترسد، از اين حكم مستثنى هستند و براى آنها جائز است بعد از دشمن ميترسد، از اين حكم مستثنى هستند و براى آنها جائز است بعد از مقدارى وقوف نمودن در شب عيد، پيش از طلوع فجر به سوى منى كوچ كنند.
)مسأله 206): هرگاه حاجى در شب عيد در مزدلفه (مشعرالحرام) وقوف نمايد و ا
ز جهت ندانستن حكم مسأله پيش از طلوع فجر كوچ كند، ظاهراً حجّش صحيح است و يك گوسفند كفاره بدهد.
)مسأله 207): كسى كه از جهت فراموشى يا جهل يا عذر ديگرى، نتواند وقوف اختيارى بين طلوعين را در مزدلفه (مشعر الحرام) درك كند، واجب است وقوف اضطرارى بنمايد و ان، وقوف مختصرى است بين طلوع شمس و ظهر روز عيد، و اگر عمدا آنرا ترك كند حجّش فاسد است.
)مسأله 208): وقوف در عرفات و مشعر، هر كدام دو كدام دو قسم است (اختيارى و اضطرارى) پس اگر مكلف، اختيارى هر دو را درك كند بدون شبهه، حجّش صحيح است و اگر هيچ يك از وقوف اختيارى و اضطراى عرفات و مشعر را درك نكند، حجّش باطل است و با همان احرام حج، عمره مفرده را انجام دهد و در صورتى كه استطاعتش باقى بماند و يا حجّ از سالهاى قبل برذمه اش مستقر باشد، سال بعد حجّ را بجا اورد.
)مسأله 209): هرگاه مكلف وقوف اختيارى عرفات و اضطرارى مشعر را درك كند، مثلا از ظهر روز نهم تا غروب در عرفات باشد و بين طلوع آفتاب روز عيد و ظهر، مقدارى در مشعر بماند حجّش صحيح است بلا اشكال، و همچنين حجّش صحيح است اگر درك كند وقوف اضطرارى عرفه و اختيارى مشعر و در اين دو صورت همچ شكى در صحت حجّ نيست.
)مسأله 210): هرگاه مكلف، وقوف اضطرارى عرفات و اضطرارى مشعر را درك كند حجّش صحيح است ولى احتياط اين است كه اگر استطاعتش باقى باشد يا حجّ بر ذمه اش از سالهاى قبل مستقر باشد، در سال آينده حجّ را انجام دهد
)مسأله 211): هرگاه مكلف، فقط وقوف اختيارى مشعر را درك كند و وقوف عرفات، حتى وقوف اضطرارى آن را درك نكند، حجّش صحيح است
)مسأله 212): هرگاه مكلف فقط وقوف اضطرارى مشعر را درك كند و وقوف عرفات مطلقا از او فوت شده باشد، بعيد نيست حجّش صحيح باشد ولى احتياط اين است كه بقيه اعمال را به قصد ما فى الذمه بجا آورد و حجّ را در سال آينده انجام دهد و حتى الامكان، اين احتياط ترك نشود.
)مسأله 213): هرگاه مكلف فقط وقوف اختيارى عرفه را درك كند و مشعر را اصلاً درك نكند، مشهور صحت حجّ است ولى اظهر بطلان است، مگر اينكه شب از مشعر عبور كرده باشد و ترك وقوفش در مشعر از جهت جهل به حكم يا موضوع باشد مثلاً اينكه نداند وجوب وقوف در مشعر را يا اينكه وجوب را بداند و نداند كه اينجا مشعر است و در اينجا بايد يك گوسفند كفاره دهد و حجّش صحيح است، و اگر از مشعر عبور نكرده باشد حجّش باطل است و منقلب ميشود به عمره مفرده، و اعمال عمره عمره مفره را انجام دهد.
)مسأله 214): هرگاه مكلف تنها وقوف اضطرارى عرفه را درك كند حجّش باطل است و بايد با همان احرام، عمره مفرده را انجام دهد و ملخص كلام اين است كه صور متصوره درك وقوف نه صورت است:
(1)درك وقوف اختيارى عرفات و مشعر.
(2)درك وقوف اختيارى عرفه واضطرارى مشعر.
(3)درك وقوف اختيارى مشعر و اضطرارى عرفه.
(4)درك تنها وقوف اضطرارى عرفه و مشعر.
(5)درك تنها وقوف اختيارى مشعر.
در اين پنج صورت حجّش بلا اشكال صحيح است.
(6)درك تنها وقوف اضطرارى مشعر، كه در اين صورت نيز بعيد نيست كه حجّش صحيح باشد، اگرچه احتياط در اعاده حجّ در سال آينده است.
(7)درك تنها وقوف اختيارى عرفه با عبور از مشعر در شب عيد، كه اقوى صحت حجّ است.
(8)درك وقوف اختيارى عرفه با عدم عبور از مشعر در شب عيد، كه در اين صورت حجّش باطل است.
(9)درك تنها وقوف اضطرارى عرفه كه در اين صورت نيز بودن شك، حجّش باطل است و بدل به عمره مى شود.
(4) رمى جمره عقبه
)مسأله 215): زمانى كه افتاب روز عيد طلوع كند، حجاج به منى كوچ مى كنند و رمى جمره عقبه انجام مى دهند و آن واجب چهارم از واجبات حجّ مى باشد.
)مسأله 216): رمى جمره عقبه شش شرط دارد:
(1)نيت و قصد قربت، و بهتر است چنين نيت كند:" هفت ريگ به جمزه عقبه مى زنم از جهت حجّ تمتّع از فرض حَجَّةُالاسلام قربةًالله".
(2)عدد ريگها بايد هفت باشد و كمتر از آن كفايت نمى كند و چيزهاى ديگر مثل آهن و شيشه و امثال آن نيز كفايت نمى كند.
(3)زدن ريگ ها يكى پس از ديگرى باشد و زدن دو تا يا بيشتر باهم، كفايت نمى كند.
(4)رسيدن ريگ ها به جمره، پس مجرّد پرتاب كردن كفايت نمى كند اگر اصابت به جمره نكند.
(5)رسيدن به جمره به سبب پرتاب كردن باشد، پس اگر ريگ را به جمره بگذارد كافى نيست ولى اگر ريگ را پرتاب كند و در هوا به ريگى كه بقيع حجاج پرتاب مى كنند، برخورد كند و بعد به جمره اصابت نمايد اشكال ندارد. و اگر ريگ به ديوار پهلوى جمره اصابت كند و يا به انسان ديگرى برخورد نمايد و بعد به جمره برسد كفايتش محل اشكال است و واحتياط واجب آن است كه در عوض آن، ريگ ديگرى پرتاب كند.
(6)آنكه رمى جمره بين طلوع و غروب آفتاب، در روز باشد ولى زنان و پيرمردان و بيماران كه كوچ نمودن از مشعر در شب برايشان جائز است رمى جمره نيز در شب، برايشان جائز است.
)مسأله 217): هر گاه شك كند ريگى را كه پرتاب كرده به جمره رسيده يانه، بايد ريگ ديگرى پرتاب كند تا يقين كند كه هفت ريگ به جمره رسيده است.
)مسأله 218): در اين زمان كه بر ارتفاع جمره افزوده اند، رمى برمقدار زائد، محل اشكال است و مقتضاى احتياط واجب اكتفا نكردن به آن است، و اگر از جهت ازدحام نتواند رمى انجام دهد، نائب بگيرد تا همان جمره سابق را رمى كند و خودش مباشرتاً به مقدار زائد رمى كند.
)مسأله 219): سنگهاى رمى بايد از داخل حرم باشد پس اگر از خارج حرم باشد كفايت نمى كند و مستحب آن است كه از مشعرباشد، و احواط آنست كه بكر باشد، يعنى قبلاً در رمى استعمال نشده باشد.
)مسأله 220): هرگاه كسى از روى ندانستن مسأله يا فراموشى، روز عيد رمى جمره عقبه را ننمايد بايد هر وقت كه يادش بيايد يا مساله را بفهمد يا روز سيزدهم، بايد رمى نمايد و اگر شب، يادش بيايد بايد روز بعد آنرا تدارك كند.
)مسأله 221): هرگاه تا روز سيزدهم ياش نيامد و يا حكم مسأله را ندانست و بعد از آن متوجه شد، احتياط اين است كه رمى را خودش انجام دهد و در سال نيز خودش يا نائبش بجا آورد.