"سوم" آنكه آب وضو و فضائى كه در آن وضو مى گيرد مباح باشد.
(مسأله 311): وضو با آب غصبى و يا آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه، حرام و باطل است و نيز اگر آب وضو از صورت و دستها در جاى غصبى بريزد، چنانچه در غير آنجا نتواند وضو بگيرد، تكليف او تيمم است. و اگر در غير آنجا بتواند وضو بگيرد، لازم است كه در غير آنجا وضو بگيرد ولى چنانچه در هر دو صورت معصيت كرده و همانجا وضو بگيرد بنا به وجهى وضويش صحيح است ولى مقتضاى احتياط، بطلان آن وضو است.
(مسأله 312): وضو گرفتن از حوض مدرسه اى كه انسان نمى داند آن حوض را براى همه مردم وقف كرده اند، يا براى محصلين همان مدرسه، در صورتى كه معمولاً مردم از آن حوض وضو مى گيرند اشكال ندارد.
(مسأله 313): كسى كه نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند، اگر نداند حوض آن را براى همه مردم وقف كرده اند، يا براى كسانى كه در آنجا نماز مى خوانند، نمى توانند از حوض آن مسجد وضو بگيرد. ولى اگر معمولاً، كسانى هم كه نمى خواهند در آنجا نماز بخوانند از آن حوض وضو مى گيرند، مى تواند از آن وضو بگيرد، مگر اينكه بداند كسانى كه وضو مى گيرند اشخاص لاابالى و بى باك مى باشند.
(مسأله 314): وضو گرفتن از حوض تيمچه ها يعنى كاروانسراى كوچك و مسافرخانه ها و مانند اينها، براى كسانى كه ساكن آنجاها نيستند، در صورتى صحيح است كه معمولاً كسانى هم كه ساكن آنجاها نيستند از آنها وضو بگيرند و نداند كه اشخاص لاابالى است و الاّ صحت وضو محل اشكال است.
(مسأله 315): وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ اگر چه انسان نداند كه صاحب آنها راضى است اشكال ندارد ولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى كند، يا اينكه انسان بداند كه مالك راضى نيست، وضو باطل است، و امّا اگر مالك صغير يا مجنون باشد يا اينكه آن نهرها در تصرف غاصب باشد در آن دو صورت وضو گرفتن با آب آنها به قولى محل اشكال است، ولى بعيد نيست سيره متشرعه بر تصرّفات اندك از قبيل خوردن و وضو گرفتن جارى باشد، بنا بر اين وضو از آنها صحيح است، و اما نهرهاى كه در دهات و مانند دهات، سيره مردم بر استفاده از آنها جارى است، وضو گرفتن و سائر استفاده ها از آنها اشكال ندارد جزماً، اگر چه مالك آنها صغير يا مجنون باشد و نيز مالك آنها حق منع استفاده مردم را ندارد.
(مسأله 316): اگر فراموش كند آب غصبى است و با آن وضو بگيرد، صحيح است، ولى كسى كه خودش آب را غصب كرده، اگر غصبى بودن آن را فراموش كند و وضو بگيرد، وضوى او باطل است.
"چهارم" آنكه ظرف آب وضو، مباح باشد.
"پنجم" آنكه ظرف آب وضو، بنا بر احتياط واجب، طلا و نقره نباشد. و تفصيل اين دو شرط در مسأله بعدى ذكر مى شود.
(مسأله 317): اگر آب وضو در ظرف غصبى يا طلا و نقره است و غير از آن، آب ديگرى ندارد، در صورتى كه بتواند به وجه مشروعى آن آب را در ظرف ديگر خالى نمايد، لازمست خالى كرده و بعداً وضو بگيرد، و چنانچه ميسور نباشد، بايد تيمم كند، و اگر آب ديگرى دارد، لازم است با آن وضو بگيرد. و در هر دو صورت اگر معصيت كرده و با دست و مانند آن آب را بر اعضاء وضو بريزد وضويش صحيح است و اگر وضوى ارتماسى بگيرد بر علاوه معصيت وضويش هم باطل است.
(مسأله 318): حوضى كه مثلاً يك آجر يا يك سنگ آن غصبى است، در صورتى كه برداشتن آب در عرف، تصرّف در آن آجر يا سنگ، نباشد اشكالى ندارد. و در صورتى كه تصرّف باشد برداشتن آب حرام، ولى وضو صحيح است.
(مسأله 319): اگر در صحن يكى از امامان يا امامزادگان، كه سابقاً قبرستان بوده حوض يا نهرى بسازند، چنانچه انسان نداند، كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر، اشكال ندارد.
"ششم" آنكه اعضاء وضو موقع شستن و مسح كردن، پاك باشد.
(مسأله 320): اگر پيش از تمام شدن وضو جائى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود وضو صحيح است.
(مسأله 321): اگر غير از اعضاء وضو، جائى از بدن نجس باشد وضو صحيح است ولى اگر مخرج را از بول يا غائط، تطهير نكرده باشد، احتياط مستحب آن است كه اول آن را تطهير كند و بعد وضو بگيرد.
(مسأله 322): اگر يكى از اعضاء وضو نجس باشد و بعد از وضو، شك كند كه پيش از وضو آنجا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو، ملتفت پاك بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضو باطل است، و اگر مى داند ملتفت بوده، يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه، وضو صحيح است و در هر صورت جائى را كه نجس بوده، بايد آب بكشد.
(مسأله 323): اگر در صورت يا دستها، بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد بعد از شستن اجزاء صحيحه آن عضو، با رعايت ترتيب، موضع زخم يا بريدگى را در آب كُر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد، كه خون بند بيايد و انگشت خود را روى زخم يا بريدگى، در زير آب از بالا به پائين بكشد، تا آب بر آن جارى شود وضو صحيح است.
"هفتم" آنكه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.
(مسأله 324): هر گاه وقت بقدرى تنگ است، كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا مقدارى از آن، بعد از وقت خوانده مى شود، بايد تيمم كند. ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت، لازم است، بايد وضو بگيرد.
(مسأله 325): كسى كه در تنگى وقت نماز، بايد تيمم كند، اگر به قصد قربت يا براى كار مستحبى، مثل خواندن قرآن وضو بگيرد صحيح است، و اگر با علم و عمد فقط براى خواندن آن نماز وضو بگيرد، باطل است.
"هشتم" آنكه به قصد قربت، يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد، و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى، وضو بگيرد، باطل است.
(مسأله 326): لازم نيست نيّت وضو را به زبان بگويد، يا از قلب خود بگذراند بلكه اگر تمام افعال وضو، بداعى امر خدا بجا آورده شود كفايت مى كند.
"نهم" آنكه وضو را به ترتيبى كه گفته شد، بجا آورد، يعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و بايد بنا بر احتياط واجب پاى چپ را بعد از پاى راست مسح كند، و اگر به اين ترتيب وضو نگيرد باطل است.
"دهم" آنكه كارهاى وضو را پشت سر هم، انجام دهد.
(مسأله 327): اگر بين كارهاى وضو، به قدرى فاصله شود، كه وقتى مى خواهد جائى را بشويد يا مسح كند، رطوبت جاهاى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جائى كه جلوتر از محلى است كه مى خواهد بشويد يا مسح كند، خشك شده باشد، مثلاً موقعى كه مى خواهد دست چپ را بشويد، رطوبت دست راست خشك شده باشد، و صورت تر باشد وضويش صحيح است.
(مسأله 328): اگر كارهاى وضو را پشت سر هم به جا آورد، ولى بواسطه گرماى هوا، يا حرارت زياد بدن، و مانند اينها رطوبت جاهاى پيشين خشك شود، وضوى او صحيح است.
(مسأله 329): راه رفتن در بين وضو، اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را، مسح كند وضوى او صحيح است.
"يازدهم" آنكه شستن صورت و دستها، و مسح سر و پاها را، خود انسان انجام دهد، و اگر ديگرى او را وضو دهد يا در رساندن آب، به صورت و دستها و مسح سر و پاها، به او كمك نمايد، وضو باطل است.
(مسأله 330): كسى كه نمى تواند وضو بگيرد، بايد نائب بگيرد، كه او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتى كه بتواند و مضر به حالش نباشد، بايد بدهد ولى بايد خود او نيت وضو كند، و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى تواند بايد نائبش دست او را بگيرد، و به جاى مسح او بكشد، و اگر
اين هم ممكن نيست بايد نائب از دست او رطوبت بگيرد، و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح كند.
(مسأله 331): هر كدام از كارهاى وضو را كه مى تواند به تنهائى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
"دوازدهم" آنكه استعمال آب براى او، مانعى نداشته باشد.
(مسأله 332): كسى كه مى ترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود، يا اگر آب را به مصرف وضو برساند، تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد، ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد، وضو بگيرد اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته ولى ضرر بحدى كه شرعاً حرام است، نبوده باشد، وضوى او صحيح است.
(مسأله 333): اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدارى كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد بايد با همان مقدار، وضو بگيرد.
"سيزدهم" آنكه در اعضاء وضو، مانعى از رسيدن آب نباشد.
(مسأله 334): اگر مى داند چيزى به اعضاء وضو چسبيده، ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى كند يا نه؟ بايد آن را برطرف كند يا آب را بزير آن، برساند.
(مسأله 335): اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد، ولى اگر ناخن را بگيرد، بايد براى وضو، آن چرك را برطرف كند و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است، برطرف نمايد.
(مسأله 336): اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها، بواسطه سوختن يا چيز ديگر، برآمدگى پيدا شود شستن و مسح روى آن كافيست، و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب بزير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را بزير قسمتى كه كنده نشده، برساند ولى چنانچه پوستى كه كنده شده، گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود بايد آن را قطع كند يا آب را بزير آن، برساند.
(مسأله 337): اگر انسان شك كند، كه به اعضاى وضوى او، چيزى چسبيده يا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، مثل آنكه بعد از گل كارى شك كند، گل بدست او چسبيده يا نه، بايد وارسى كند، يا به قدرى دست بمالد، كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده، برطرف شده، يا آب بزير آن رسيده است.
(مسأله 338): اگر جائى را كه بايد شست يا مسح كرد، چرك باشد ولى چرك آن، مانع از رسيدن آب به بدن نباشد، اشكال ندارد، و همچنين است اگر بعد از گچ كارى و مانند آن، چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمى نمايد، بر دست بماند ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب ببدن مى رسد يا نه، بايد آنها را، برطرف كند.
(مسأله 339): اگر پيش از وضو بداند، كه در بعضى از اعضاء وضو مانعى از رسيدن آب هست، و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آنجا رسانده يا نه؟ چنانچه احتمال بدهد كه در حال وضو ملتفت بوده، وضوى او صحيح است.
(مسأله 340): اگر در بعضى از اعضاء وضو مانع باشد، كه گاهى آب بخودى خود زير آن مى رسد و گاهى نمى رسد، و انسان بعد از وضو شك كند، كه آب زير آن رسيده يا نه؟ چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب بزير آن نبوده، احتياط واجب آن است، كه دوباره وضو بگيرد.
(مسأله 341): اگر بعد از وضو، چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاء وضو ببيند، و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو، ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است، كه دوباره وضو بگيرد.
(مسأله 342): اگر بعد از وضو شك كند، چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضاء وضو بوده يا نه؟ چنانچه احتمال بدهد كه در حال وضو ملتفت بوده است، وضو صحيح است.
احكام وضو:
(مسأله 343): كسى كه در كارهاى وضو و شرائط آن، مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن، خيلى شك مى كند، چنانچه به حد وسوسه برسد، بايد به شك خود اعتناء نكند.
(مسأله 344): اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه؟ بنا مى گذارد كه وضوى او باقيست ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو، رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر؟ وضوى او باطل است.
(مسأله 345): كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه؟ بايد، وضو بگيرد.
(مسأله 346): كسى كه مى داند وضو گرفته و حدثى هم از او سر زده مثلاً بول كرده، اگر نداند كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند، و وضو بگيرد و اگر بعد از نماز است، نمازى كه خوانده صحيح است، در صورتى كه احتمال التفات در حال شروع به نماز را بدهد، و براى نمازهاى بعد، بايد وضو بگيرد.
(مسأله 347): اگر بعد از وضو يا در بين آن، يقين كند كه بعضى جاها را نشسته يا مسح نكرده است، چنانچه رطوبت جاهائى كه پيش از آن است، به جهت طول مدت خشك شده، بايد دوباره وضو بگيرد، و اگر خشك نشده يا به جهت گرمى هوا و مانند آن خشك شده، بايد جائى را كه فراموش كرده و آنچه بعد از آن است، بشويد يا مسح كند و اگر در بين وضو، در شستن يا مسح كردن جائى، شك كند، بايد به همين دستور، عمل نمايد.