back page Index Page next page

(مسأله 177): در صورتى كه دادن قرآن به كافر مستلزم هتك باشد، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است.
(مسأله 178): اگر ورق قرآن يا چيزى كه احترام آن لازم است، مثل كاغذى كه اسم خدا يا پيغمبر يا امام بر آن نوشته شده، در مستراح بيفتد، بيرون آوردن و آب كشيدن آن اگر چه خرج داشته باشد واجب است. و اگر بيرون آوردن آن ممكن نباشد، بايد به آن مستراح نروند تا يقين كنند آن ورق پوسيده است، و نيز اگر تربت در مستراح بيفتد و بيرون آوردن آن ممكن نباشد، بايد تا وقتى كه يقين نكرده اند، كه بكلّى از بين رفته به آن مستراح نروند.
(مسأله 179): خوردن و آشاميدن چيز متنجس حرام است، و همچنين است خوراندن آن بديگرى، و در خوراندن آن بطفل يا ديوانه احوط اجتناب است و اگر خود طفل يا ديوانه غذاى نجس را بخورد يا با دست نجس غذا را نجس كند و بخورد بى اشكال لازم نيست از او جلوگيرى كنند.
(مسأله 180): فروختن و عاريه دادن چيز نجسى كه مى شود آن را آب كشيد، اگر نجس بودن آن را بطرف بگويند اگر چه از قسم خوراكى باشد اشكال ندارد.
(مسأله 181): اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى خورد احوط اعلام كردن است و اگر با لباس نجس نماز مى خواند، لازم نيست باو بگويد.
(مسأله 182): اگر جائى از خانه يا فرش كسى نجس باشد، و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه وارد خانه او مى شوند با رطوبت بجاى نجس رسيده است، و در معرض اين باشد كه نجاست بمأكول و مشروب سرايت كند، بايد بآنان بگويد.
(مسأله 183): اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، بايد به ميهمانها بگويد، اما اگر يكى از ميهمانها بفهمد، احوط اين است كه بديگران خبر دهد. ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه ممكن است بواسط نجس بودن آنان خود او هم نجس شود، بايد به آنان بگويد.
(مسأله 184): اگر چيزى را كه عاريه كرده نجس شود، چنانچه صاحبش آن چيز را در كارى كه شرط ان پاكى است استعمال مى كند، مانند ظروفى كه در خوردن و آشاميدن استعمال مى شود واجب است نجس شدن آن را باو بگويد، و اما مثل لباس، نجس شدن او را لازم نيست بگويد، اگر چه بداند صاحبش با او نماز مى خواند، زيرا كه پاك بودن لباس در نماز شرط واقعى نيست.
(مسأله 185): اگر بچه بگويد چيزى نجس است، يا چيزى را آب كشيده نبايد حرف او را قبول كرد، ولى بچه اى كه تكليفش نزديك است اگر بگويد چيزى را آب كشيدم، در صورتى كه آن چيز در تصرف او باشد يا آن بچه مورد اطمينان باشد حرف او قبول مى شود، و همچنين اگر بگويد چيزى نجس است.

مطهرات

(مسأله 186): سيزده چيز نجاست را پاك مى كند، و آنها را مطهّرات گويند:
"اول" آب "دوم" زمين "سوم" آفتاب "چهارم" استحاله "پنجم" انقلاب "ششم" انتقال "هفتم" اسلام "هشتم" تبعيت "نهم" برطرف شدن عين نجاست "دهم" استبراء حيوان نجاستخوار "يازدهم" غائب شدن مسلمان "دوازدهم" خارج شدن خون متعارف از ذبيحه "سيزدهم" سنگ و كهنه استنجاء.

1ـ آب

(مسأله 187): آب با چهار شرط چيز نجس را پاك مى كند:
"اول": آنكه مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد چيز نجس را پاك نمى كند.
"دوم": آنكه پاك باشد.
"سوم": آنكه وقتى چيز نجس را مى شويند آب مضاف نشود، و در شستنى كه بعد از آن، شستن ديگر لازم نيست، بايد بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد، و در غير آن شستن، تغيير ضرر ندارد. مثلاً چيزى را بآب كُر يا قليل بشويند، و دو دفعه شستن در او لازم باشد، در دفعه اول اگر چه تغيير كند، و در دفعه دوم بآبى تطيهر كند كه تغيير نكند پاك مى شود.
"چهارم" آن كه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد، و پاك شدن چيز نجس به آب قليل يعنى آب كمتر از كُر شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعداً گفته مى شود.
(مسأله 188): ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، و در كر و جارى يك مرتبه كافى است، ولى ظرفى را كه سگ از آن آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد اول با خاك با ريختن مقدارى آب پاك خاك مالى كرد، و بنا بر احتياط، خاك بايد پاك باشد سپس آب بريزند، كه خاك، او زائل شود و بعد يك مرتبه در كُر يا جارى يا دو مرتبه با آب قليل شست. و همچنين ظرفى را كه سگ ليسيده بنا بر احتياط واجب بايد پيش از شستن خاك مالى كرد و اگر آب دهان سگ در ظرفى بريزد احتياط مستحب خاك مالى است.
(مسأله 189): اگر دهانه ظرفى كه سگ دهن زده، تنگ باشد، بايد خاك را در آن بريزند و مقدارى آب ريخته با شدت حركت دهند تا خاك به همه آن ظرف برسد و بعد بترتيب كه ذكر شد بشويند.
(مسأله 190): ظرفى را كه خوك بليسد يا از آن چيز روانى بخورد يا اينكه در او موش صحرائى مرده باشد، با آب قليل يا كُر يا جارى بايد هفت مرتبه شست و لازم نيست آن را خاك مالى كنند.
(مسأله 191): ظرفى را كه بشراب نجس شده، بايد سه مرتبه بشويند. و فرقى بين آب قليل و كُر و جارى نيست.
(مسأله 192): كوزه اى كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب كر يا جارى بگذارند، بهر جائى آن كه آب برسد پاك مى شود، و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود، بايد بقدرى در آب كُر يا جارى بماند كه آب بتمام آن فرو رود، و اگر ظرف رطوبتى داشته باشد كه از رسيدن آب بباطن آن مانع باشد بايد خشكش نمايند، و بعداً در آب كر يا جارى بگذارند.
(مسأله 193): ظرف نجس را با آب قليل دو قسم مى شود آب كشيد: يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خالى كنند ديگر آنكه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه بجاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.
(مسأله 194): اگر ظرف بزرگى مثل پاتيل و خمره نجس شود، چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كنند و خالى كنند پاك مى شود، و همچنين است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بريزند، بطورى كه تمام اطراف آن را بگيرد و در هر دفعه آبى كه ته آن جمع مى شود بيرون آورند و واجب است كه در مرتبه دوم و سوم ظرفى را كه با آن آبها را بيرون مى آورند آب بكشند.
(مسأله 195): اگر مس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند، ظاهرش پاك مى شود.
(مسأله 196): تنورى كه به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بريزند، بطورى كه تمام اطراف آن را بگيرد پاك مى شود. و در غير بول اگر با برطرف شدن نجاست يك مرتبه بدستورى كه گفته شد آب در آن بريزند كافى است. و بهتر است كه گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند و بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند.
(مسأله 197): اگر چيز نجس را يك مرتبه در آب كُر يا جارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى شود.
(مسأله 198): اگر بخواهند چيزى را كه ببول نجس شده با آب قليل آب بكشند، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر كه آب روى آن
بريزند پاك مى شود، ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد. (غساله آبيست كه معمولاً در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى شود، خود به خود يا بواسطه فشار مى ريزد.)
(مسأله 199): اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود ولى احتياط مستحب آنست كه يك مرتبه ديگر هم آب روى آن بريزند. و در لباس و فرش و مانند اينها فشار لازم نيست.
(مسأله 200): اگر چيزى به غير بول نجس شود، چنانچه با برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود پاك مى گردد ولى لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله بيرون آيد.
(مسأله 201): اگر حصير نجس را كه با نخ بافته شده بخواهند آب بكشند، بايد بهر قسم كه ممكن است اگر چه به لگد كردن باشد فشار دهند تا غساله آن جدا شود. و اگر در كُر و جارى فرو برند كه آب به تمام اجزاء آن برسد پاك مى شود و فشار لازم نيست.
(مسأله 202): اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود، بفرو بردن در كر و جارى پاك مى گردد. و اگر باطن آنها نجس شود تطهير آنها مثل تطهير كوزه نجس است كه در مسئله (192) گذشت.
(مسأله 203): اگر انسان شك كند كه آب نجس بباطن صابون رسيده يا نه، باطن آن پاك است.
(مسأله 204): اگر ظاهر برنج و گوشت يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد چنانچه آن را در كاسه و مانند آن بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى شود، و آن ظرف هم پاك مى گردد. ولى اگر بخواهند لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بكشند، بايد در هر مرتبه اى كه آب روى آن مى ريزند آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند، تا غساله كه در آن جمع شده بيرون بريزد.
(مسأله 205): لباس نجسى را كه به نيل و مانند آن رنگ شده اگر در آب كُر يا جارى فرو برند، يا با آب قليل بشويند، چنانچه موقع فشار دادن آب مضاف از آن بيرون نيايد پاك مى شود.
(مسأله 206): اگر لباسى را در كُر يا جارى آب بكشند، و بعد مثلاً لجن آب در آن ببيند، چنانچه احتمال ندهند كه جلوگيرى از رسيدن آب كرده آن لباس پاك است.
(مسأله 207): اگر بعد از آب كشيدن لباس و مانند آن خورده گل يا اشنان در آن ديده شود پاك است. ولى اگر آب نجس به باطن گل يا اشنان رسيده باشد ظاهر گل و اشنان پاك و باطن آنها نجس است.
(مسأله 208): هر چيز نجس، تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمى شود. ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد، پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند پاك مى باشد، اما چنانچه بواسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره هاى نجاست، در آن چيز مانده نجس است.
(مسأله 209): اگر نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك مى شود، و بيرون آمدن و دو مرتبه در آب رفتن لازم نيست.
(مسأله 210): غذاى نجس كه لاى دندآنهامانده، اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد پاك مى شود.
(مسأله 211): اگر موى سر و صورت را با آب قليل آب بكشند، لازم نيست فشار دهند كه غساله آن جدا شود. ولى در صورتى كه مو متراكم و زياد باشد بايد فشار دهد تا غساله جدا شود.
(مسأله 212): اگر جاى از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند، اطراف آن جا كه متصل به آن است و معمولاً موقع آب كشيدن آب به آنها سرايت مى كند، با پاك شدن جاى نجس پاك مى شود، به اين معنى كه آب كشيدن اطراف مستقلاً لازم نيست. بلكه اطراف و محل نجس به آب كشيدن با هم پاك مى شوند، و همچنين است اگر چيز پاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هر دو آب بريزند. پس اگر براى آب كشيدن يك انگشت نجس، روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاك شدن انگشت نجس، تمام انگشتها پاك مى شود.
(مسأله 213): گوشت و دنبه اى كه نجس شده، مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى شود. و همچنين است اگر بدن يا لباس، چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند.
(مسأله 214): اگر ظرف يا بدن نجس باشد، بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى از رسيدن آب به آنها كند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را اب بكشند، بايد چربى را برطرف كنند تا آب به آنها برسد.
(مسأله 215): آب شيرى كه متصل به كُر است حكم كُر را دارد.
(مسأله 216): اگر چيزى را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن برطرف كرده يا نه، بايد دوباره آن را آب بكشد و يقين كند كه عين نجاست برطرف شده است.
(مسأله 217): زمينى كه آب در او فرو مى رود مثل زمينى كه روى آن شن يا ريگ باشد، اگر نجس شود با آب قليل نيز پاك مى شود.
(مسأله 218): زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى رود، اگر نجس شود با آب قليل پاك مى گردد، ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود.
(مسأله 219): اگر ظاهر نمك سنگ و مانند آن نجس شود، با آب كمتر از كُر هم پاك مى شود.
(مسأله 220): اگر شكر نجس آب شده را قند بسازد و در آب كر يا جارى بگذارند پاك نمى شود.

2ـ زمين

(مسأله 221): زمين با سه شرط كف پا و ته كفش را كه به راه رفتن نجس شده پاك مى كند:
"اول" آنكه زمين پاك باشد.
"دوم" آنكه خشك باشد.
"سوم" آنكه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد، بواسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود. و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش و مانند اينها باشد، و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفش نجس پاك نمى شود.

back page Index Page next page