back page Index Page next page

(مسأله 79): اگر بر فرش پاكى كه روى زمين نجس است باران ببارد، و بر آن زمين نجس جارى شود. فرش نجس نمى شود و زمين هم پاك مى گردد.

5 ـ آب چاه

(مسأله 80): آب چاهى كه از زمين مى جوشد، اگر چه كمتر از كُر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى كه بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است. ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها، مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده از آب آن بكشند.
(مسأله 81): اگر نجاستى در چاه بريزد و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير دهد، چنانچه تغيير آب چاه از بين برود پاك مى شود و بهتر اينست كه با آبى كه از چاه مى جوشد مخلوط گردد.
(مسأله 82): اگر آب باران در گودالى جمع شود و كمتر از كُر باشد، پس از بريدن باران برسيدن نجاست به آن نجس مى شود.

6ـ آبى كه از زمين مى جوشد

(مسأله 83): آبى كه از زمين مى جوشد و جريان ندارد در حكم آب جارى است يعنى به ملاقات نجاست نجس نمى شود مگر اينكه رنگ يا بو يا مزه آن تغيير كند و اگر تغييرش خود بخود و بدون اتصال به كُر و جارى زائل شود پاك مى شود چنانچه در مسأله (67) گذشت.

احكام آبها

(مسأله 84): آب مضاف كه معنى آن در مسأله (51) گفته شد، چيزى نجس را پاك نمى كند و وضو و غسل هم با آن باطل است.
(مسأله 85): آب مضاف هر قدر زياد باشد، اگر ذره اى نجاست به آن برسد نجس مى شود ولى چنانچه با فشار روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به چيز نجس رسيده نجس است و مقدارى كه نرسيده است پاك مى باشد، مثلاً اگر گلاب را از گلاب دان روى دست نجس بريزند آنچه به دست رسيده
نجس و آنچه به دست نرسيده پاك است.
(مسأله 86): اگر آب مضاف نجس طورى با آب كُر يا جارى مخلوط شود، كه ديگر آب مضاف به آن نگويند پاك مى شود.
(مسأله 87): آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست كه بحدّ مضاف شدن رسيده يا نه، مثل آب مطلق است، يعنى چيز نجس را پاك مى كند، و وضو و غسل هم با آن صحيح است. و آبى كه مضاف بوده و معلوم نيست مطلق شده يا نه مثل مضاف است، يعنى چيز نجس را پاك نمى كند، و وضو و غسل هم با آن باطل است.
(مسأله 88): آبى كه معلوم نيست مطلق است يا مضاف، و معلوم نيست كه قبلاً مطلق يا مضاف بوده نجاست را پاك نمى كند، و وضو و غسل هم با آن باطل است. و چنانچه نجاستى به آن برسد نجس نمى شود اگر به اندازه كُر يا بيشتر باشد.
(مسأله 89): آبى كه عين نجاست مثل خون و بول به آن برسد و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير دهد، اگر چه كُر يا جارى باشد نجس مى شود ولى اگر بو يا رنگ يا مزه آب، بواسطه نجاستى كه بيرون آن است عوض شود، مثلاً مردارى كه پهلوى آبست بوى آن را تغيير دهد نجس نمى شود.
(مسأله 90): آبى كه عين نجاست مثل خون و بول در آن ريخته و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير داده، چنانچه به كُر يا جارى متصل شود، يا باران بر آن ببارد يا باد، باران را در آن بريزد، يا آب باران از ناودان هنگام باريدن در آن جارى شود در تمام اين صور چنانچه تغيير آن از بين برود پاك مى شود ولى
بنا بر احتياط مستحب بايد آب باران يا كُر يا جارى با آن مخلوط گردد.
(مسأله 91): اگر چيز نجسى را در كُر يا جارى تطهير نمايند در شستنى كه با آن پاك مى گردد آبى كه بعد از بيرون آوردن از آن مى ريزد پاك است.
(مسأله 92): آبى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه پاك است، و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه نجس است.
(مسأله 93): نيم خورده سگ و خوك و كافر غير كتابى نجس و خوردن آن حرام است. و اما كتابى، مثل يهود و نصارى اقوى طهارت آن است و احوط اجتناب است و نيم خورده حيوانات حرام گوشت پاك، و
خوردن آن مكروه است ولى نيم خورده مؤمن و گربه مكروه نيست.

احكام تخلّى

(مسأله 94): واجب است انسان وقت تخلّى و مواقع ديگر، عورت خود را از كسانى كه مكلّفند، اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند و همچنين از ديوانه و بچه هاى مميز كه خوب و بد را مى فهمند بپوشاند، ولى زن و شوهر و كسانى كه در حكم آنها هستند مثل كنيز و مالكش كه مرد باشد لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند.
(مسأله 95): لازم نيست با چيز مخصوصى عورت خود را بپوشاند و اگر مثلاً با دست هم آن را بپوشاند كافيست.
(مسأله 96): موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو بقبله و پشت به قبله نباشد.
(مسأله 97): اگر موقع تخلّى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت خود را از قبله بگرداند كفايت نمى كند، و اگر جلو بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آنست كه عورت را رو به قبله ننمايد.
(مسأله 98): احتياط مستحب آن است كه طرف جلو بدن در موقع استبراء كه احكام آن بعداً گفته مى شود، و موقع تطهير مخرج بول و غائط رو بقبله و پشت بقبله نباشد.
(مسأله 99): اگر براى آنكه نامحرم او را نبيند، مجبور شود، رو بقبله يا پشت بقبله بنشيند، احوط پشت به قبله است و نبايد رو به قبله بنشيند، و نيز اگر از راه ديگر ناچار باشد كه رو بقبله يا پشت به قبله بنشيند احوط پشت به قبله است.
(مسأله 100): احتياط واجب آنست كه بچه را در وقت تخلّى رو بقبله يا پشت به قبله ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشيند، جلوگيرى از آن واجب نيست.
(مسأله 101): در چهار جا تخلّى حرام است:
"اول": در كوچه هاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند.
"دوم": در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است.
"سوم": در جائى كه براى عده مخصوصى وقف شده است مثل بعضى از مدرسه ها.
"چهارم": روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى احترامى به آنان باشد و همچنين هر جايى كه تخلّى موجب هتك حرمت يكى از مقدسات دين يا مذهب شود.
(مسأله 102): در سه صورت مخرج غائط فقط با آب، پاك مى شود:
"اول": آنكه با غائط نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد.
"دوم": آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد.
"سوم": آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد و در غير اين سه صورت مى توان مخرج را با آب شست و يا بدستورى كه بعداً گفته مى شود با پارچه و سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.
(مسأله 103): مخرج بول با غير آب پاك نمى شود، و در كُر و جارى اگر بعد از برطرف شدن بول يكمرتبه بشويند كافيست، ولى با آب قليل بنا بر احتياط واجب بايد دو مرتبه شست و بهتر آنست كه سه مرتبه شسته شود.
(مسأله 104): اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند. ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد و اگر دفعه اول طورى شسته كه ذره اى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست.
(مسأله 105): با سنگ و كلوخ و پارچه ومانند اينها اگر خشك و پاك باشند مى شود مخرج غائط را تطهير كرد، چنانچه رطوبت كمى داشته باشد كه بمخرج نرسد اشكال ندارد.
(مسأله 106): احتياط واجب آنست كه سنگ و كلوخ يا پارچه اى كه غائط را با آن برطرف مى كنند سه قطعه باشد، و اگر با سه قطعه برطرف نشود، بايد بقدرى اضافه نمايد تا مخرج كاملاً پاكيزه شود، ولى باقى ماندن ذره هاى كوچكى كه ديده نمى شود اشكال ندارد.
(مسأله 107): پاك كردن مخرج غائط با چيزهاى كه احترام آنها لازم است مانند كاغذى كه اسم خدا و پيغمبران و امامان بر آن نوشته شده حرام است و پاك شدن مخرج با استخوان و سرگين محل اشكال است.
(مسأله 108): اگر شك كند كه مخرج (بول) يا (غائط) را تطهير كرده يا نه، لازم است تطهير نمايد اگر چه عادتاً هميشه بعد از بول يا غائط فوراً تطهير مى كرده.
(مسأله 109): اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، در صورتى كه احتمال بدهد كه پيش از شروع بنماز ملتفت حالش بوده نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعدى بايد تطهير كند.

استـبراء

(مسأله 110): استبراء عملى مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مى دهند، براى آنكه يقين كنند بول در مجرى نمانده است، و آن داراى اقساميست و بهترين آنها اينست كه بعد از قطع شدن بول، اگر مخرج غائط نجس شده، اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد انگشت شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه گاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
(مسأله 111): آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن با زن از انسان خارج مى شود و به آن (مذى) مى گويند پاك است و نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مى آيد و به آن (وذى) گفته مى شود، و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مى آيد و به آن (ودى) مى گويند اگر بول به آن نرسيده باشد پاك است. و چنانچه انسان بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود و شك كند. كه بول است يا يكى از اين سه آب پاك مى باشد.
(مسأله 112): اگر انسان شك كند كه استبراء كرده يا نه، و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك است يا نه، نجس مى باشد، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى شود ولى اگر شك كند استبرائى كه كرده درست بوده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك است يا نه پاك مى باشد و وضو را هم باطل نمى كند.
(مسأله 113): كسى كه استبراء نكرده اگر بواسطه آنكه مدتى از بول كردن او گذشته يقين كند كه بول در مجرى او نمانده است و رطوبتى ببيند و شك كند كه پاك است يا نه، آن رطوبت پاك مى باشد و وضو را هم باطل نمى كند.
(مسأله 114): اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگيرد چنانچه بعد از وضو رطوبتى ببيند كه بداند يا بول است يا منى، واجب است احتياطاً غسل كند و وضو هم بگيرد ولى اگر وضو نگرفته باشد فقط گرفتن وضو كافيست.
(مسأله 115): براى زن استبراء از بول نيست و اگر رطوبتى ببيند و شك كند كه بول است يا نه پاك مى باشد، و وضو و غسل او را هم باطل نمى كند.

مستحبّات و مكروهات تخلّى

(مسأله 116): مستحب است در موقع تخلّى جاى بنشيند كه كسى او را نبيند و موقع وارد شدن بجاى تخلى اول پاى چپ، و موقع بيرون آمدن، اول پاى راست را بگذارد، و همچنين مستحب است كه در حال تخلّى سر را بپوشاند و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد.
(مسأله 117): نشستن روبروى خورشيد و ماه در موقع تخلى مكروه است ولى اگر عورت خود را بوسيله اى بپوشاند مكروه نيست و نيز در موقع تخلى نشستن روبروى با دو در جاده و خيابان و كوچه و در خانه و زير درختى كه ميوه مى دهد و چيز خوردن و توقف زياد و تطهير كردن با دست راست مكروه مى باشد، و همچنين است حرف زدن در حال تخلى ولى اگر ناچار باشد يا ذكر خدا بگويد اشكال ندارد.
(مسأله 118): ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصاً آب ايستاده مكروه است.
(مسأله 119): خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است، و اگر براى بدن ضرر كلى داشته باشد حرام است.
(مسأله 120): مستحب است انسان پيش از وضوء نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.

نجـاسات

(مسأله 121): نجاسات (11) چيز است: "اول" بول، "دوم" غائط، "سوم" "منى"، "چهارم" مردار، "پنجم" خون، "ششم و هفتم" سگ و خوك، "هشتم" كافر، "نهم" شراب، "دهم" فقاع، "يازدهم" عرق شتر نجاستخوار.

1ـ 2ـ بول و غائط

(مسأله 122): بول و غائط انسان و هر حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده دارد يعنى اگر رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مى كند، نجس است. و بول و غائط حيوان حرام گوشتى كه خون آن جستن نمى كند مثل ماهى حرام گوشت و همچنين فضله حيوانات كوچك مثل پشه و مگس كه گوشت ندارد پاك است.
(مسأله 123): بول و فضله پرندگان حرام گوشت پاك و بهتر اجتناب از آنها است.
(مسأله 124): بول و غائط حيوان نجاستخوار نجس است و همچنين است بول و غائط گوسفندى كه شير خوك خورده به تفصيلى كه خواهد آمد يا حيوانى كه انسان با آن نزديكى نموده است.

3ـ منى

(مسأله 125): منى انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است.

4 ـ مردار

(مسأله 126): مردار انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است چه خودش مرده باشد يا بغير دستورى كه در شرع معين شده آن را كشته باشند و ماهى چون خون جهنده ندارد اگر چه در آب بميرد پاك است.
(مسأله 127): چيزهائى از مردار مثل پشم و مو و كرك و استخوان و دندان كه روح ندارد پاك است.
(مسأله 128): اگر از بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد در حالى كه زنده است گوشت يا چيز ديگرى را كه روح دارد جدا كنند نجس است.

back page Index Page next page