back page Index Page next page


ششم از موارد تيمّم:

(مسأله 723): اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد، مثلاً آب يا ظرفش غصبى است و غير از آن آب و ظرف ديگرى ندارد، بايد بجاى وضو و غسل تيمّم نمايد.

هفتم از موارد تيمّم:

(مسأله 724): هر گاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند تمام نماز، يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، بايد تيمّم كند.
(مسأله 725): اگر عمداً نماز را بقدرى تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده، ولى نماز او با تيمّم صحيح است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
(مسأله 726): كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند وقت براى نماز او مى ماند يا نه بايد تيمّم نمايد.
(مسأله 727): كسى كه بواسطه تنگى وقت تيمّم كرده، و بعد از نماز مى توانست وضو بگيرد و نگرفت تا آبى كه داشته از دستش رفت، در صورتى كه وظيفه اش تيمّم باشد، بايد براى نمازهاى بعدى دوباره تيمّم نمايد، اگر چه تيمّم خود را نشكسته باشد.
(مسأله 728): كسى كه آب دارد، اگر بواسطه تنگى وقت با تيمّم مشغول نماز شود، و در بين نماز آبى كه داشته از دستش برود، چنانچه وظيفه اش تيمّم باشد، احتياط واجب آن است كه براى نمازهاى بعدى دوباره
تيمّم كند.
(مسأله 729): اگر انسان بقدرى وقت دارد كه مى تواند وضو بگيرد، يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحب آن مثل اقامه و قنوت بخواند، بايد غسل كند يا وضو بگيرد، و نماز را بدون كارهاى مستحبى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را
بدون سوره بخواند.


چيزهائى كه تيمّم به آنها صحيح است:

(مسأله 730): تيمّم به خاك و ريگ و كلوخ و سنگ اگر پاك باشد صحيح است، ولى احتياط مستحب آنست كه اگر خاك ممكن باشد به چيز ديگر تيمّم نكند، و اگر خاك نباشد با ريگ يا كلوخ و چنانچه ريگ و كلوخ هم نباشد با سنگ تيمّم نمايد.
(مسأله 731): تيمّم بر سنگ و گچ و سنگ آهك صحيح است، و بنا بر احتياط واجب در حال اختيار به گچ و آهك پخته و آجر پخته و به سنگ معدن مثل عقيق تيمّم ننمايد.
(مسأله 732): اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد به گرد و غبارى كه در فرش و لباس و مانند اينها است تيمّم نمايد، و چنانچه گرد پيدا نشود، بايد به گل تيمّم نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه در صورت تمكن به يكى از امور گذشته (گچ، آهك، آجر، سنگ معدن) نيز تيمّم كند. يعنى جمع كند بين تيمّم به گرد يا گل و امور گذشته و اگر غبار و گل ميسور نشد فقط به يكى از اين امور تيمّم نمايد. و اگر هيچ يك از اينها پيدا نشود احتياط واجب آن است كه نماز را بدون تيمّم بخواند، ولى واجب است بعداً قضاى آن را بجا آورد.
(مسأله 733): اگر بتواند با تكاندن فرش و مانند آن خاك تهيه كند، تيمّم به گرد باطل است، و همچنين اگر بتواند گل را خشك كند و از آن خاك تهيه نمايد، تيمّم به گل باطل مى شود.
(مسأله 734): كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است بايد آن را آب كند، و با آن وضو بگيرد يا غسل كند، و اگر ممكن نيست و چيزى هم كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، لازم است نماز خود را در خارج وقت قضا نمايد، و احوط آنست كه با برف يا يخ اعضاء وضو يا غسل را نمناك كند و اگر اين هم ممكن نيست با يخ يا برف تيمّم نمايد، و خواندن نماز را در وقت بهر نحو باشد بايد ترك نكند و در خارج وقت قضا نمايد.
(مسأله 735): اگر با خاك و ريگ چيزى مانند كاه كه تيمّم با آن باطل است مخلوط شود. نمى تواند به آن تيمّم كند، ولى اگر آن چيز بقدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ از بين رفته حساب مى شود، تيمّم به آن خاك و ريگ صحيح است.
(مسأله 736): اگر چيزى ندارد كه بر آن تيمّم كند، چنانچه ممكن است بايد به خريدن و مانند آن تهيه نمايد.
(مسأله 737): تيمّم به ديوار گلى صحيح است، و احتياط مستحب آن است كه با بودن زمين يا خاك خشك، به زمين يا خاك نمناك تيمّم نكند.
(مسأله 738): چيزى كه بر آن تيمّم مى كند بايد پاك باشد، و اگر چيز پاكى كه تيمّم به آن صحيح است، ندارد مقتضاى احتياط واجب نماز در وقت با فقد طهورين است و قضاء نيز در خارج وقت واجب است.
(مسأله 739): اگر يقين داشته باشد كه تيمّم به چيزى صحيح است، و به آن تيمّم نمايد، بعد بفهمد تيمّم با آن باطل بوده، نمازهاى را كه با آن تيمّم خوانده بايد دوباره بخواند.
(مسأله 740): چيزى كه بر آن تيمّم مى كند و مكان آن چيز بايد غصبى نباشد پس اگر بر خاك غصبى تيمّم كند، يا خاكى را كه مال خود اوست بى اجازه در ملك ديگرى بگذارد، و بر آن تيمّم كند تيمّم او باطل مى باشد.
(مسأله 741): تيمّم در فضاى غصبى باطل است، پس اگر در ملك خود دستها را به زمين بزند و بى اجازه داخل ملك ديگرى شود و دستها را به پيشانى بكشد تيمّم او باطل مى باشد.
(مسأله 742): تيمّم به چيز غصبى، يا در فضاى غصبى يا بر چيزى كه در ملك غصبى است، در حالى كه فراموش كرده يا غفلت داشته باشد صحيح است ولى اگر چيزى را خودش غصب كند و فراموش كند كه غصب كرده، و بر آن تيمّم كند يا ملكى را غصب كند و فراموش كند كه غصب كرده و چيزى را كه بر آن تيمّم مى كند در آن ملك بگذارد، يا در فضاى آن ملك تيمّم نمايد حكم او حكم عامد است و تيمّمش باطل.
(مسأله 743): كسى كه در جاى غصبى حبس است، اگر آب و خاك آن هر دو غصبى است، بايد با تيمّم نماز بخواند.
(مسأله 744): چيزى كه بر آن تيمّم مى كند، بنا بر احتياط در صورت امكان بايد گردى داشته باشد كه به دست بماند، و بعد از زدن دست بر آن، دست را بتكاند كه گرد آن بريزد.
(مسأله 745): تيمّم به زمين گود و خاك جاده و زمين شوره زار كه نمك روى آن نگرفته مكروه است، و اگر نمك روى آن گرفته باشد باطل است.

دستور تيمّم بدل از غسل يا وضو

(مسأله 746): در تيمّم بدل از وضو يا غسل چهار چيز واجب است.
"اول" نيّت.
"دوم" زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است.
"سوم" كشيدن كف هر دو دست به تمامى پيشانى و دو طرف آن، از جائى كه موى سر مى رويد، تا ابروها و بالاى بينى و احتياطاً بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود.
"چهارم" كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست بتمام پشت دست چپ.
(مسأله 747): احتياط مستحب آن است كه تيمّم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، بايد به اين ترتيب بجا آورد: يك مرتبه دستها را بزمين بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد و يك مرتبه ديگر بزمين بزند و پشت دستها را مسح نمايد.


احكام تيمّم:

(مسأله 747): اگر مختصرى هم از پيشانى يا پشت دستها را مسح نكند تيمّم باطل است، چه عمداً مسح نكند، يا مسأله را نداند، يا فراموش كرده باشد، ولى دقت زياد هم لازم نيست، و همين قدر كه بگويند تمام
پيشانى و پشت دستها مسح شده كافيست.
(مسأله 749): براى آنكه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده، بايد مقدار بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
(مسأله 750): پيشانى و پشت دستها را بنا بر احتياط بايد از بالا به پايين مسح نمايد، و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد، و اگر بين آنها بقدرى فاصله دهد، كه نگويند تيمّم مى كند باطل است.
(مسأله 751): در موقع نيّت بايد معين كند كه تيمّم او بدل از غسل است، يا بدل از وضو، و اگر بدل از غسل باشد بايد آن غسل را معين نمايد، و چنانچه يك تيمّم بر او واجب باشد و قصد نمايد كه وظيفه فعلى خود را انجام دهد، اگر چه در تشخيص اشتباه كند تيمّمش صحيح است.
(مسأله 752): در تيمّم بنا بر احتياط وجوبى بايد پيشانى و كف دستها و پشت دستها در صورت تمكن پاك باشد.
(مسأله 753): انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد، و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد، مثلاً چيزى به آنها چسبيده باشد بايد برطرف نمايد.
(مسأله 754): اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است، و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نمى تواند باز كند، بايد دست را روى آن بكشد، و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى كه بر آن بسته نتواند باز كند، بايد دستها را با همان پارچه به چيزى كه تيمّم بر آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد.
(مسأله 755): اگر پيشانى و پشت دستها مو داشته باشد، اشكال ندارد ولى اگر موى سر روى پيشانى آمده باشد بايد آن را عقب بزند.
(مسأله 756): اگر احتمال دهد كه در پيشانى و كف دستها يا پشت دستها مانعى است، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد جستجو نمايد تا يقين يا اطمينان كند كه مانعى نيست.
(مسأله 757): اگر وظيفه او تيمّم است و نمى تواند تيمّم كند، بايد نائب بگيرد و كسى كه نائب مى شود، بايد او را با دست خود او تيمّم بدهد، و اگر ممكن نباشد بايد نائب دست خود را به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستهاى او بكشد.
(مسأله 758): اگر در بين تيمّم شك كند كه قسمتى از آن را فراموش كرده يا نه، بايد آن قسمت را بجا آورد.
(مسأله 759): اگر بعد از مسح دست چپ، شك كند كه درست تيمّم كرده يا نه، در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال عمل ملتفت بود، تيمّم او صحيح است. و چنانچه شك او در مسح دست چپ باشد، لازم است او را مسح كند مگر آنكه در عملى كه مشروط به طهارت است داخل شده يا موالات فوت شده باشد، كه در اين دو صورت مسح دست چپ واجب نيست.
(مسأله 760): كسى كه وظيفه اش تيمّم است نمى تواند پيش از وقت نماز براى نماز تيمّم كند، ولى اگر براى كار واجب ديگر يا مستحبّى تيمّم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مى تواند با همان تيمّم نماز بخواند.
(مسأله 761): كسى كه وظيفه اش تيمّم است، اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او باقى مى ماند، در وسعت وقت مى تواند با تيمّم نماز بخواند، ولى اگر بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود، بايد صبر كند و با وضو يا غسل نماز بخواند، و نيز اگر اميد دارد كه عذرش برطرف مى شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند كه با وضو يا غسل نماز بخواند، يا در تنگى وقت با تيمّم نماز را بجا آورد.
(مسأله 762): كسى كه نمى تواند وضو بگيرد، يا غسل كند، اگر يقين كند يا احتمال بدهد كه عذرش برطرف نمى شود مى تواند نمازهاى قضاى خود را با تيمّم بخواند، ولى اگر بعداً عذرش برطرف شد بايد دوباره آنها را با وضو يا غسل بجا آورد.
(مسأله 763): كسى كه نمى تواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاى مستحبى را مثل نافله هاى شبانه روزى، كه وقت معين دارد با تيمّم بخواند، ولى اگر احتمال دهد كه تا آخر وقت آنها، عذر او برطرف مى شود احوط آن است كه آنها را در اول وقتشان بجا نياورد و بعد از برطرف شدن
عذر با وضو يا غسل انجام دهد.
(مسأله 764): كسى كه احتياطاً غسل جبيره اى و تيمّم نمايد، اگر بعد از غسل و تيمّم نماز بخواند، و بعد از نماز حدث اصغرى از او سر بزند مثلاً بول كند براى نمازهاى بعد، بدل از غسل احتياطاً تيمّم كند وضو هم بگيرد و چنانچه حدث پيش از نماز باشد براى آن نماز نيز وضو گرفته و تيمّم نمايد.
(مسأله 765): اگر بواسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر، تيمّم او باطل مى شود.
(مسأله 766): چيزهاى كه وضو را باطل مى كند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مى كند، و چيزهاى كه غسل را باطل مى نمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مى نمايد.
(مسأله 767): كسى كه نمى تواند غسل كند اگر چند غسل بر او واجب باشد احتياط واجب آن است كه بدل از هر غسل تيمّم كند.
(مسأله 768): كسى كه نمى تواند غسل كند، اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب است انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمّم نمايد و كسى كه نمى تواند وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه براى آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو تيمّم نمايد.
(مسأله 769): اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمّم كند كفايت از وضو نمى كند. پس اگر نتواند وضو بگيرد بايد تيمّم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.
(مسأله 770): اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى كند براى او پيش مى آيد چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند، بايد بدل از غسل تيمّم نمايد، و احتياط واجب جمع كردن بين تيمّم بدل از غسل و وضو گرفتن است، و اگر آب براى وضو نداشته باشد يك تيمّم كافى است بقصد ما فى الذمه.

back page Index Page next page