"سوم" آنكه شكافتن قبر موجب هتك حرمت نباشد و ميّت بى غسل يا بى كفن دفن شده باشد، يا بفهمند غسلش باطل بوده، يا به غير از دستور شرع كفن شده يا در قبر او را رو بقبله نگذاشته اند.
"چهارم" آنكه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميّت را ببينند.
"پنجم" آنكه ميّت را در جايى كه بى احترامى به اوست مثل قبرستان كفار يا جائى كه كثافت و خاكروبه مى ريزند دفن كرده باشند.
"ششم" آنكه براى يك مطلب شرعى كه اهميّت آن از شكافتن قبر بيشتر است قبر را بشكافند مثلاً بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله اى كه دفنش كرده اند بيرون آورند.
"هفتم" آنكه بترسند درنده اى بدن ميّت را پاره كند يا سيل او را ببرد، يا دشمن بيرون آورد.
"هشتم" آنكه قسمتى از بدن ميّت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند ولى احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميّت ديده نشود.
"نهم" آنكه ميّت را بخواهند به مشاهد، مشرّفه نقل نمايند بخصوص اگر وصيّت كرده باشد.
غسلهاى مستحب:
(مسأله 689): در شرع مقدس اسلام غسلهايى مستحب است و از آن جمله است:
1ـ غسل جمعه: و وقت آن بعد از اذان صبح است و بهتر آن است كه نزديك ظهر بجا آورده شود، و اگر تا ظهر انجام ندهند بهتر آن است كه بدون نيّت ادا و قضا تا غروب بجا آورند. و اگر در روز جمعه غسل نكند مستحب است از صبح شنبه تا غروب قضاى آن را بجا آورد و كسى كه مى داند در روز جمعه آب پيدا نخواهد كرد مى تواند روز پنجشنبه غسل را رجاءً انجام دهد، و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد: (اَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد
وَآلِ مُحَمَّد وَاجْعَلْنِى مِنَ التَّوّابِينَ وَاجْعَلْنِى مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ).
2ـ غسل شب اول و هفدهم و اول شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم و غسل در شب بيست و چهارم ماه رمضان.
3ـ غسل روز عيد فطر و عيد قربان و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر و بعد از ظهر تا غروب به قصد رجاء بياورند، و بهتر آن است كه آن را پيش از نماز عيد به جا آورند.
4ـ غسل شب عيد فطر و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح و بهتر آن است كه در اول شب بجا آورد.
5ـ غسل روز هشتم و نهم ذيحجه و در روز نهم بهتر آن است كه آن را نزديك ظهر بجا آورد.
6ـ غسل كسى كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه نماز آيات را عمداً نخوانده در صورتى كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد.
7ـ غسل كسى كه جائى از بدنش را به بدن ميّتى كه غسل داده اند رسانده باشد.
8ـ غسل احرام.
9ـ غسل دخول حرم.
10ـ غسل دخول مكه.
11ـ غسل زيارت خانه كعبه.
12ـ غسل دخول كعبه.
13ـ غسل براى نحر و ذبح و حلق.
14ـ غسل داخل شدن مدينه منوّره.
15ـ غسل داخل شدن حرم پيغمبر ((صلى الله عليه وآله)).
16ـ غسل وداع قبر مطهّر پيغمبر ((صلى الله عليه وآله)).
17ـ غسل براى مباهله با خصم.
18ـ غسل دادن بچه اى كه تازه بدنيا آمده.
19ـ غسل براى استخاره.
20ـ غسل در وقت احتراق قرص آفتاب، كسوف.
21ـ غسل براى استسقاء.
22ـ غسل زيارت سيدالشهداء ((عليه السلام)) هر چند از دور باشد.
(مسأله 690): فقها، در بيان اغسال مستحبه، اغسال زيادى نقل نموده اند كه از جمله آنها اين چند غسل است:
1ـ غسل تمام شبهاى طاق ماه رمضان و غسل تمام شبهاى دهه آخر آن، و غسل ديگرى در آخر شب بيست و سوم آن.
2ـ غسل روز (24) ذى الحجة.
3ـ غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاول و روز بيست و پنجم ذى القعده.
4ـ غسل زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش استعمال كرده.
5ـ غسل كسى كه در حال مستى خوابيده.
6ـ غسل كسى كه براى تماشاى دار آويخته رفته و آن را ديده باشد، ولى اگر اتفاقاً يا از روى ناچارى نگاهش بيفتد يا مثلاً براى شهادت دادن رفته باشد، غسل مستحب نيست.
7ـ غسل براى دخول مسجد پيغمبر ((صلى الله عليه وآله)).
8ـ غسل براى زيارت معصومين ((عليهم السلام)) از دور يا نزديك ولى احوط اين است كه اين غسلها را به قصد رجاء بجا آورند.
(مسأله 691): انسان غسلهاى مستحبى كه براى خود انجام داده و در مسأله (689) گفته شد، بنا به احتياط واجب نمى تواند كارى را كه مانند نماز، وضو لازم دارد انجام دهد و اما غسلهائى كه رجاءً بجا آورده مى شود از وضو كفايت نمى كند جَزْماً.
(مسأله 692): اگر چند غسل بر كسى مستحب باشد و به نيّت همه يك غسل بجا آورد كافى است.
"تيمّـم"
در هفت مورد بجاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد:
"اول" آنكه تهيّه آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
(مسأله 693): اگر انسان در آبادى باشد، بايد بنا بر احتياط براى تهيّه آب وضو، و غسل، به قدرى جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود، و اگر در بيابان باشد، چنانچه زمين آن پست و بلند يا به جهت زيادى درختان، راه آن دشوار است، بايد در هر يك از چهار طرف به اندازه پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى كردند. در جستجوى آب بروند والاّ بايد در هر طرف به اندازه پرتاب دو تير جستجو نمايد.(1)
(مسأله 694): اگر بعضى از چهار طرف هموار و بعضى ديگر پست و بلند باشد، در طرفى كه هموار است به اندازه پرتاب دو تير و در طرفى كه هموار نيست به اندازه پرتاب يك تير جستجو كند.
(مسأله 695): در هر طرفى كه يقين دارد آب نيست در آن طرف جستجو لازم نيست.
ــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ از مجلسى اول نقل شده است در شرح كتاب من لا يحضر الفقيه: اينكه مقدار
يك تير پرتاب دو صد گام است.
(مسأله 696): كسى كه وقت نماز او تنگ نيست، و براى تهيّه آب وقت دارد، اگر يقين دارد در محلى دورتر از مقدارى كه بايد جستجو كند آب هست، بايد براى تهيّه آب برود، و اگر گمان دارد آب هست، رفتن به آن محل لازم نيست ولى اگر گمان او قوى و به حد اطمينان باشد، بايد براى تهيّه آب به آن محل برود.
(مسأله 697): لازم نيست خود انسان در جستجوى آب برود، بلكه مى تواند كسى را كه به گفته او اطمينان دارد بفرستد و در اين صورت اگر يك نفر از طرف چند نفر برود كافيست.
(مسأله 698): اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود، يا در منزل يا در قافله آب هست، بنا بر احتياط بايد بقدرى جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند، يا از پيدا كردن آن نااميد شود.
(مسأله 699): اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد، و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همانجا بماند، چنانچه احتمال دهد كه آب پيدا مى كند، احتياط مستحب آن است كه دوباره در جستجوى آب برود.
(مسأله 700): اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند و تا وقت نماز ديگر در همانجا بماند چنانچه احتمال دهد كه آب پيدا مى شود احتياط مستحب آن است كه دوباره در جستجوى آب برود.
(مسأله 701): اگر وقت نماز تنگ باشد يا از دزد و درّنده بترسد، يا جستجوى آب بقدرى سخت باشد كه نتوان تحمّل كند، جستجو لازم نيست.
(مسأله 702): اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، اگر چه معصيت كرده ولى نمازش با تيمّم صحيح است.
(مسأله 703): كسى كه يقين دارد آب پيدا نمى كند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمّم نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مى كرد آب پيدا مى شد، چنانچه وقت وسعت داشته باشد، لازم است وضو گرفته و نماز را اعاده نمايد.
(مسأله 704): اگر بعد از جستجو، آب پيدا نكند و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، در جايى كه جستجو كرده آب بوده، در صورتى كه وقت باقى باشد بايد وضو گرفته و نماز را دوباره بجا آورد.
(مسأله 705): كسى كه يقين دارد وقت نماز تنگ است، اگر بدون جستجو با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز و پيش از گذشتن وقت بفهمد كه براى جستجو وقت داشته، احتياط واجب آن است كه دوباره نمازش را بخواند.
(مسأله 706): اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند تهيّه آب براى او ممكن نيست يا نمى تواند وضو بگيرد چنانچه بتواند وضوى خود را نگهدارد، نبايد آن را باطل نمايد، ولى مى تواند با عيال خود نزديكى كند، اگر چه بداند كه از غسل متمكن نخواهد شد.
(مسأله 707): اگر پيش از وقت نماز وضو داشته باشد، و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند، تهيّه آب براى او ممكن نيست، چنانچه بتواند وضوى خود را نگهدارد، احتياط مستحب آن است كه آن را باطل نكند.
(مسأله 708): كسى كه فقط بمقدار غسل آب دارد، و مى داند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمى كند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است، و احتياط مستحب آن است، كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد.
(مسأله 709): كسى كه مى داند آب پيدا نمى كند، اگر بعد از داخل شدن وقت نماز وضوى خود را باطل كند، يا آبى كه دارد بريزد معصيت كرده، ولى نمازش با تيمّم صحيح است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را نيز بخواند.
دوم از موارد تيمّم:
(مسأله 710): اگر بواسطه پيرى يا ناتوانى يا ترس از دزد يا جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله اى كه آب از چاه بكشد، دسترسى به آب نداشته باشد، بايد تيمّم كند، و همچنين است اگر تهيّه كردن آب يا استعمال آن بقدرى مشقت داشته باشد كه مردم آن را تحمّل نمى كنند، ولى در صورت اخير چنانچه تيمّم ننمايد و وضو بگيرد وضوى او صحيح است.
(مسأله 711): اگر براى كشيدن آب از چاه، دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد، مجبور است بخرد يا كرايه نمايد، اگر چه قيمت آن چند برابر معمول باشد، بايد تهيّه كند و همچنين است اگر آب را چندين برابر قيمتش بفروشند، ولى اگر تهيّه آنها بقدرى پول مى خواهد كه نسبت به حال او ضرر دارد واجب نيست تهيّه نمايد.
(مسأله 712): اگر ناچار شود كه براى تهيّه آب قرض كند، بايد قرض نمايد ولى كسى كه مى داند يا گمان دارد كه نمى تواند قرض خود را بدهد، واجب نيست قرض كند.
(مسأله 713): اگر كندن چاه مشقّت زيادى ندارد، براى تهيّه آب چاه بكند.
(مسأله 714): اگر كسى مقدارى آب بى منّت به او ببخشد بايد قبول كند.
سوم از موارد تيمّم:
(مسأله 715): اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه بواسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود، يا مرض او طول بكشد، يا شدّت كند يا بسختى معالجه شود، بايد تيمّم نمايد، ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد و در مواردى كه غسل لازم است غسل كند.
(مسأله 716): لازم نيست كه يقين كند آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر هم بدهد، چنانچه اگر احتمال او در نظر مردم بجا باشد، و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود، بايد تيمّم كند.
(مسأله 717): كسى كه مبتلا به درد چشم است، و آب براى او ضرر دارد بايد تيمّم نمايد.
(مسأله 718): اگر بواسطه يقين يا ترس ضرر، تيمّم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمّم او باطل است، و اگر بعد از نماز بفهمد بنا بر احتياط واجب در صورتى كه وقت باقى باشد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بخواند، و اگر وقت گذشته قضا ندارد.
(مسأله 719): كسى كه مى داند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته، در صورتى كه ضرر به حدّى نباشد كه اقدام براى آن شرعاً حرام است وضو و غسل او صحيح است.
چهارم از موارد تيمّم:
(مسأله 720): هر گاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو، يا غسل برساند دچار زحمت مى شود بايد تيمّم نمايد، و جواز تيمّم به اين جهت در سه صورت است.
1ـ آنكه اگر آب را در وضو يا غسل صرف نمايد خودش فعلاً يا بعداً به تشنگى كه باعث تلف يا مرضش مى شود يا تحملش مشقت زياد دارد مبتلا خواهد شد.
2ـ آنكه بر كسانى كه حفظشان بر او واجب است بترسد كه از تشنگى تلف يا بيمار شوند.
3ـ آنكه بر غير خود (چه انسان باشد، يا حيوان) بترسد و تلف يا بيمارى يا بى تابى شان بر او گران باشد، و در غير اين سه صورت با داشتن آب تيمّم جائز نيست.
(مسأله 721): اگر غير از آب پاكى كه براى وضو يا غسل دارد آب نجسى هم به مقدار آشاميدن خود و كسانى كه با او مربوطند داشته باشد، بايد آب پاك را براى آشاميدن بگذارد، و با تيمّم نماز بخواند، ولى چنانچه آب را براى حيوانش يا بچه نابالغ بخواهد، بايد آب نجس را به آنان بدهد، و با آب پاك وضو و غسل را انجام دهد.
پنجم از موارد تيمّم:
(مسأله 722): كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى ماند، در اين صورت بنا بر احتياط واجب بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند، ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمّم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، و با بدن و لباس نجس نماز بخواند.