back page Index Page next page

)مسأله 222): هرگاه بعد از خروج از مكه يادش آمد رمى نكرده است لازم نيست برگردد، بلكه در سال بعد خودش يا نائبش، بنابر احتياط آنرا انجام دهد.
)مسأله 223): هرگاه از روى نادانى يا فراموشى، روز عيد رمى نكنند و پس از طواف حج، مسأله را بداند و يادش بيايد و تدارك كند، اعاده طواف بر او لازم نيست ولى احوط است.
)مسأله 224): هرگاه رمى جمره را عمداً ترك كند و طواف حجّ را انجام دهد، ظاهر اين است كه طوافش باطل است و واجب است كه بعد از تدارك رمى، طواف را انجام دهد.
)مسأله 225): مستحب است ريگ هاى جمره، رنگين و نقطه دار و سست باشد و بزرگيش به مقدار يك بند انگشت باشد و نيز مستحب است اينكه رمى كننده، با طهارت و پياده باشد.

(5) ذبح و نحر در منى


)مسأله 226): بعد از رمى جمره عقبه در روز عيد، قربانى كردن واجب است و آن واجب پنجم از اعمال حجّ تمتّع مى باشد و قصد غربت در آن معتبر است و بهتر اين است كه چنين نيّت كند: " قربانى مى كنم اين گوسفند يا گاو يا شتر را از جهت حجّ تمتّع ازفرض حَجَّةُ الاسلام قربةً الى الله".
)مسأله 227): واجب است قربانى را در روز انجام دهد و اگر ترس از دشمن داشته باشد، مى تواند در شب انجام دهد.
)مسأله 228): ذبح يا نحر قربانى واجب است كه در منى باشد، و اگر از جهت تغيير محل قربانى، ذبح و نحر در منى ممكن نباشد، و تأخير انداختن آن تا اواخر ذى الحجّه، موجب عسر و حرج نوعى باشد، مى تواند ذبح و نحر را در خارج منى انجام دهد و اگر تأخير موجب عسر و حرج نباشد، صبر مى كند و طواف و سعى را بعد از ذبح انجام مى دهد، اگر چه بعد از ايام تشريق باشد.
)مسأله 229): دانسته باشد كه وجوب قربانى، بعد از رمى جمره عقبه مى باشد ولى اگر از جهت فراموشى يا جهل، قربانى را پيش ازرمى جمره عقبه انجام دهد، صحيح است و محتاج به اعاده نيست.
)مسأله 230): احتياط واجب آن است كه ذبج يا نحر در روز عيد باشد واز آن تأخير نيندازد، ولى اگر فراموش كند و يا جاهل به حكم باشد و تأخير اندازد، بايد در ايام تشويق انجام دهد و از آن عملاً تاخير نكند( ايام تشويق، يازدهم، دوازدهم ،وسيزدهم مى باشد) واگر عذر ادامه يابد، تا آخر ذيحجّه هر وقست متذكّرشودانجام دهد و اگر عذر ادامه يابد ،تا تا ذيحجه منقضى شود، بايد درذيحجه سال آينده خودش يا نائبش انجام دهد.
)ميأله 231): هر گاه قربانى را فراموش كند و طواف زيارت را انجام دهد و بعد از آن متوجه شود بايد به منى برگردد و قربانى بنمايد و اعاده طواف واجب نيست ولى احوط است، واگر عمداً طواف را بر قربانى تقديم اعاده طواف بعد از قربانى واجب است، زيرامقدم نمودن طواف، بر قربانى جائز نيست.
(مسأله 232): بر هر فرد از حجاج در حجّ تمتّع قربانى واجب است و يك قربانى از دو نفر كفايت نمى كند.
(مسأله 233): قربانى يا شتر، يا گاو ويا گوسفند باشد، و اگر شترباشد بايد پنج سال را تمام نموده داخل در سال ششم باشد، و اگرگاو باشد بايد يكسال را تمام نموده داخل در سال دوم باشد و اگربز باشد نيز بايد در سال دوم داخل شده باشد ولى احتياط در گاو و بز اين است كه دو سال را تكمين نموده، داخل سال سوم شده باشد و اگر گوسفند باشد بايد هشت ماه داشته باشد و كمتر از آن كافى نيست و احتياط اين است كه يكسالش تمام و داخل سال دوم باشد.
(مسأله 234): هر گاه پس از قربانى كردن معلوم شد اينكه قربانى به سن معتبر نبوده بايد قربانى ديگر كه داراى سن معتبر باشد بنمايد.
(مسأله 235): قربانى بايد صحيح و سالم باشد و قربانى، شاخ شكسته و لنگ و گوش بريده و لاغر در نزد عرف و كور و شل و اخته شده، كفايت نمى كند.
(مسأله 236): قربانى اگر موجوء(رگ ماليده) و مرضوض (تخم كوبيده ) و گوش سوراخ يا مشقوق(شق شده) و يا پير كه مغز استخوانش آب شده و يا در اصل خلقت شاخ و يا دم نداشته و يا مريض باشد، كفايت مى كند ولى احوط اين است كه از اين عيبها هم سالم باشد.
(مسأله 237): هر گاه قربانى را به عقيده اينكه سالم است، خريدارى نمايد و قيمتش را بپردازد، بعد معلوم شود عيبى دارد، بعيد نيست كه مجزى باشد ولى احوط عدم اكتفاء به آن است.
)مسأله 238): شرائط و اوصافى كه براى قربانى ذكر شد، اختصاص به حال تمكّن دارد پس اگر واجد شرائط ميسر نشود، هرآنچه ميسر شود كافى است.
)مسأله 239) هر گاه قربانى را به عقيده اينكه چاق است ذبخ نمايد و بعد از آن معلوم شود كه لاغر بوده كافى است و لازم نيست كه قربانى چاق ديگرى تهيه نمايد.
)مسأله 240): هرگاه ذبح يا نحر كند و بعد از آن شك نمايد كه آيا قربانى واجد شرائط بوده، يا نه، اگر احتمال مى دهد كه شايد احراز شرائط را هنگام ذبح نموده باشد كافى است و حكم به صحت قربانى مى شود.
)مسأله 241): هر گاه بعد از قربانى شك كند كه در منى واقع شده يا در خارج منى، پس اگر احتمال مى دهد كه شرطيت منى را احرازكرده است كافى است.
)مسأله 242): هر گاه شك كند كه آيا قربانى كرده است يا نه، پس اگر شك بعد از حلق باشد، بنا را برا اينكه قربانى كرده است بگذرد، و اگر شكش پيش از تراشيدن سر باشد، بايد قربانى بنمايد.
)مسأله 243): هر گاه شك كند كه آيا اين قربانى را كه تهيه نموده چاق است يا لاغر و به اميد اينكه چاق باشد و شايد امتثال امر خدواند شود آنرا ذبح يا نحر نمايد، پس اگر به شك خود باقى باشد كفايت نمى كند و همچنين است اگر كشف شود كه لاغر است، و اگر كشف شود كه چاق بوده كفايت مى كند.
)مسأله 244): هر گاه حيوان سالمى را براى قربانى خريدارى نمايد و بعد از آن مريض شود يا بعضى از اعضايش بشكند و ياعيب ديگرى بر او عارض شود، براى قربانى كافى است و لازم نيست آنرا عوض نمايد و قربانى ديگرى بخرد.
)مسأله 245): هر گاه قربانى خريد و آن قربانى گم شد، بايد قربانى ديگرى عوض آن بخرد، پس اگر اولى پيش از كشتن دومى پيداشود، اولى را بكشد و نسبت به دومى مخيّر است كه بكشد يا نكشد و در حكم ساير اموال او خواهد بود و احتياط استحبابى در ذبح آن است، و اگر اولى بعد از ذبح دومى پيدا شود، احتياط اين است كه اولى را نيز ذبح كند.
)مسأله 246): اگر حاجى نتواند قربانى پيدا كند بايد پولش را نزد امينى بگذارد تا قربانى بخرد و تا آخر ذيحجه، از جانب از ذبح كند و اگر ماه ذيحجه گذشت نبايد قربانى كند مگر در ذيحجه سال آينده، و روزه بدل هدى بر او واجب نيست.
)مسأله 247): كسى كه نه قربانى دارد و نه پولش را، بجاى قربانى بايد ده روز روزه بگيرد، سه روزش را در حجّ يعنى روزهاى هفتم و هشتم و نهم ذيحجه روزه بگيرد و هفت روز ديگر را در وطن بعد از مراجعت روزه بگيرد و احتياط اين است كه پى در پى بگيرد و اما سه روز اول را كه در ايام حجّ مى گيرد، بايد پى در پى باشد.
)مسأله 248): اگر حاجى قدرت به قربانى نداشت و روز هفتم وهشتم و نهم را در مكه روزه گرفت و بعد از اعمال حجّ به وطن برنگشت و در مكه ماند واجب است صر كند تا حجاج به اوطانشان برگردند و آن وقت هفت روز باقى مانده را روزه بگيرد و يا ماه صبر كند و بعد از آن هفت روز، روزه بگيرد.
)مسأله 249): كسى كه وظيفه اش روزه گرفتن است، اگر نتواند روز هفتم را روزه بگيرد، بايد روز هشتم و نهم را روزه بگيرد، و يك روز باقى مانده را بعد از بازگشت از منى روزه بگيرد، و اگر روز هشتم را نيز نتواند روزه بگيرد، هر سه روز را تا برگشت از منى به تأخير بيندازد، و احتياط اين است كه بعد از بازگشت، هرچه زودتر روزه ها را بگيرد و بدون عذر نبايد تأخير كند.
مسأله 250): اگر بعد از بازگشت از منى نتواند روزه بگيرد، اين سه روز را در راه بازگشت به وطن روزه بگيرد در سفر، و اگر در سفرنگرفت بايد بعد از مراجعت به وطن روزه بگيرد ولى بين سه روز و هفت روز، فاصله بيندازد و ده روز را، پى در پى نگيرد.
)مسأله 251): اگر تا اول محرم سه روز را روزه نگرفت، روزه از او ساقط مى شود و بايد در سال آينده قربانى بنمايد.
)مسأله 252): كسى كه نه قربانى دارد و نه پولش را، و سه روز، روزه گرفت و بعد از آن قربانى برايش ميسر شد، بنابر احتياط قربانى بر او واجب است.
)مسأله 253): كسى كه نمى تواند به تنهايى، قربانى تهيه كند ولى مى توند با ديگرى شركت نمايد، احوط اين است كه بين روزه به ترتيبى كه گفته شد و شركت در قربانى، جمع نمايد.
)مسأله 254): در قربانى مباشرت شرط نيست، پس مى شود انسان كسى را وكيل بگيرد كه از جانب او قربانى بنمايد، و اگر شك كند كه وكيل قربانى نموده يا نه؟ بنا بگذارد كه قربانى نكرده، ولى اگر وكيل مورد وثوق باشد و بگويد قربانى كردم، كافى است و اين واجب از او ساقط مى شود و همچنين است حال در كفّاره.
)مسأله 255): نيّت در كفّاره و قربانى بايد از موكّل و منوب عنه تاهنگام ذبح مستمر باشد، و احتياط اين است كه كشنده نيز نيت نيابت از او را بنمايد با قصد تقرب.
)مسأله 256): شرايطى كه در قربانى معتبر است در كفاره معتبر نيست، اگر چه احتياط در مراعات آن است.

مصرف قربانى


)مسأله 257): احتياط اين است كه قربانى را سه قسمت كند، يك قسمت را به فقير مؤمن صدقه دهد و يك قسمت را براى برادر مؤمن هديه كند و قسمت سوم را براى خود قرار دهد و چيزى ازآن بخورد.
)مسأله 258): سهم فقير را لازم نيست به خود فقير بدهد، بلكه اگر به وكيل فقير مؤمن هم بدهد كافى است، و وكيل در آن طبق اجازه موكّل تصرف مى كند چه در بخشيدن يا فروختن و يا اعراض از آن و اگر خود حاجى، وكيل فقير باشد، به وكالت او هر گونه اجازه داده باشد تصرف مى كند.
)مسأله 259): صدقه دادن بايد به مؤمن فقير باشد و چون در منى مؤمن فقير پيدا نمى شود، لهذا بايد حجاج محترم هنگام حركت از وطن، از مؤمن فقير وكيل شوند تا در ثلث قربانى طبق دستور او عمل كنند.
)مسأله 260): تقسيم و جدا نمودن هر قسمت را از ديگرى، درخارج واجب نيست و همينكه يك سوم (ثلث) را به نحو مشاع به وكيل فقير مؤمن بدهد و يك سوم )ثلث) را به نحو مشاع به وكيل فقير مؤمن بدهد و يك سوم (ثلث) را براى برادر مؤمن هديه كند واز يك سوم (ثلث) باقيمانده، چيزى بخورد كافى است.
)مسأله 261): بعد از آنكه برادر مؤمن و مؤمن فقير، قسمت هديه و صدقه را قبول و قبض كنند، هر نحو تصرف در آن حتّى بخشيدن به غير مؤمن و يا اعراض برايشان جائز است.
)مسأله 262): هرگاه قربانى را كشت و بعد از آن كسى به زور ببرد و يا سارق آن راسرقت كند و يا به افت سماوى تلف شود، صاحب قربانى ضامن نيست. ولى اگر خودش به غير مومن صدقه بدهد يا هديه كند، از براى دو ثلث آن ضامن مى باشد بنابر احتياط، و همچنين است اگرعمداً تلف كند.

(6) حلق يا تقصير


)مسأله 263): واجب ششم از واجبات حجّ تمتّع حلق (سرتراشيدن) يا تقصير (گرفتن مقدارى از مو يا ناخن) است، و قصد قربت در آن معتبر است و احتياط اين است كه بعد از رمى جمره وقربانى در روز عيد انجام شود، ولى تقديم آن بر رمى جمره يا قربانى و يا هر دو از جهت نادانى يا فراموشى مجزى است و اعاده لازم نيست.
)مسأله 264): بر زنان تقصير متعيّن است و سر تراشيدن جائزنيست.
)مسأله 265): مردان بين حلق و تقصير، مخيرند كه هر كدام راخواسته باشند اختيار كنند ولى حلق (سر تراشيدن) افضل است.
)مسأله 266): صروره (كسى كه بار اول حجّ مى كند) بنابر احتياط بايد حلق نمايد و كسانى كه موى سر را بافته و يا با صمغ يا عسل چسبانيده يا موى سر را در هم پيچيده و گره زده اند، بايد سر رابتراشند و تقصير برايشان كافى نيست.
)مسأله 267): كسى كه مى خواهد سر بتراشد و مى داند كه سلمانى سر او را زخمى خواهد كرد، بايد اول تقصير كند ومقدارى از موى سر خود را چيده و سپس سر را بتراشد.
)مسأله 268): خنثاى مُشكِل، اگر موى سر خود را نچسبانده يا نبافته باشد، بايد تقصير نمايد و اگر بافته يا چسبانده باشد، بايد هم تقصير و هم حلق نمايد و احتياطاً تقصير را بر حلق، مقدم بدارد.
)مسأله 269): بعد از حلق يا تقصير، آنچه بر محرم حرام شده بود حلال مى شود، بجز زن و بوى خوش و بنابر احتياط شكار.
)مسأله 270): هر گاه از روى فراموشى يا نداستن حكم، پيش ازحلق و تقصير از منى خارج شود، بايد به منى برگردد و در آنجا سرخود را بتراشد يا تقصير نمايد، و اگر بازگشتن به منى دشوار يا غيرممكن باشد در همان جا كه متوجه شده سرش را بتراشد يا تقصير كند و موى خود را در صورت امكان به منى بفرستد.

back page Index Page next page