back page Index Page next page

(مسأله 129): اگر پوستهاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن را كه روح حلول نكرده باشد بكنند پاك است.
(مسأله 130): تخم مرغ كه از شكم مرغ مرده بيرون مى آيد، اگر پوست روى آن سفت شده باشد پاك است ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.
(مسأله 131): اگر بره و بزغاله پيش از آنكه علفخوار شوند بميرند، پنيرمايه اى كه در شيردادن آنها مى باشد پاك است. ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.
(مسأله 132): دواجات روان و عطر و روغن و واكس و صابون كه از خارجه مى آورند اگر انسان يقين به نجاست آنها نداشته باشد پاك است.
(مسأله 133): گوشت و پيه و چرمى، كه احتمال آن برود كه از حيوانى است كه بدستورى شرع كشته شده پاك است، ولى اگر از دست كافر گرفته شود يا اين كه دست مسلمانى باشد كه از كافر گرفته و رسيدگى نكرده كه از حيوانيست كه بدستور شرع كشته شده يا نه خوردن آن گوشت و پيه حرام است، و نماز در آن چرم جائز نيست و نجس است. و اما آنچه از بازار مسلمانها يا از مسلمانى گرفته شود و معلوم نباشد كه از كافر گرفته شده يا اينكه احتمال آن برود كه تحقيق كرده اگر چه از كافر گرفته باشند نماز خواندن در آن چرم و خوردن آن گوشت و پيه نيز جائز است.

5 ـ خون

(مسأله 134): خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد يعنى: حيوانى كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى كند نجس است پس خون حيوانى كه مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد پاك مى باشد.
(مسأله 135): اگر حيوان حلال گوشت را بدستورى كه در شرع معين شده بكشند و خون آن بمقدار معمول بيرون آيد خونى كه در بدنش مى ماند پاك است ولى اگر بعلت نفس كشيدن يا بواسطه اينكه سر حيوان در جاى بلند بوده خون ببدن حيوان برگردد، آن خون نجس است.
(مسأله 136): بنا بر احتياط واجب از تخم مرغى كه ذره اى خون در آن است بايد اجتناب كرد، اگر بداند با زرده ملاقات كرده است و اگر احتمال بدهد اينكه غلاف نازك دارد و با زرده ملاقات نكرده زرده پاك است ولى اگر خون مثلاً در زرده باشد تا پوست نازك روى آن پاره نشده زرده و سفيده
پاك مى باشد.
(مسأله 137): خونى كه گاهى موقع دوشيدن شير ديده مى شود نجس است و شير را نجس مى كند.
(مسأله 138): اگر خونى كه از لاى دندانها مى آيد، بواسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين برود اجتناب از آب دهان لازم نيست.
(مسأله 139): خونى كه بواسطه كوبيده شدن، زير ناخن يا زير پوست مى ميرد اگر طورى شود كه ديگر به آن خون نگويند پاك و اگر به آن خون بگويند نجس است، و در اين صورت چنانچه ناخن يا پوست سوراخ شود اگر بيرون آوردن خون و تطهير، محل جهت وضو يا غسل مشقت زياد دارد بايد تيمم نمايد. و بنا بر احتياط وضو هم بگيرد، بنحوى كه وقت وضو گرفتن آب وضو نجس نشود.
(مسأله 140): اگر انسان نداند كه خون زير پوست مرده يا گوشت بواسطه كوبيده شدن به آن حالت درآمده پاك است.
(مسأله 141): اگر موقع جوشيدن غذا ذره اى خون در آن بيفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس مى شود. و جوشيدن و حرارت و آتش پاك كننده نيست.
(مسأله 142): زردابه اى كه در حال بهبودى زخم در اطراف آن پيدا مى شود اگر معلوم نباشد كه با خون مخلوط است پاك مى باشد.

6 و 7ـ سگ و خوك

(مسأله 143): سگ و خوكى كه در خشكى زندگى مى كنند حتى مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبتهاى آنها نجس است ولى سگ و خوك دريائى پاك است.

8 ـ كافر

(مسأله 144): كافر يعنى كسى كه منكر خدا يا معاد است يا براى خدا شريك قرار مى دهد، و همچنين غلاة يعنى آنهايى كه يكى از ائمه ((عليهم السلام)) را خدا خوانده يا بگويند خدا در او حلول كرده است و خوارج و نواصب يعنى آنهائى كه به ائمه ((عليهم السلام)) اظهار دشمنى مى نمايند نجسند و همچنين است. كسى كه نبوت يا يكى از ضرورى دين يعنى چيزى را كه مثل نماز و روزه مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند چنانچه بداند آن چيز ضرورى دين است منكر شود. و اما اهل كتاب (يعنى يهود و نصارى) كه پيغمبرى حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله ((صلى الله عليه وآله)) را قبول ندارند نيز بنا بر مشهور نجس مى باشند و اين قول موافق احتياط است.
(مسأله 145): تمام بدن كافر حتى مو، ناخن و رطوبتهاى او نجس است.
(مسأله 146): اگر پدر و مادر و جدّ و جدّه بچه نابالغ كافر باشند آن بچه هم نجس است. مگر در صورتى كه ممّيز و مظهر اسلام باشد، و اگر يكى از اينها مسلمان باشد بچه پاك است.
(مسأله 147): كسى كه معلوم نيست مسلمان است يا نه، پاك مى باشد، ولى احكام ديگر مسلمانان را ندارد مثلاً نمى تواند زن مسلمان بگيرد و بايد در قبرستان مسلمانان دفن نشود.
(مسأله 148): شخصى كه به يكى از دوازده امام ((عليهم السلام)) از روى دشمنى و يا غير دشمنى دشنام دهد نجس است.

9ـ شراب

(مسأله 149): شراب و نبيذى كه مسكر است نجس است، و بنا بر احتياط واجب هر چيزى كه انسان را مست مى كند، چنانچه به خودى خود روان باشد نيز نجس است، و اگر مثل بنك و حشيش (چرس) روان نباشد پاك است. اگر چه چيزى در آن بريزند كه روان شود. ولى خوردن آن جايز نيست.
(مسأله 150): الكل صنعتى كه براى رنگ كردن در و پنجره و ميز و صندلى و مانند اينها بكار مى برند تمام اقسامش پاك مى باشد. مگر اينكه مست كننده باشد كه در اين صورت نجس است.
(مسأله 151): اگر انگور و آب انگور بخودى خود يا بواسطه پختن جوش بيايد، پاك، ولى خوردن آن حرام است.
(مسأله 152): خرما و مويز و كشمش و آب آنها اگر چه جوش بيايند پاك و خوردن آنها حلال است.

10ـ فقاع

(مسأله 153): فقاع كه از جو گرفته مى شود و به آن آب جو مى گويند نجس است و غير فقاع مانند آبى كه بدستور طبيب از جو مى گيرند و به آن ماء الشعير مى گويند پاك مى باشد.
(مسأله 154): عرق جنب از حرام پاك است و بنا بر احتياط واجب نماز با آن نخوانند، و نزديكى با زن در حال حيض حكم جنابت از حرام را دارد.
(مسأله 155): اگر انسان در اوقاتى كه نزديكى با زن حرام است مثلاً در روز ماه رمضان، با زن خود نزديكى كند عرق او حكم عرق جنب از حرام را ندارد.
(مسأله 156): اگر جنب از حرام عوض غسل تيمّم نمايد و بعد از تيمّم عرق كند، حكم آن عرق حكم عرق قبل از تيمّم است.
(مسأله 157): اگر كسى از حرام جنب شود، و بعد با حلال خود نزديكى كند، احتياط واجب آنست كه در نماز از عرق خود اجتناب نمايد، و چنانچه اول با حلال خود نزديكى كند و بعد مرتكب حرام شود عرق او حكم عرق جنب از حرام را ندارد.

11ـ عرق شتر نجاستخوار

(مسأله 158): عرق شتر نجاست خوار و هر حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده بنا بر احتياط واجب نجس است.

راه ثابت شدن نجاست

(مسأله 159): نجاست هر چيزى از سه راه ثابت مى شود:
"اول": آنكه خود انسان يقين كند كه آن چيز نجس است، و اگر گمان داشته باشد چيزى نجس است لازم نيست از آن اجتناب نمايد، بنا بر اين غذا خوردن در قهوه خانه ها و مهمانخانه هائى كه مردمان لاابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى كنند در آنها غذا مى خورند، اگر انسان يقين نداشته باشد، غذائى را كه براى او آورده نجس است اشكال ندارد.
"دوم": آنكه كسى كه چيز در اختيار او است بگويد آن چيز نجس است، مثلاً همسر يا نوكر يا كلفت انسان نسبت به ظرف يا چيز ديگرى كه در اختيار او است بگويد نجس مى باشد.
"سوم": آنكه دو مرد عادل بگويند چيزى نجس است، و نيز اگر يك نفر عادل بلكه، شخص موثق ـ اگر چه عادل هم نباشد ـ بگويد چيزى نجس است، بايد از آن چيز اجتناب كرد.
(مسأله 160): اگر بواسطه ندانستن مسئله نجس بودن و پاك بودن چيز را نداند، مثلاً نداند، فضله موش پاك است يا نه، بايد مسئله را بپرسد، ولى اگر با اينكه مسئله را مى داند، در چيزى كه شك كند كه پاك است يا نه مثلاً شك كند آن چيز خون است يا نه، يا نداند كه خون پشه است يا خون انسان، پاك مى باشد، و وارسى كردن يا پرسيدن لازم نيست.
(مسأله 161): چيز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه، نجس است، و چيزى پاك را اگر شك كند نجس شده يا نه، پاك است. و اگر هم بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمد لازم نيست وارسى كند.
(مسأله 162): اگر بداند يكى از دو ظرف يا دو لباسى كه از هر دوى آنها استفاده مى كند نجس شده و نداند كدام است، بايد از هر دو اجتناب كند. ولى اگر مثلاً نمى داند لباس خودش نجس شده يا لباس كه از تصرف او خارج بوده و مال ديگرى مى باشد لازم نيست از لباس خود اجتناب نمايد.

چيز پاك چگونه نجس مى شود

(مسأله 163): اگر چيز پاك به چيز نجس برسد و هر دو يا يكى از آنها بطورى تر باشد كه ترى يكى بديگرى برسد، چيز پاك نيز نجس مى شود، و همچنين اگر به چيز سومى با همان رطوبت برسد نجسش مى كند، و مشهور فرموده اند كه متنجس بطور مطلق منجّس است، ولى اين حكم در غير واسطه اول محل اشكال است، اگر چه بنا بر احتياط واجب اجتناب از او لازم است (مثال) در صورتى كه دست راست به بول متنجس شود، آنگاه آن دست با رطوبت با دست چپ ملاقات كند اين ملاقات موجب نجاست دست چپ خواهد بود. و اگر دست چپ بعد از خشكيدن با آب قليل ملاقات كند آب نيز نجس مى شود، ولى اگر با چيز ديگرى با رطوبت ملاقات كند نجاست آن چيز محلّ اشكال است، و احتياط واجب در اجتناب از آن است و اگر ترى بقدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد چيزى كه پاك بوده نجس نمى شود اگر چه بعين نجس برسد.
(مسأله 164): اگر چيز پاكى به چيز نجس برسد، و انسان شك كند كه هر دو يا يكى از آنهاتر بوده يا نه آن چيز پاك نجس نمى شود.
(مسأله 165): دو چيزى كه انسان نمى داند كدام پاك و كدام نجس است اگر چيز پاكى با رطوبت بعداً بيكى از آنها برسد نجس نمى شود مگر در مورد كه حالت سابقه هر دو نجاست باشد.
(مسأله 166): زمين و پارچه و مانند اينها اگر رطوبت داشته باشد، هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى شود، و جاهاى ديگر آن پاك است و همچنين است خيار و خربزه و مانند اينها.
(مسأله 167): هر گاه شيره، و روغن و مانند اينها طورى باشد كه اگر مقدارى از آن را بردارند جاى آن خالى نمى ماند، همين كه يك نقطه از آن نجس شد، تمام آن نجس مى شود، ولى اگر طورى باشد كه جاى آن در موقع برداشتن خالى بماند، اگر چه بعد پر شود، فقط جائى كه نجاست به آن رسيده نجس مى باشد پس اگر فضله موش در آن بيفتد جائى كه فضله افتاده نجس و بقيه پاك است.
(مسأله 168): اگر مگس يا حيوانى مانند آن روى چيز نجسى كه تر است بنشيند، و بعد روى چيز پاكى كه آن هم تر است بنشيند، چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حيوان بوده، چيز پاك نجس مى شود و اگر نداند پاك است.
(مسأله 169): اگر جائى از بدن كه عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا بجاى ديگر برود، هر جا كه عرق به آن برسد نجس مى شود، و اگر عرق بجاى ديگر نرود جاهاى ديگر بدن پاك است.
(مسأله 170): اخلاطى كه از بينى يا گلو مى آيد اگر خون داشته باشد جائى كه خون دارد نجس و بقيه آن پاك است پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد مقدارى را كه انسان يقين دارد جاى نجس اخلاط به آن رسيده نجس است و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسيده يا نه پاك مى باشد.
(مسأله 171): اگر آفتابه اى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند چنانچه از جريان بيفتد و آب زير آن جمع گردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود، آب آفتابه نجس مى شود، ولى اگر آب آفتابه جريان داشته باشد نجس نمى شود.
(مسأله 172): اگر چيزى داخل بدن شود و به نجاست برسد، در صورتى كه بعد از بيرون آمدن آلوده بنجاست نباشد پاك است پس اگر اسباب اماله يا آب آن در مخرج غائط وارد شود، يا سوزن و چاقو و مانند اينها در بدن فرو رود بعد از بيرون آمدن بنجاست آلوده نباشد نجس نيست و همچنين است آب دهان و بينى اگر در داخل بخون برسد و بعد از بيرون آمدن بخون آلوده نباشد.

احكام نجاسات

(مسأله 173): نجس كردن خط و ورق قرآن در صورتى كه مستلزم هتك باشد بى اشكال حرام است، و اگر نجس شود بايد فوراً آن را آب بكشند. بلكه بنا بر احتياط واجب در غير فرض هتك نيز نجس كردن آن حرام و آب كشيدن واجب است.
(مسأله 174): اگر جلد قرآن نجس شود در صورتى كه بى احترامى بقرآن باشد بايد آن را آب بكشند.
(مسأله 175): گذاشتن قرآن روى عين نجس مانند خون و مردار، اگر چه آن عين نجس خشك باشد حكم نجس كردن آن را دارد.
(مسأله 176): نوشتن قرآن با مركب نجس اگر چه يك حرف آن باشد حكم نجس كردن آن را دارد و اگر نوشته شود بايد آن را آب بكشند، يا به واسطه تراشيدن و مانند آن كارى كنند كه از بين برود.

back page Index Page next page