وقت نماز صبح:
(مسأله 786): نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيده اى رو به بالا حركت مى كند كه آن را فجر اول گويند، موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم، و اول وقت نماز صبح است، و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى آيد.
احكام وقت نماز:
(مسأله 787): موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود، كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند بلكه به اذان شخصى كه وقت شناس و مورد اطمينان باشد يا به خبر دادن او به دخول وقت نيز مى توان اكتفاء نمود.
(مسأله 788): اگر بواسطه ابر يا غبار، نتواند به داخل شدن وقت يقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده، مى تواند مشغول نماز شود، ولى در چيزهاى كه نسبت به شناختن وقت مانع شخصى باشد مثل نابينائى و در زندان بودن، احتياط واجب آن است كه نماز را تأخير بيندازد تا يقين يا اطمينان كند كه وقت داخل شده است.
(مسأله 789): اگر به يكى از راه هاى گذشته براى انسان ثابت شود كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود، و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده و بنا بر احتياط اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد، كه در بين نماز وقت داخل شده بود نماز را اعاده نمايد.
(مسأله 790): اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است، و اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا نفهمد كه در وقت خوانده يا پيش از وقت نمازش باطل است، بلكه اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است بايد دوباره آن نماز را بخواند.
(مسأله 791): اگر يقين كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود، و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يانه، نماز او باطل است ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد، كه وقت داخل شده، و شك كند كه آنچه از نماز را خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است.
(مسأله 792): اگر وقت نماز بقدرى تنگ است، كه بواسطه بجا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، بايد آن مستحب را به جا نياورد، مثلاً اگر بواسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود، بايد قنوت را نخواند.
(مسأله 793): كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيّت ادا بخواند، ولى نبايد عمداً نماز را تا اين وقت تأخير بيندازد.
(مسأله 794): كسى كه مسافر نيست، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط نماز عصر را بخواند، و بعداً نماز ظهر را قضا كند، و همچنين اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشاء را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط عشا را بخواند و بعداً مغرب را بجا آورد.
(مسأله 795): كسى كه مسافر است اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضاء كند، و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشاء را بخواند، و اگر كمتر وقت دارد، بايد عشاء را بخواند، و بعداً مغرب را بجا آورد، و چنانچه بعد از خواندن عشاء معلوم شود كه از وقت به مقدار يك ركعت يا بيشتر به نصف شب مانده است، بايد فوراً نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
(مسأله 796): مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند. و راجع به آن خيلى سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است مگر آنكه تأخير آن از جهتى بهتر باشد مثلاً صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
(مسأله 797): هر گاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تيمّم نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مى تواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر احتمال دهد كه عذر او از بين مى رود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند، و لازم نيست به قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز نيز مانند اذان و اقامه و قنوت وقت دارد مى تواند تيمّم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد و در عذرهاى ديگر غير از موارد تيمم اگر احتمال بدهد كه عذر او باقى باشد جائز است اول وقت نماز بخواند، ولى چنانچه در اثناء وقت عذرش برطرف گردد لازم است اعاده نمايد.
(مسأله 798): كسى كه مسائل نماز و شكيّات و سهويّات را نمى داند و احتمال مى دهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد، ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را بطور صحيح تمام مى كند، مى تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله اى كه حكم آن را نمى داند پيش نيايد، نماز او صحيح است، و اگر مسأله اى كه حكم آن را نمى داند پيش آيد جائز است به يكى از دو طرفى كه احتمال مى دهد عمل نمايد و نماز را تمام كند ولى بعد از نماز مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند و اگر صحيح بوده اعاده لازم نيست.
(مسأله 799): اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى كند، در صورتى كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و همچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد فوراً آن را بجا آورد پيش آمد كند مثلاً ببيند مسجد نجس است بايد اول مسجد را تطهير كند، بعد نماز بخواند، و چنانچه در هر دو صورت اول نماز بخواند معصيت كرده، ولى نماز او صحيح است.
نمازهائى كه بايد به ترتيب خوانده شود:
(مسأله 800): انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر، و نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.
(مسأله 801): اگر به نيّت نماز ظهر مشغول نماز شود، و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمى تواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند، و همينطور است در نماز مغرب و عشاء.
(مسأله 802): اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است و نيّت را به نماز ظهر برگرداند، چنانچه يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، بايد نيّت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام كند.
(مسأله 803): اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند، ولى اگر وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، آفتاب غروب مى كند و براى يك ركعت از نماز هم مجال نيست بايد به نيّت نماز عصر نماز را تمام كند.
(مسأله 804): اگر در نماز عشاء پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت بقدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز نصف شب مى شود، و به مقدار يك ركعت از نماز هم مجال نيست بايد به نيت عشاء نماز را تمام كند، و اگر بيشتر وقت دارد بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعتى تمام كند، بعد نماز عشاء را بخواند.
(مسأله 805): اگر در نماز عشاء بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت كم است بايد نماز عشاء را تمام كند و اگر به مقدار پنج ركعت وقت باشد، بايد نماز را بهم زند، و نماز مغرب و عشاء را بخواند.
(مسأله 806): اگر انسان نمازى را كه خوانده احتياطاً دوباره بخواند در بين نماز يادش بيايد نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمى تواند نيّت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى كه نماز عصر را احتياطاً مى خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است نمى تواند نيّت را به نماز ظهر برگرداند.
(مسأله 807): برگرداندن نيّت از قضاء به نماز اداء، و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.
(مسأله 808): اگر وقت نماز اداء وسعت داشته باشد، انسان مى تواند در بين نماز نيّت را به نماز قضاء برگرداند ولى بايد برگرداندن نيّت به نماز قضاء ممكن باشد مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى تواند نيّت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد.
(مسأله 809): نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند، و بين نمازهاى مستحبى بخواندن نافله هاى شبانه روزى بيشتر سفارش شده، و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعت اند، كه هشت ركعت آن نافله ظهر است و هشت ركعت نافله عصر، و چهار ركعت نافله مغرب، و دو ركعت نافله عشاء و يازده ركعت نافله شب، دو ركعت نافله صبح مى باشد. و چون دو ركعت نافله عشاء را بنا بر احتياط واجب بايد نشسته بخواند، يك ركعت حساب مى شود ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مى شود و بهتر آن است كه تمام بيست ركعت را پيش از زوال بجا آورد.
(مسأله 810): از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيّت نافله شب و دو ركعت آن به نيّت نماز شفع، و يك ركعت آن به نيّت نماز وتر خوانده شود و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است.
(مسأله 811): نمازهاى نافله را مى شود نشسته خواند، ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلاً كسى كه مى خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر است
شانزده ركعت بخواند، و اگر مى خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.
(مسأله 812): نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند، و نافله عشاء چنانچه بقصد رجاء خوانده شود مانعى ندارد.
وقت نافله هاى يوميه:
(مسأله 813): نافله نماز ظهر، پيش از نماز ظهر خوانده مى شود، و وقت فضيلت آن از اول ظهر است تا موقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه اى كه بعد از ظهر پيدا مى شود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.
(مسأله 814): نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى شود، وقت فضيلت آن تا موقعى است كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود، به چهار هفتم آن برسد، و چنانچه بخواهد، نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بايد نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند، و بنا بر احتياط واجب نيّت اداء و قضاء نكند.
(مسأله 815): وقت فضيلت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى شود از بين برود.
(مسأله 716): وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.
(مسأله 817): نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى شود، و وقت فضيلت آن بعد از فجر اول است تا وقتى كه سرخى طرف مشرق پيدا شود، و نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد، و ممكن است نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند.
(مسأله 818): وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر آن است كه نزديك اذان صبح خوانده شود.
(مسأله 819): مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى تواند آن را در اول شب بجا آورد.
نماز غفيله:
(مسأله 820): نماز غفيله از نمازهاى مستحبى مشهور است كه بين نماز مغرب و عشاء خوانده مى شود، و وقت آن بنا بر احتياط پيش از آن است كه سرخى طرف مغرب از بين برود، و در ركعت اول آن بعد از حمد بايد بجاى سوره اين آيه را بخوانند: (وَذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ).
و در ركعت دوم بعد از حمد بجاى سوره اين آيه را بخوانند: (وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَيْبِ لا يَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَيَعْلَمُ ما فِى البَرِّ وَالْبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَة اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبَّة فِى ظُلُماتِ الاَْرْضِ وَلا رَطْب وَلا يابِس اِلاّ فِى كِتاب مُبِين). و در قنوت آن بگويد: (اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتِى لا يَعْلَمُها اِلاّ اَنْتَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاَنْ تَفْعَلَ بِى كذا وكذا) و به جاى كلمه كذا و كذا حاجتهاى خود را بگويند و بعد بگويند: (اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَالقادِرُ عَلى طَلِبَتِى تَعْلَمُ حاجَتِى فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمّا قَضَيْتَهالِى).