back page Index Page next page


غسل مس ميّت:

(مسأله 565): اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده و غسلش نداده اند مس كند، يعنى جائى از بدن خود را به آن برساند بايد غسل مس ميّت نمايد، چه در خواب مس كند چه در بيدارى، با اختيار مس كند، يا بى اختيار حتى اگر ناخن و استخوان او به ناخن و استخوان ميّت برسد بايد غسل كند، ولى اگر حيوان مرده اى را مس كند غسل بر او واجب نيست.
(مسأله 566): براى مس مرده اى كه تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نيست اگر چه جائى را كه سرد شده مس نمايد.
(مسأله 567): اگر موى خود را ببدن ميّت برساند، يا بدن خود را به موى ميّت، يا موى خود را به موى ميّت برساند، چنانچه مو بحدى بلند باشد كه عرفاً مس ميّت بر او صدق نكند غسل واجب نيست.
(مسأله 568): براى مس بچه مرده، حتى بچه اى سقط شده اى كه چهار ماه او تمام شده غسل مس ميّت واجب است، بنا بر اين اگر بچه اى چهار ماهه مرده بدنيا بيايد و بدنش سرد شده و ظاهر بدن مادر را مس نمايد مادر او بايد غسل مس ميّت كند.
(مسأله 569): بچه اى كه بعد از مردن مادر و سرد شدن بدنش بدنيا مى آيد، چنانچه ظاهر بدن مادر را مس نمايد وقتى بالغ شد واجب است غسل مسّ ميت كند.
(مسأله 570): اگر انسان، ميتى را كه سه غسل او كاملاً تمام شده مس نمايد غسل بر او واجب نمى شود، ولى اگر پيش از آنكه غسل سوم تمام شود جائى از بدن او را مس نمايد اگر چه غسل سوم آنجا تمام شده باشد بايد غسل مس ميّت نمايد.
(مسأله 571): اگر ديوانه يا بچه نابالغى ميّت را مس كند، بعد از آنكه آن ديوانه عاقل يا بچه بالغ شد، بايد غسل مس ميّت نمايد.
(مسأله 572): اگر از بدن زنده يا مرده اى كه غسلش نداده اند، قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود، و پيش از آنكه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نمايد، بايد غسل مس ميّت كند، ولى اگر قسمتى كه جدا شده، استخوان نداشته باشد، براى مس آن غسل واجب نيست.
(مسأله 573): براى مس استخوانى كه گوشت ندارد و آن را غسل نداده اند چه از مرده جدا شده باشد چه از زنده، غسل واجب نيست. و همچنين است براى مس دندانى كه از مرده يا زنده جدا شده باشد.
(مسأله 574): غسل مس ميّت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه مس ميت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند احتياط واجب آن است كه وضو هم بگيرد.
(مسأله 575): اگر چند ميّت را مس كند يا يك ميّت را چند بار مس نمايد يك غسل كافى است.
(مسأله 576): براى كسى كه بعد از مس ميّت غسل نكرده است، توقف در مسجد و نزديكى با زن و خواندن آيه هايى كه سجده واجب دارد، مانعى ندارد، ولى براى نماز و مانند آن بايد غسل كند.

احكام محتضر:

(مسأله 577): مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن مى باشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بنا بر احتياط در صورت امكان بايد به پشت بخوابانند، بطورى كه كف پاهايش بطرف قبله باشد.
(مسأله 578): اولى آن است تا وقتى كه غسل ميّت تمام نشده، نيز او را رو بقبله بخوابانند، ولى بعد از آنكه غسلش تمام شد، بهتر آن است كه او را مثل حالتى كه بر او نماز مى خوانند بخوابانند.
(مسأله 579): بنا بر احتياط رو بقبله كردن محتضر بر هر مسلمانى واجبست، و اجازه گرفتن از ولىّ او احوط است.
(مسأله 580): مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام ((عليهم السلام)) و ساير عقايد حقّه را بكسى كه در حال جان دادن است، طورى تلقين كنند كه بفهمد، و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.
(مسأله 581): مستحب است اين دعا را طورى بمحتضر تلقين كنند كه بفهمد: (اَللّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الكَثِيرَ مِنْ مَعاصِيكَ وَاقْبَلْ مِنِّى الْيَسِيرَ مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ وَيَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ اِقْبَلْ مِنِّى اليَسِيرَ وَاعْفُ عَنِّى الكَثِيرَ اِنَّكَ اَنْتَ العَفُوُّ الغَفُورُ اَللّهُمَّ ارْحَمْنِى فَاِنَّكَ رَحِيمٌ.)
(مسأله 582): مستحب است كسى كه سخت جان مى دهد، اگر ناراحت نمى شود، بجائى كه نماز مى خوانده ببرند.
(مسأله 583): مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مبارك يس و صافات و احزاب و آية الكرسى، و آيه (54) از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره را، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.
(مسأله 584): تنها گذاشتن محتضر، و گذاشتن چيزى روى شكم او، و بودن جنب و حائض نزد او، و همچنين حرف زدن زياد و يا گريه كردن، و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.

احكام بعد از مرگ

(مسأله 585): بعد از مرگ مستحب است چشمها و لبها و چانه ميّت را ببندند، و دست و پاى او را دراز كنند، و پارچه اى روى او بيندازند، و اگر شب مرده است، در جائى كه مرده، چراغ روشن كنند، و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين بمردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود و نيز اگر ميّت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد بقدرى دفن را عقب بيندازند، كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.

وجوب غسل و كفن و نماز و دفن ميّت

(مسأله 586): غسل و كفن و نماز و دفن مسلمان اگر چه دوازده امامى نباشد، بر هر مكلفى واجب است، و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مى شود، و چنانچه هيچ كس انجام ندهد، همه معصيّت كرده اند.
(مسأله 587): اگر كسى مشغول كارهاى ميّت شود بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند، ولى اگر او عمل را نيمه كاره بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.
(مسأله 588): اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميّت شده واجب نيست به كارهاى ميّت اقدام كند، ولى اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.
(مسأله 589): اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميّت را باطل انجام داده اند، بايد دوباره انجام دهد، ولى اگر گمان دارد كه باطل بوده يا شك دارد كه درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد.
(مسأله 590): بنا بر احتياط براى غسل و كفن و نماز و دفن ميّت، بايد از ولىّ او اجازه بگيرد.
(مسأله 591): ولىّ زن شوهر او است و بعد از او، مردهائى كه ارث مى برند مقدم بر زنهاى ايشانند.
(مسأله 592): اگر كسى بگويد من ولىّ ميّت هستم، يا ولىّ ميّت به من اجازه داده كه غسل و كفن و دفن ميّت را انجام دهم يا بگويد راجع به امور تجهيز ميّت من وصىّ او مى باشم، چنانچه به حرف او اطمينان دارند يا ميّت در تصرف او است يا اينكه دو نفر عادل بلكه يك نفر شخصى كه مورد اطمينان باشد به گفته او شهادت بدهند، بايد حرف او را قبول كرد بلكه اگر قول او مبتلى بمعارض نباشد قبول مى شود و احوط اجازه دادن حاكم شرع نيز به اوست.
(مسأله 593): اگر ميّت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولىّ كسى ديگرى را معين كند، ولايت اين امور با اوست و لازم نيست كسى كه ميّت او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند، ولى اگر قبول كرد، بايد به آن عمل نمايد.

كيفيّت غسل ميّت

(مسأله 594): واحب است ميّت را سه غسل بدهند:
"اول" با آبى كه با سدر مخلوط است.
"دوم" با آبى كه با كافور مخلوط است.
"سوم" با آب خالص.
(مسأله 595): سدر و كافور بايد به اندازه اى زياد نباشد، كه آب را مضاف كند و به اندازه اى هم كم نباشد، كه بگويند آب بدون سدر و كافور است.
(مسأله 596): اگر سدر و كافور به اندازه اى كه لازم است پيدا نشود، بنا بر احتياط واجب مقدارى كه به آن دسترسى دارند در آب بريزند.
(مسأله 597): اگر كسى در حال احرام بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند، و به جاى آن بايد با آب خالص غسلش دهند، مگر اينكه در احرام حج بوده و سعى را تمام نموده باشد، كه در اين صورت با آب كافور غسلش دهند.
(مسأله 598): اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد، مثل آنكه غصبى باشد، بجاى هر كدام كه ممكن نيست بنا بر احتياط ميّت را با آب خالص غسل داده و تيمّم نيز بدهند.
(مسأله 599): كسى كه ميّت را غسل مى دهد، بايد مسلمان، دوازده امامى، بالغ و عاقل باشد، و مسائل غسل را هم بداند، ولى اگر ميّت مسلمان غير اثنى عشرى را هم مذهب خودش، بر طبق مذهبش غسل بدهد، تكليف از مؤمن اثنى عشرى ساقط است.
(مسأله 600): كسى كه ميّت را غسل مى دهد، بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد.
(مسأله 601): غسل دادن بچّه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است، و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او، جائز نيست، و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و در حالت ديوانگى بالغ شده، چنانچه محكوم به اسلام بوده، بايد او را غسل داد.
(مسأله 602): بچّه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد غسل بدهند، و اگر چهار ماه ندارد، بايد بنا بر احتياط در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.
(مسأله 603): غسل دادن مرد زن را، و زن مرد را، حرام و موجب بطلان غسل است. ولى زن مى تواند شوهر خود را غسل دهد، و شوهر هم مى تواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتياط مستحب آن است زن، شوهر خود، و شوهر زن خود را در حال اختيار غسل ندهد.
(مسأله 604): مرد مى تواند دختربچه اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست، غسل دهد، و زن هم مى تواند پسربچه اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.
(مسأله 605): اگر براى غسل دادن ميّتى كه مرد است مرد پيدا نشود، زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر، خواهر، عمه و خاله، يا بواسطه شير خوردن يا ازدواج با او محرم شده اند، مى توانند از زير لباس يا چيزى كه بدن او را بپوشاند، غسلش بدهند، و نيز اگر براى غسل ميّت زن، زن ديگر نباشد، مردهائى كه با او نسبت دارند و محرمند، يا بواسطه شير خوردن يا ازدواج با او محرم شده اند، مى توانند از زير لباس و مانند آن او را غسل دهند.
(مسأله 606): اگر ميّت و كسى كه او را غسل مى دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند، جائز است كه غير از عورت، جاهاى ديگر ميّت برهنه باشد.
(مسأله 607): نگاه كردن به عورت ميّت حرام است، و كسى كه او را غسل مى دهد اگر نگاه كند معصيت كرده، ولى غسل باطل نمى شود.
(مسأله 608): اگر جائى از بدن ميّت نجس باشد بنا بر احتياط پيش از آنكه آنجا را غسل بدهند، آب بكشند. و اولى آن است كه تمام بدن ميّت، پيش از شروع به غسل از جهت نجاستهاى ديگر پاك باشد.
(مسأله 609): غسل ميّت مثل غسل جنابت است، و احتياط واجب آن است، كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميّت را غسل ارتماسى ندهند، و در غسل ترتيبى هم لازم است طرف راست را پيش از طرف چپ بشويند، و نيز اگر ممكن است بنا بر احتياط مستحب هر يك از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند، بلكه آب را روى آن بريزند.
(مسأله 610): كسى را كه در حال حيض يا جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميّت براى او كافى است.
(مسأله 611): مزد گرفتن براى غسل دادن ميّت حرام است، و اگر كسى براى گرفتن مزد، ميت را غسل دهد، آن غسل باطل است، ولى مزد گرفتن براى كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست.
(مسأله 612): در غسل ميّت غسل جبيره اى مشروع نيست و اگر آب پيدا نشد، يا استعمال آن مانعى داشته باشد، بايد عوض هر غسل، ميّت را يك تيمّم بدهند، و احتياط واجب آن است كه يك تيمّم ديگر هم عوض هر سه غسل بدهند، و اگر كسى كه تيمّم مى دهد، در يكى از سه تيمّم قصد ما فى الذمه نمايد، يعنى نيّت كند كه اين تيمّم را براى آنكه به تكليف عمل شده باشد، انجام مى دهم، تيمّم چهارم لازم نيست.
(مسأله 613): كسى كه ميّت را تيمّم مى دهد، بايد دست خود را به زمين بزند، و به صورت و پشت دستهاى ميّت بكشد، و اگر ممكن باشد، احتياط واجب آن است كه با دست ميّت هم او را تيمّم بدهد.

احكام كفن ميّت

(مسأله 614): ميّت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى گويند كفن نمايند.
(مسأله 615): لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. و پيراهن بايد، از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند و بهتر آن است تا روى پا برسد، و درازى سرتاسرى بايد بقدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد، و پهناى آن بايد به اندازه اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.
(مسأله 616): مقدارى از لنگ، كه ناف تا زانو را مى پوشاند، و مقدارى از پيراهن كه از شانه تا نصف ساق را مى پوشاند، مقدار واجب كفن است و آنچه بيشتر از اين مقدار در مسأله قبل گفته شد، مقدار مستحب كفن مى باشد.

back page Index Page next page