(مسأله 348): اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه؟ در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال شروع به نماز، ملتفت حالش بوده است، نمازش صحيح است، ولى بايد براى نمازهاى بعد، وضو بگيرد.
(مسأله 349): اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه؟ نماز او باطل است، و بايد وضو بگيرد و نماز را، بخواند.
(مسأله 350): اگر بعد از نماز بفهمد، كه وضوى او باطل شده ولى شك كند كه قبل از نماز باطل شده، يا بعد از نماز، نمازى كه خوانده، صحيح است.
(مسأله 351): اگر انسان مرضى دارد، كه بول او قطره قطره مى ريزد يا نمى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند، چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز، تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پيدا مى كند، بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مى كند، بخواند و اگر مهلت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه مهلت دارد، فقط كارهاى واجب نماز را بجا آورد و كارهاى مستحب، مانند اذان و اقامه و قنوت را، ترك نمايد.
(مسأله 352): اگر به مقدار وضو و نماز، مهلت پيدا نمى كند و در بين نماز چند دفعه بول و يا غائط از او خارج مى شود، اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست، احتياط اين است كه ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت بول يا غائط از او خارج شد، فوراً وضو بگيرد، و بقيه نماز را بخواند و بعد با يك وضو، همان نماز را، اعاده كند.
(مسأله 353): كسى كه بول يا غائط طورى پى در پى از او خارج مى شود، كه وضو گرفتن، بعد از هر دفعه براى او سخت است براى هر نمازش بدون اشكال، يك وضو كفايت مى كند، و احوط اين است كه با يك وضو چند نماز را نخواند ولى براى سجده و تشهد قضاء شده و نماز احتياط، وضوى ديگر لازم نيست.
(مسأله 354): كسى كه بول يا غائط، پى در پى از او خارج مى شود، احوط اين است كه بعد از وضو، فوراً نماز بخواند.
(مسأله 355): كسى كه بول يا غائط پى در پى از او خارج مى شود، بعد از وضو گرفتن، بنا بر احتياط نوشته قرآن را مسح ننمايد، اگر چه در حال نماز باشد.
(مسأله 356): كسى كه بول او قطره قطره مى ريزد، بايد براى نماز، به وسيله كيسه اى كه در آن پنبه يا چيز ديگرى است، كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى كند، خود را حفظ نمايد و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد و نيز كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن غائط، خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد، و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد، براى هر نماز مخرج غائط را آب بكشد.
(مسأله 357): كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، در صورتى كه ممكن باشد، به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط، جلوگيرى نمايد، واجب است كه جلوگيرى نمايد اگر چه خرج داشته باشد بلكه اگر مرض او به آسانى معالجه شود، احوط آن است كه خود را معالجه نمايد.
(مسأله 358): كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط، خوددارى كند، بعد از آن كه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهاى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه اش خوانده، قضا نمايد ولى اگر در بين وقت نماز، مرض او خوب شود، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده دوباره بخواند.
(مسأله 359): اگر كسى مرضى دارد كه نمى تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمى توانند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كنند، عمل نمايد.
چيزهائى كه بايد براى آنها وضو گرفت:
(مسأله 360): براى شش چيز وضو گرفتن، واجب است.
"اول" براى نمازهاى واجب، غير از نماز ميت و در نمازهاى مستحب، وضو شرط صحت است.
"دوم" براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز، حدثى از او سر زده، مثلاً بول كرده باشد ولى براى سجده سهو واجب نيست وضو بگيرد.
"سوم" براى طواف واجب خانه كعبه.
"چهارم" اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.
"پنجم" اگر نذر كرده باشد، كه جائى از بدن خود را، به خط قرآن برساند.
"ششم" براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده، يا براى بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن در صورتى كه مجبور باشد، دست يا جاى ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو، بى احترامى به قرآن باشد، بايد بدون اينكه وضو بگيرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد يا اگر نجس شده آب بكشد.
(مسأله 361): مس نمودن خط قرآن، يعنى رساندن جائى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو ندارد، حرام است ولى اگر قرآن را به زبان فارسى، يا به زبان ديگر، ترجمه كنند مس آن اشكال ندارد.
(مسأله 362): جلوگيرى بچه و ديوانه، از مسح خط قرآن واجب نيست ولى اگر مسح نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد بايد آنان را جلوگيرى كنند.
(مسأله 363): مسح نمودن اسم خداوند متعال و صفات خاصه او را به هر زبانى نوشته شده باشد، بدون وضو بنا بر احتياط واجب حرام است. و احوط آن است، كه از مس نمودن اسم پيغمبر و ائمه و حضرت زهرا ((عليهم السلام)) بدون وضو اجتناب نمايد.
(مسأله 364): اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد، وضو بگيرد يا غسل كند، صحيح است و نزديك وقت نماز هم اگر به قصد مهيا بودن براى نماز، وضو بگيرد اشكال ندارد.
(مسأله 365): كسى كه يقين دارد وقت داخل شده، اگر نيت وضوى واجب كند و بعد از وضو بفهمد، وقت داخل نشده، وضوى او صحيح است.
(مسأله 366): مستحب است انسان، براى نماز ميت و زيارت اهل قبور، و رفتن به مسجد، و حرم امامان ((عليهم السلام))، و براى همراه داشتن قرآن، و خواندن و نوشتن آن و مسح حاشيه قرآن، و براى خوابيدن وضو بگيرد و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد، براى هر نماز وضو بگيرد، و يا اينكه از
وضوء اول مدتى بگذرد تا تجديد صدق كند وضو بگيرد، و اگر براى يكى از كارهاى وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد، مى تواند بجا آورد، مثلاً مى تواند با آن وضو نماز بخواند.
چيزهائى كه وضو را باطل مى كند:
(مسأله 367): هفت چيز وضو را باطل مى كند:
"اول" بول.
"دوم" غائط.
"سوم" باد معده، كه از مخرج غائط خارج شود.
"چهارم" خوابى كه بواسطه آن چشم نبيند، و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود، وضو باطل نمى شود.
"پنجم" چيزهائى كه عقل را از بين مى برد: مانند ديوانگى، و مستى و بيهوشى.
"ششم" استحاضه زنان كه بعداً گفته مى شود.
"هفتم" جنابت بلكه بنا بر احتياط مستحب هر كارى كه براى آن، بايد غسل كرد.
احكام وضوى جبيره:
چيزى كه با آن زخم و شكسته را، مى بندند، و دوائى كه روى زخم و مانند آن، مى گذارند، جبيره ناميده مى شود.
(مسأله 368): اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن، باز است و آب ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت.
(مسأله 369): اگر زخم يا دمل يا شكستگى، در صورت و دستها است، و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، بايد اطراف زخم يا دمل را به طورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پائين بشويد، و بهتر آن است كه چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد دست تر بر آن بكشد و بعد پارچه پاكى روى آن بگذارد، و دست تر را روى پارچه نيز بكشد، و امّا در شكستگى، لازم است تيمم بنمايد.
(مسأله 370): اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است و روى آن باز است چنانچه نتواند آن را مسح كند به اين معنا كه زخم مثلاً تمام محل مسح را گرفته باشد، يا آنكه از مسح جاهاى سالم، نيز متمكن نباشد، در اين صورت لازم است، تيمم نمايد و بنا بر احتياط وضو نيز گرفته و پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند.
(مسأله 371): اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است و آب هم براى آن، ضرر ندارد بايد باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد يا جلوى سر، و روى پاها باشد.
(مسأله 372): اگر زخم يا دمل يا شكستگى، كه بسته است در صورت يا دستها باشد، چنانچه باز كردن و ريختن آب روى آن ضرر دارد، بايد مقدارى را كه متمكن است، از اطراف شسته و روى جبيره را، مسح نمايد.
(مسأله 373): اگر نمى شود روى زخم را باز كرد، ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته شده، پاك است و رساندن آب به زخم، ممكن است و ضرر هم ندارد، بايد آب را به روى زخم از بالا به پائين، برساند و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته شده، نجس است چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم، ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو، آب را به زخم برساند و در صورتى كه آب براى زخم ضرر ندارد ولى رساندن آب بروى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمى شود آن را، آب كشيد، بايد تيمم نمايد.
(مسأله 374): اگر جبيره تمام صورت، يا تمام يكى از دستها، يا تمام هر دو دست را، گرفته باشد، بنا بر احتياط بايد تيمم نمايد و وضوى جبيره اى نيز، بگيرد و اگر تمام سر يا پاها، مجبور باشد، بايد تيمم نمايد.
(مسأله 375): لازم نيست جبيره از جنس چيزهائى باشد كه نماز در او جايز است، بلكه اگر از حرير يا از اجزاء حيوانى كه خوردن گوشت آن جائز نيست، بوده باشد مسح بر آن نيز جائز است ولى اگر ممكن است در وقت نماز آن را، بردارد.
(مسأله 376): كسى كه در كف دست و انگشتها، جبيره دارد، و در موقع وضو، دست تر روى آن كشيده است سر و پا را، با همان رطوبت مسح كند، و اگر رطوبت آن، براى مسح كافى نباشد، از ريش و اگر ريش ندارد، از ابرو و مژه، رطوبت بگيرد و مسح كند.
(مسأله 377): اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا، باز است بايد جاهائى كه باز است، روى پا را و جائى كه جبيره است، روى جبيره را مسح كند.
(مسأله 378): اگر در صورت يا دستها، چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد، و اگر جبيره ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند، و در جاهائى كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد.
(مسأله 379): اگر جبيره بيشتر از معمول، اطراف زخم را، گرفته و برداشتن آن، ممكن نيست، بايد تيمّم نمايد، مگر اينكه جبيره در مواضع تيمم باشد، كه در اين صورت، لازم است بين وضو و تيمم، جمع نمايد، و در هر دو صورت، اگر برداشتن جبيره، ممكن است، بايد جبيره را بردارد، پس اگر زخم در صورت و دستها است، اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاها است، اطراف آن را، مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره، عمل نمايد.
(مسأله 380): اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شكستگى نيست ولى به جهت ديگرى آب براى آن ضرر دارد، بايد، تيمم كند.
(مسأله 381): اگر جائى از اعضاء وضو را، رگ زده است و نمى تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن، ضرر دارد مقتضاى احتياط واجب، جمع بين وضوء جبيره و تيمم است.
(مسأله 382): اگر در جاى وضو يا غسل، چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد، كه نمى شود تحمل كرد، بايد تيمم كند. و مقتضاى احتياط واجب، ضمّ وضوى جبيره يا غسل جبيره، با تيمم است، بلى اگر آن چيزى كه چسبيده، دوا باشد، حكم جبيره را دارد.
(مسأله 383): در غير غسل ميّت از سائر اغسال، غسل جبيره اى مثل وضو جبيره اى است ولى بايد آن را ترتيبى بجا آورند و اظهر اين است كه اگر در بدن زخم يا دمل باشد و محل مجبور باشد، واجب است غسل و احتياطاً مسح بر جبيره هم نمايد و اگر محل مكشوف باشد و نجس نباشد و يا تطهير آن ممكن باشد و آب ضرر نداشته باشد، بايد غسل كند و اگر شستن، ممكن نباشد يا آب، ضرر داشته باشد، بايد تيمم كند و اما اگر در بدن شكستگى باشد، بايد غسل بنمايد، و احتياطاً روى جبيره را هم مسح كند. و در صورتى
كه مسح روى جبيره ممكن نباشد يا اين كه محل شكسته باز باشد لازم است تيمم كند.
(مسأله 384): كسى كه وظيفه او، تيمم است اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد، بايد به دستور وضوء جبيره اى، تيمم جبيره اى نمايد.
(مسأله 385): كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره اى، نماز بخواند چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمى شود، مى تواند در اول وقت نماز بخواند ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود، بهتر آن است كه صبر كند و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را دوباره با وضو يا غسل جبيره اى بجا آورد، ولى در صورتى كه اول وقت نماز را خواند و تا آخر وقت عذرش برطرف شد لازم است، وضو گرفته يا غسل كرده نماز را اعاده نمايد.