back page Index Page next page

(مسأله 771): كسى كه وظيفه اش تيمّم است اگر براى كارى تيمّم كند تا تيمّم و عذر او باقى است، كارى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد، مى تواند بجا آورد و اگر عذرش تنگى وقت بوده، يا با داشتن آب براى نماز ميّت يا خوابيدن تيمّم كرده فقط كارهايى را كه براى آن تيمّم نموده مى تواند انجام دهد.
(مسأله 772): در چند مورد بهتر است نمازهايى را كه انسان با تيمّم خوانده قضا نمايد.
"اول" آنكه از استعمال آب ترس داشته باشد و عمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است.
"دوم" آنكه مى دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى كند و عمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است.
"سوم" آنكه تا آخر وقت عمداً در جستجوى آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر جستجو مى كرد آب پيدا مى شد.
"چهارم" آنكه عمداً نماز را تأخير انداخته و در آخر وقت با تيمّم نماز خوانده است.
"پنجم" آنكه مى دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى شود و آب را كه داشته ريخته و با تيمّم نماز خوانده است.


احكام نماز:

نماز بهترين اعمال دينى است كه اگر به درگاه خداوند عالم قبول شود عبادتهاى ديگر هم قبول مى شود، و اگر پذيرفته نشود اعمال ديگر هم قبول نمى شود و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى كند و سزاوار است كه انسان نماز را در اول وقت بخواند و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد، مانند كسى است كه نماز نمى خواند، پيغمبر اكرم ((صلى الله عليه وآله)) فرمود: كسى كه به نماز اهميّت ندهد و آن را سبك شمارد سزاوار عذاب آخرت است. روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند مردى وارد و مشغول نماز شد و ركوع و سجودش را كاملاً بجا نياورد، حضرت فرمودند اگر اين مرد در حالى كه نمازش اينطور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته، پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز بياد خدا و بخضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند، و اگر انسان در موقع نماز كاملاً به اين مطلب توجه كند از خود بى خبر مى شود، چنانچه تير را در حال نماز از پاى مبارك اميرالمؤمنين ((عليه السلام)) بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند، و نيز بايد نمازگزار توبه و
استغفار نمايد، و گناهانى را كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد، كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات، و ندادن خمس و زكاة بلكه هر معصيتى را ترك نمايد، و همچنين سزاوار است كارهايى را كه ثواب نماز را كم مى كند بجا نياورد، مثلاً در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند، و كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى كند بجا آورد، مثلاً انگشتر عقيق بدست كند، و لباس پاكيزه بپوشد و شانه و مسواك كند و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب:

نمازهاى واجب شش است:
"اول" نمازهاى شبانه روزى.
"دوم" نماز آيات.
"سوم" نماز ميّت.
"چهارم" نماز طواف واجب خانه كعبه.
"پنجم" نمازهاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است.
"ششم" نمازى كه بواسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى شود و نماز جمعه از نمازهاى شبانه روزى است.

نمازهاى واجب شبانه روزى:

نمازهاى واجب شبانه روزى پنج است: ظهر و عصر، هر كدام چهار ركعت، مغرب سه ركعت عشا، چهار ركعت، صبح دو ركعت است.
(مسأله 773): در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مى شود دو ركعتى خواند.

وقت نماز ظهر و عصر:

(مسأله 774): اگر چوب يا چيزى مانند آن را (شاخص) راست در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مى آيد، سايه آن بطرف مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالا مى آيد اين سايه كم مى شود، و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى رسد، و ظهر كه گذشت، سايه آن
بطرف مشرق برمى گردد و هر چه خورشيد رو به مغرب مى رود سايه زيادتر مى شود، بنا بر اين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت معلوم مى شود، كه ظهر شرعى شده است، ولى در بعضى از شهرها مثل مكّه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلّى از بين مى رود، بعد از
آنكه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى شود كه ظهر شده است.
(مسأله 775): وقت نماز ظهر و عصر بعد از زوال تا غروب آفتاب است. ولى چنانچه نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخواند باطل است، مگر اينكه از آخر وقت بيش از آوردن يك نماز مجال نباشد، كه در اين فرض اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا است، و بايد نماز
عصر را بخواند، و اگر كسى پيش از اين وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند نمازش صحيح است و احوط اين است، كه آن را نماز ظهر قرار داد. و چهار ركعت ديگر به قصد ما فى الذمه بجا آورد.
(مسأله 776): اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود، و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند يعنى نيت كند آنچه تا به حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه را بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آنكه نماز را تمام كرد نماز عصر را بخواند.

احكام نماز جمعه


نماز جمعه و احكام آن:

(مسأله 777): نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است، و امتيازش از نماز صبح اين است كه دو خطبه در پيش دارد، و نماز جمعه واجب تخييرى است به اين معنى كه مكلف در روز جمعه مخيّر است كه نماز جمعه را بخواند در صورتى كه شرائطش موجود باشد، يا نماز ظهر بجا آورد، پس اگر نماز جمعه را بجا آورد، كفايت از ظهر مى كند. و واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:
"اول" داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب است، و وقتش تا برابر شدن سايه شاخص است با شاخص بنا بر اظهر، پس هر گاه تا برابر شدن سايه با شاخص نماز جمعه را تأخير انداخت، وقتش خارج شده و نماز ظهر را بايد بجا آورد.
"دوم" شماره افراد، و آن هم هفت نفر است با امام، و هر گاه هفت نفر از مسلمانان جمع نشود نماز جمعه واجب نمى شود، بلى نماز جمعه از پنج نفرى كه يكى شان امام باشد صحيح است.
"سوم" بودن امام جامع شرائط امامت: از عدالت و غير آن از چيزهائى كه در امام جماعت معتبر است، همچنان كه در بحث نماز جماعت خواهد آمد و بدون او نماز واجب نمى شود. و صحيح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:
اول ـ جماعت بودن، پس فرادى صحيح نيست و هر گاه مأموم پيش از ركوع ركعت دوم نماز جمعه به امام برسد مجزى خواهد بود، و يك ركعت ديگر به او اضافه مى كند و اگر در ركوع دوم درك امام كند مجزى بودنش مشكل است، و احتياط ترك نشود.
دوم ـ خواندن دو خطبه پيش از نماز: كه در خطبه اول حمد و ثناى الهى را گفته و وصيت به تقوى و پرهيزكارى نمايد و يك سوره از قرآن بخواند، سپس نشسته و برخيزد، و باز هم حمد و ثناى الهى را بجا آورده و به پيغمبر اكرم ((صلى الله عليه وآله)) و ائمه مسلمين صلوات فرستاده، و براى مؤمنين و
مؤمنات استغفار كند، و لازم است خطبه پيش از نماز باشد، پس اگر نماز را پيش از دو خطبه شروع كرد صحيح نخواهد بود و خواندن خطبه پيش از زوال آفتاب بنا بر احتياط جائز نيست. بنحو كه تماميّت خطبه مقارن زوال باشد و لازم است كسى كه خطبه را مى خواند هنگام خطبه ايستاده باشد پس هر گاه خطبه را نشسته بخواند صحيح نخواهد بود و فاصله انداختن بين دو خطبه به نشستن لازم و واجب است. و لازم است نشستن مختصر و خفيف باشد، و لازم است امام جماعت و خطيب "كسى كه خطبه مى خواند" يك نفر باشد و احتياط واجب اين است كه در حال خطبه با طهارت باشد و در مقدار واجب از خطبه عربيت: "زبان عربى" معتبر است، و در مازاد بر آن معتبر نيست مگر آنكه حاضرين زبان عربى را ندانند، كه احوط در اين صورت در خصوص وصيت به تقوى، جمع بين عربيت و زبان حاضرين است. و نيز احوط اين است كه امام جمعه مجتهد باشد و يا منصوب از قبل مجتهد جامع الشرائط باشد.
سوم ـ آنكه مسافت بين دو نماز جمعه كمتر از يك فرسخ نباشد، پس هر گاه دو نماز جمعه در مسافت كمتر از يك فرسخ مقارن هم برپا شود، هر دو باطل مى شود، و اگر يكى سبقت بر ديگرى داشت هر چند به تكبيرة الاحرام باشد صحيح و دومى باطل خواهد بود ولى هر گاه پس از برگزارى نماز جمعه كشف شد كه نماز جمعه ديگرى بر او سابق يا مقارنش در مسافت كمتر از يك فرسخ برپا شده بود، بجا آوردن نماز ظهر واجب نخواهد بود، و فرقى نيست بين اينكه اين كشف در وقت يا در خارج وقت باشد و برپا نمودن نماز جمعه در صورتى مانع از نماز جمعه ديگر در مسافت مزبور مى شود كه خود صحيح و جامع شرائط باشد، والاّ در مانع بودنش اشكال است، و اقرب مانع نبودن است.
(مسأله 778): هر گاه نماز جمعه اى كه داراى شرائط است برپا شود، بنا بر احتياط حضور در آن واجب است، و در وجوب حضور چند چيز معتبر است:
"اول" آنكه مكلف مرد باشد، و حضور جمعه بر زنان واجب نيست.
"دوم" آزادى، پس حضور در نماز جمعه بر بندگان "برده" واجب نيست.
"سوم" حاضر بودن، پس بر مسافر واجب نيست، و در مسافر فرقى نيست كه تكليف او در نماز قصر باشد يا تمام مثل مسافرى كه قصد اقامه نموده باشد.
"چهارم" سلامت از بيمارى و كورى، پس بر بيمار و كور واجب نيست."پنجم" پير نبودن، پس بر پيرمردان واجب نيست.
"ششم" آنكه بين جاى شخص و جائى كه نماز جمعه برپا مى شود بيش از دو فرسخ فاصله نباشد و بر كسى كه سر دو فرسخى است حضور واجب است و همچنين بر كسى كه حضور جمعه بر او دشوار باشد حضور واجب نيست، بلكه بعيد نيست كه اگر باران باشد حضور واجب نشود هر چند حرج و مشقتى نداشته باشد.
(مسأله 779): چند حكم كه به نماز جمعه راجع است از اين قرار است:
"اول" كسى كه نماز جمعه از او ساقط شده و حضورش واجب نباشد، جائز است در اول وقت مبادرت به نماز ظهر نمايد.
"دوم" هر گاه در بلد انسان نماز جمعه جامع شرائط برپا مى شود، بنا بر احتياط جائز نيست انسان بعد از زوال آفتاب سفر كند.
"سوم" حرف زدن، هنگامى كه امام مشغول خطبه خواندن است ـ جائز نيست، و فرقى بين عدد معتبر در اصل وجوب نماز جمعه و بين بيشتر از آن نيست.
"چهارم" گوش دادن به دو خطبه بنا بر احتياط واجب است، ولى كسانى كه معناى خطبه را نمى فهمند، گوش دادن بر آنها واجب نيست.
"پنجم" اذان دوم روز جمعه بدعت است، و اين همان اذانى است كه در عرف اذان سوم ناميده مى شود.
"ششم" وقت خطبه امام، بنا بر احتياط واجب بايد حاضر شود و اگر خطبه را درك نكرد و اقتدا نمود نمازش صحيح است.
"هفتم" خريد و فروش هنگامى كه براى نماز جمعه ندا مى شود حرام است در صورتى كه منافى نماز جمعه باشد، والاّ حرام نخواهد بود و اظهر اين است كه در صورت حرمت نيز معامله باطل نيست.
"هشتم" كسى كه حضور جمعه بر او واجب بوده، و ترك نموده و نماز ظهر را بجا آورد اظهر اين است كه نمازش صحيح باشد.

احكام وقت نماز


وقت نماز مغرب و عشاء:

(مسأله 780): احتياط واجب آن است كه قبل از اينكه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى شود، از بالاى سر انسان بگذرد انسان نماز مغرب را بجا نياورد.
(مسأله 781): وقت نماز مغرب و عشاء تا نيمه شب امتداد دارد، ولى نماز عشاء در صورتى كه با التفات، قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است مگر اينكه از وقت، بيش از مقدار اداء نماز عشاء نمانده باشد، كه در اين صورت لازم است نماز عشاء را قبل از نماز مغرب بخواند.
(مسأله 782): اگر كسى اشتباهاً نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخواند، و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است، و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
(مسأله 783): اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشاء شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند، و نماز را تمام كند و بعد نماز عشاء را بخواند، و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته است بايد نماز را بهم زند و
بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشاء را بجا آورد.
(مسأله 784): آخر وقت نماز عشاء نصف شب است و شب از اول غروب است تا اول طلوع آفتاب.
(مسأله 785): اگر از روى معصيت، يا بواسطه عذرى نماز مغرب يا عشاء را تا نصف شب نخواند، بنا بر احتياط واجب، بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينكه نيت اداء و قضا كند آن نماز را بجا آورد.

back page Index Page next page