)مسأله 271): هر گاه از روى فراموشى يا نادانى، حلق و تقصير نكرد و بعد از فراغ از اعمال حج، متوجه شد و آن را تدارك نمود، اعاده طواف احوط است، بلكه احوط اعاده سعى نيز هست، خصوصاً اگر از مكّه خارج نشده باشد.
(7.8.9) طواف حجّ و نماز طواف وسعى
)مسأله 272): هفتم و هشتم و نهم از واجبات حج، طواف و نماز طواف و سعى است، و شرائط و كيفيت اين سه واجب، عين شرائط مى باشد و كيفيت طواف عمده تمتّع و نماز و سعى آن مى باشد.
)مسأله 273): طواف حجّ تمتع، بايد بعد از حلق يا تقصير باشد، واگر با علم وعمد طواف را پيش از حلق يا تقصير انجام دهد، واجب است بعد حلق يا تقصير آنرا اعاده نموده و يك گوسفند كفّاره دهد.
(مسأله 274): مقتضاى احتياط اين است كه طواف را روز دهم يازدهم انجام دهد، اگر چه تأخير آن تا اخر ايام تشويق (13.12.11 ذيحجه) جائز است ولى افضل، روز عيد و بعد از آن روز يازدهم است.
)مسأله 275) پيش انداختن طواف حجّ و نماز و سعى بر وقوفين در حجّ تمتّع جائز نيست، مگر براى پيران و يا زنى كه بيم حيض شدن دارد و يا مريض، كه براى اينها جائز است طواف و نمازش را پيش از وقوفين انجام دهند و سعى را در وقت خودش انجام دهند، و احواط اين است كه سعى را نيز مقدم داشته و در وقت خودش نيز، انجام دهند و اولى و افضل اين است كه در صورت امكان در ايام تشويق، طواف و نمازش را اعاده كنند.
)مسأله 276): كسى كه از مراجعت به مكه بعد ازحلق و تقصير، برجان خود مى ترسد مى تواند از طواف حجّ و نماز و سعى را بر وقوفين، مقدم بدارد و بلكه تقديم طواف نساء نيز اشكال ندارد و بعد از اعمال منى هر جا دلش بخواهد برود.
)مسأله 277): كسى كه داخل شدن در مسجد الحرام برايش جائزنيست مثل زن حائض يا نفساء و نتواند تا پاك شدن، در مكه بماندكه طواف كند برايش جائز است براى طواف و نماز نائب بگيرد وپس از طواف نائب، خودش سعى را انجام دهد.
)مسأله 278): هر گاه در حجّ تمتع، طواف حجّ و نماز و سعى راانجام دهد، بوى خوش برايش حلال مى شود مى شود وازمحرمات احرام، فقط زن و بنابر احتياط شكار باقى مى ماند.
)مسأله 279): هر گاه طواف زيارت و سعى را انجام دهد، عقد نكاح برايش حلال مى شود، ولى مقتضاى احتياط، اجتناب از مطلق استمناع به زن مى باشد واما جماع به حرمت باقى است تا اينكه طواف نساء را انجام دهد.
)مسأله 280): براى كسانى تكه تقدم طواف و سعى بروقوفين، برايشان جائز است و آنها را انجام دهند،بوى خوش(طيب)برايشان حلال نمى شود تا اينكه مناسك منى را انجام دهند و وقتى كه رمى و رنج و حلق يا تقصير را انجام دهند،بوى خوش (طيب) برايشان حلال مى شود.
(10 . 11) طواف نساء و نماز آن
)مسأله 281): واجب دهم و يازدهم از واجبات حج، طواف نساءو نماز آن است و اين دو اگر چه واجب است ولى از اجزا و مناسك حجّ نيست، به قسمتى كه اگر ترك شود، حجّ باطل نمى شود ولى زن به حرمت باقى مى ماند و با قطع نظر از حرمت زن، طواف نساء فى نفسه واجب، و تركش جائز نيست و بر پيرمردى كه اصلاً ميل به زن ندارد نيز واجب است، و همچنين بر پيرزن و خنثى.
)مسأله 282): گفته شد كه طواف نساء همچنانكه بر مردان واجب است بر زنان نيز واجب است و اختصاص به مردان ندارد و اگر زن آن را ترك كند، بر علاوه اينكه ترك واجب نموده مرد نيز بر اوحرام است.
)مسأله 283): كسى كه به نيابت ديگرى حجّ را انجام مى دهد، طواف نساء را نيز از طرف منوب عنه و به نيابت او انجام مى دهد، ولى اگر آن را ترك كند بر علاوه اينكه عمل نيابى را كامل انجام نداده ترك واجب كرده، زن نيز بر نائب حرام است.
)مسأله 284): طواف نساء و نمازش در شرائط و كيفيت، عيناً مثل طواف حجّ و نماز آن است.
)مسأله 285): كسى كه به جهت مرض يا پيرى نمى تواند طواف نساء را بجا آورد، از ديگرى كمك بگيرد و آنرا انجام دهد، اگر چه بر دوش انسان يا پشت حيوانى سوار شود، و اگر به اين نحو هم نتواند، بايد ديگرى را نائب بگيرد و اين حكم در نماز طواف نيزجارى است.
)مسأله 286): كسى كه عمداً با دانستن حكم يا ندانستن يا فراموشى، طواف نساء را انجام ندهد، زن به حرمت خود باقى مى ماند تا اينكه آنرا انجام دهد و اگر انجام دادن آن برايش غيرممكن يا دشوار باشد مى تواند نائب بگيرد و وقتى كه نائب آنراانجام دهد، زن بر منوب عنه حلال مى شود، و اگر پيش از آنكه طواف نساء را خودش يا نائبش انجام دهد بميرد، احتياط اين است كه از تركه اش قضاء آن انجام داده شود.
)مسأله 287): تقديم طواف نساء بر سعى جائز نيست، و كسى كه عمداً آنرا بر سعى مقدم دارد، واجب است بعد از سعى آنرا اعاده كند، و بنابر احتياط اعاده واجب است، حتى اگر آنرا از روى نادانى يا فراموشى بر سعى مقدم دارد.
)مسأله 288): كسى كه از روى عذر طواف نساء را بر و قوفين، مقدم دارد تا وقتيس كه مناسك منى را انجام نداده، زن بر او حلال نمى شود.
)مسأله 289): هر گاه زن حائض شود و قافله تا پاك شدن او منتظرنماند، بنابر احتياط مى تواند براى طواف نساء و نمازش نائب بگيرد و با قافله حركت كند.
)مسأله 290): هرگاه زن در حال طواف، بعد از تجاوز نصف آن حائض شود، بايد آنرا ترك كند و مى تواند با قافله خارج شود واحتياط اين است كه براى بقيه طواف و نماز آن نائب بگيرد.
)مسأله 291): فراموشى نماز طواف نساء، مثل فراموشى نمازطواف حجّ مى باشد، پس اگر در مكّه يادش آمد به مسجدالحرام برمى گردد و آنرا بجا مى آورد، و اگر از مكه خارج شده باشد وبرگشتن موجب عسر و حرج نباشد، بر مى گردد و آنرا انجام مى دهد و اگر برگشتن غير ممكن يا دشوار باشد، هر جا كه يادش آمد آنرا انجام مى دهد.
)مسأله 292): در حجّ تمتّع، هر گاه طواف نساء و نماز آنرا بجا آورد، زن بر او حلال مى شود، و اگر زن بجا آورد مرد بر او حلال مى شود ولى بنابر احتياط حرمت شكار از جهت احرام تا ظهر روزسيزدهم بر حاجى باقى مى ماند، و اما شكار در حرم و كندن درخت و گياه حرم اختصاص به محرم ندارد بلكه براى شخص مُحِلْ نيز حرام است.
(12) بيتوته در منى
)مسأله 293): واجب دوازدهم از واجبات حج، بودن در منى است با قصد قربت در شب يازدهم و دوازدهم، پس اگر حاجى روز دهم از جهت طواف زيارت و سعى به مكه برود بايد شب به منى برگردد و در آنجا بماند، و اگر روز يازدهم به مكه برود نيز، واجب است برگردد و شب دوازدهم را در منى بماند، و كسى كه در حال احرام از صيد اجتناب نكرده باشد، شب سيزدهم نيزواجب است در منى باشد و همچنين است بنابر احتياط، كسى كه در حال احرام با زن نزديكى كرده باشد، پس او نيز شب سيزدهم درمنى بيتوته مى كند و براى غير اينها جائز است روز دوازدهم، بعد از زوال از منى كوچ كند ولى اگر تا شب كوچ نكند، واجب است كه شب سيزدهم نيز در منى بماند.
)مسأله 294): هر گاه آماده براى خروج از منى شود و از جاى خود حركت كند، ولى از جهت ازدحام نتواند قبل از مغرب از منى خارج شود، پس اگر ماندن برايش در منى ممكن باشد، واجب است شب بماند و اگر ممكن نيست يا ماندن در آنجا دشوار باشد، جائز است كه كوچ كند و احتياطاً يك گوسفند كفّاره بدهد.
)مسأله 295): كسى كه بودن شب در منى بر او واجب است، بودن روز در منى، بيش از مقدار زمان رمى جمره ها، بر او واجب نيست و بعد از رمى جمره ها مى تواند هر جا بخواهد برود.
)مسأله 296): شب ماندن در منى از اول شب تا آخر آن واجب نيست، بلكه واجب بودن در منى از اول شب تا بعد از نصف شب و يا قبل از نصف شب تا طلوع فجر مى باشد، ولى كسى كه از اول شب تا بعد از نصف آن، در منى مى ماند و بعد از نصف شب از آنجا خارج مى شود، سزاوار است كه پيش از طلوع فجر وارد مكه نشود.
)مسأله 297): بيتوته (شب ماندن) در منى بر چند طائفه واجب نيست:
(1) اشخاص معذور مثل مريض و پرستار و كسى كه بر جان و مال خود در منى بترسد.
(2) كسى كه در مكّه تمام شب مشغول عبادت باشد و به جز حاجات ضرورى مثل خوردن، آشاميدن، تطهير كردن و امثال آنها، كار ديگرى نداشته باشد.
(3) كسى كه طواف كعبه معظمه را نموده و در عبادت باقى مانده و سپس از مكه بيرون رفته و از عقبه مدينين گذشته باشد، چنين شخصى مى تواند در راه بيتوته نمايد و لازم نيست خود را به منى برساند.
)مسأله 298): براى سه طائفه فوق الذكر، تأخير در رجوع به منى، به مقدارى كه رمى، جمره هاى سه گانه در روز يازدهم و دوازدهم فوت نشود، جائز است.
)مسأله 299): كسى كه بيتوته در منى را در شب يازدهم يا دوازدهم عمداً ترك كند، واجب است كه يك گوسفند كفّاره دهد واگر در هر دو شب ترك كند، دو گوسفند كفاره بدهد و مقتضاى احتياط، كفاره دادن است و در صورتى كه ترك بيتوته از جهت جهل به وجوب آن يا نسيان وجوب باشد، و همچنين احتياط دركفّاره دادن معذور است، و اما بر كسى كه در شب مشغول عبادت در مكه بوده يا اينكه طواف و سعى را در مكه انجام داده باشد و به سوى منى خارج شده و از جهت راه بندان، پيش از طلوع صبح به منى نرسيده، در صورتى كه از عقبه مدينين گذشته باشد، كفّاره نيست.
)مسأله 300): هرگاه در روز دوازدهم از منى كوچ كند ولى بعد ازمغرب، در شب سيزدهم به جهت كارى به منى بر گردد، واجب نيست كه در منى بيتوته كند بلكه مى تواند از منى برود.
(13) رمى جهرات
)مسأله 301): واجب سيزدهم از واجبات حج، رمى جمره هاى سه گانه در روزهاى يازدهم و دوازدهم مى باشد، و هر گاه شب سيزدهم در منى بماند، رمى جمره ها در روز سيزدهم نيز بنابراحتياط واجب خواهد بود.
)مسأله 302): رمى جمره ها در حال اختيار، واجب مباشرى مى باشد، پس در صورت قدرت و نبودن حرج و مشقت، نائب گرفتن جائز است.
)مسأله 303): ترتيب بين رمى جمره هاى سه گانه واجب است، پس بايد اول جمره اولى، پس از آن وسطى و سپس عقبه را رمى كند، پس اگر به خلاف اين ترتيب رمى كند واجب است به طوريكه ترتيب حاصل شود رمى كند، هر چند مخالفت از روى نادانى يا فراموشى باشد، ولى اگر جمره سابق چهار ريگ و فراموش نمود و پس از آن جمره بعدى را هفت ريگ زد واجب نيست رمى جمره را از اول اعاده كند، بلكه اگر سه ريگ ديگر به جمله سابق بزند، كافى است.
)مسأله 304): شرايطى كه در رمى جمره عقبه در روز عيد، ذكرشد در رمى جمره هاى سه گانه در روز يازدهم و دوازدهم نيزمعتبر است. رجوع شود به مسئله 216
)مسأله 305): رمى جمره ها بايد در روز باشد، پس كسانى كه درروز رمى نمى تواند، مانند چوپان و غلام و بدهكارى كه مى ترسد گرفتار شود، و هر كسى كه بر جان و مال و ناموس خود بترسد، مى تواند در شب آن روز رمى كند، و همچنين است پيرمرد و زن و بچه كه بر جان خود از اذهام مى ترسند.
)مسأله 306): هرگاه رمى روز يازدهم را فراموش كند، واجب است روز دوازدهم آن را نمايد و هر گاه رمى روز دوازدهم را فراموش كند واجب است قضاى آن را در روز سيزدهم به جا آورد، و احتياط اين است كه بين اداء همان روز و قضاء روز قبل فاصله بيندازد. پس اول قضاى روز قبل را طرف صبح انجام دهد و اداء آن روز را هنگام زوال .
)مسأله 307): هر گاه رمى را در منى فراموش كند، پس از كوچ به مكه، يادش بيايد واجب است به منى برگشته و رمى نمايد. و هر گاه فراموش شده، رمى دو يا سه روز باشد، احتياط اين است كه بين رمى يك روز و روز ديگر مقدار يك ساعت فاصله بياندازد و هرگاه بعد از خارج شدن از مكه يادش بيايد رجوع به او واجب نيست، بلكه بايد فضاى آن را بنابر احتياط در سال آينده خودش يا نائبش انجام دهد.
)مسأله 308): مريضى كه اميد ندارد تا مغرب حالش خوب شود، بايد براى رمى جمرات نائب بگيرد و اگر اتفاقا پيش ازغروب آفتاب بهبودى پيدا كند و حالش خوب شود، احتياطاً خودش رمى جمرات را انجام دهد.
)مسأله 309): حجّ به ترك رمى حجرات باطل نمى شود، اگر چه عمداً آن را ترك كند و بنابر احتياط در سال بعد خودش يا نائبش آنرا قضاء كند.
احكام مصدود
)مسأله 310): مصدود كسى است كه بعد از احرام بستن براى حجّ يا عمره، از انجام اعمال آن منع شود.
)مسأله 311): كسى كه احرام عمره را بسته و از اتمام آن منع شده، در همان مكان منع، قربانى كند و از احرام خارج مى شود، واحتياط اين است كه حلق يا تفصير را نيز در همان مكان انجام دهد.
)مسأله 312): مصدود و ممنوع از حج، اگر ممنوع از وقوفين بالخصوص وقوف در مشعر باشد، وظيفه اش قربانى در محل صد (جلوگيرى) و بيرون آمدن از احرام است و احتياط اينست كه علاوه بر قربانى، حلق يا تقصير نيز نمايد.